|
سید سعید شاهرخی وارد دوازدهمین ماه صدارت خود در استانداری همدان شده است و قطعا کارنامه یکساله عملکردی وی مانند هر مدیری در زمان خود بررسی خواهد شد اما آنچه مشخص است تلاش استاندار در این یازده ماه برای یک دست کردن تیم مدیریتی استان بر اساس شاخص ها و انتظاراتی است که اعلام کرده و سعی داشته بر آنها پایبند بماند.
البته وی برای اتمام این کار یکماه دیگر به مدیرانی که به گفته او در این مسیر قرار ندارند و همراه نیستند فرصت داده تا خود را هماهنگ کرده و برسانند.
با این اوصاف در پایان یک سال صدارت شاهرخی و فرصت یکساله وی باید تمام مدیران هماهنگ با سیاستهای او و دارای روحیات مورد نظر استاندار همچون ریسک پذیری و شجاعت برای مدیریت باشند.
توسعه استان در مقایسه با برخی استان ها که در رقابت بین استانی همواره مورد نظر رسانه ها، مردم و مسئولان هستند، عقب تر است و تنها حرکت های سرعت بخش و تسریع کننده می تواند این عقب ماندگی را جبران کند.
در توسعه، نقش مدیران نقش ویژه ای است زیرا حرکت آنها می تواند سرعت توسعه را کند یا افزایش دهد.
از این نگاه فرصت یکساله به مدیران کند و ناهمراه برای بازسازی خود، فرصتی به زیان توسعه بوده و این زیان را استاندار به هر دلیلی پذیرفته تا در مواقعی برای پیشگیری از آن، خود در نقش آن مدیران وارد شود و عقب ماندگی های حاصل از عملکرد آنها را جبران کند هر چند این اقدامات در نهایت نافی زیان های حاصل از این مماشات و تحمل مدیران ضعیف نخواهد بود.
شاهرخی فرصت زیادی برای استانداری ندارد اگر اتفاق خاصی رخ ندهد و وی تا پایان دولت استاندار باشد از عمر استانداری وی دو سال دیگر باقی مانده که فرصت بسیار کمی برای جبران عقب ماندگی های توسعه ای استان نسبت به سایر استان های رقیب و دستیابی به توسعه پایدار است. اگر وی بخواهد کارهایی که باید با سرعت انجام شود را مانند تغییرات مدیریتی و هماهنگ سازی مدیران در یک بازه یکساله انجام دهد ، فرصت انجام کارهای دیگر را از دست خواهد داد و فرصت استانداری وی هم در تلاش برای این هماهنگ سازی ها از دست خواهد رفت.
به همین دلیل یکسال سخن گفتن از شرایط لازم برای مدیریت در استان و در اصطلاح تهدید مدیران برای رساندن سطح عملکرد خود به سطح انتظارات کافی است و حالا که همه شرایط لازم برای مدیریت در استان را می دانند، بهتر است استاندار در چیدمان های مدیریتی و هماهنگ سازی تیم مدیریتی استان تعلل نکرده و با تسریع در آن سرعت توسعه استان را تسریع بخشد.
در تغییرات مدیریتی همواره اینکه مبنا شایسته سالاری و توانمندی بوده یا معیارهای دیگری همچون سیاسی بازی، همزبانی ، رفاقت، سفارش و توصیه ، استفاده از ژن خوب و فامیل بازی و... دخیل بوده مورد توجه بوده است و در این ۱۱ ماه با هر تغییری این شاخص ها مورد بررسی قرار گرفته و افکار عمومی در نهایت به بررسی افزایش یا کاهش سطح مدیریت ها در استان با انتصابات انجام شده پرداخته است. نیازی به بازگویی موضوعات مطرح شده با هر انتصاب شاهرخی در استان نیست اما واکنش ها نشان می دهد اکثر این انتصابات با رضایت عمومی همراه نبوده است و افکار عمومی احساس منفعت از آن نداشته اند.
آنچه در انتصابات مدیریتی اهمیت دارد، نگاه به توسعه مدیریت منابع انسانی استان است .
در این حوزه شاهرخی وعده استفاده از بانوان و جوانان استان در مدیریت ها را داده بود که در کلیت اجرای این وعده نمره قابل قبولی دریافت می کند هر چند وی موفق به انتصاب فرماندار زن تا این لحظه نشده و در مدیران کل هم تعداد زنان مدیر را به اندازه مورد قبول افزایش نداده است.
در موضوع انتصابات زنان برداشت عمومی در استان بر انتصابات احساسی است و شاهرخی در این زمینه نتوانسته هنوز اکثریت کارمندان مرد و حتی زنان شاغل را بر توانمند بودن زنانی که مدیر می شوند و شایسته بودن آنها قانع کند و به همین دلیل پیش بینی این است که این مدیریت ها پایدار نخواهند بود و به همین دلیل کمکی به توسعه مدیریت بانوان در استان نخواهد کرد و آسیب آن بر منابع انسانی زن استان بسیار خواهد بود.
در بخش استفاده از جوانان در مدیریتها، به نظر می رسد انتصابات موثر نبوده و سن مدیریتی منابع انسانی بومی استان نسبت به قبل افزایش داشته است. توجه شاهرخی به همزبانان و استفاده از آنها در پست های مدیریتی استان نیز چالش دیگر وی در انتصابات بوده است. این اقدام شاهرخی دلیلی بر اطلاق عناوینی چون لرستان شمالی، لرآباد همدان و ... در واکنش به این انتصابات بر استان همدان بوده است.
شاهرخی البته بی توجه به این واکنش ها انتصابات خود را انجام داده اما افکار عمومی این انتصابات را تغییری مثبت ارزیابی نکرده و با آن کنار نیامده است و در مواردی تغییرات مدیران را نه به نفع استان که به نفع سرمایه های انسانی استان لرستان دانسته و به استقبال این تغییرات نرفته است.
افکار عمومی را شاید بتوان جهت دهی وخط دهی و... کرد اما خرد جمعی در نهایت فارغ از این اقدامات ، قضاوت خود را خواهد داشت و آنچه به این قضاوت کمک خواهد کرد تا درست و واقعی باشد، ارائه اطلاعات درست و آگاهی بخشی است.
به همین دلیل، استاندار می تواند آماری از مدیران استان،سطح سواد آنها، سن، محل تولد، تحصیلات، سوابق و دیگر شاخص ها به مردم استان ارائه کند تا مشخص شود سطح مدیریت در این یکسال چه وضعیتی پیدا کرده و سرمایه و منابع انسانی استان، رشد داشته یا به قهقرا رفته است.
ارائه این آمار می تواند قضاوت افکار عمومی را واقعی تر کند هرچند بدون آن نیز مردم قضاوت خود را خواهند داشت.
|