|
دههها است که سایه تورم بر سر اقتصاد ایران افتادهاست؛ در کلیترین بیان به معنای افزایش مداوم قیمتها در یک دوره زمانی مشخصاست؛ در ایران تورم به تملک دولت درآمدهاست، به این معنا که دولت با چاپ پول و سرعتبخشیدن به افزایش قیمتها نوعی مالیات از شهروندان اخذ میکند و نوعی جریان انتقال ثروت از سوی کسانی که درامدهای ثابت دارند به سوی کسانی که افزایش حجم نقدینگی به آنها تعلق میگیرد ایجاد میکند و به شکاف طبقاتی دامن میزند.
آنچه که تورم را ترسناک میکند، همبستگی بالای آن با فقر است به این معنا که با افزایش نرخ تورم از قدرت خرید مردم کاسته میشود و خط فقر روز به روز بالاتر میرود؛ پس از آنکه فرامرز توفیقی، رئیس کمیته دستمزد کانون شوراهای اسلامی کار، خط فقر نسبی خانوارها در ایران را ۱۸ میلیون و ۲۹۰ هزارتومان اعلام کرد، وحید محمودی، اقتصاددان اعلامکرد که خط فقر مطلق برای یک خانوار دو نفره ساکن شهر تهران، ۳۲ میلیون تومان و برای خانوار روستائی در استان تهران نیز ۱۵ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان تخمین زده میشود و با این حساب نیمی از جمعیت ایران زیر خط فقر مطلق هستند.
یک کارشناس اقتصاد توسعه در گفت و گو با خبرآنلاین و در واکنش به آمارهایی که در خصوص خط فقر ارائه میشود؛ گفت:"در ایران برای اندازهگیری خط فقر استاندارد خاصی وجود ندارد و مطالعات مختلف با روشهای مختلفی در این خصوص صورت میگیرد اما با توجه به شرایطی که وجود دارد به نظر میآید که آمارهای منتشر شده مبنی بر خط فقر ۳۲ میلیون تومانی برای یک خانوار دو نفره ساکن شهر تهران به واقعیت نزدیک باشد."
دهک دهمیها ۱۵ برابر دهک اول درامد دارند
مرتضی افقه در خصوص آمارهای تورمی آبانماه که از سوی مرکز آمار ارائه شد؛ گفت:" یکی از معیارهای شکاف طبقاتی نسبت دهک دهم به دهک اول است و افزایش آن نشاندهنده افزایش فاصله طبقاتی است که در حال حاضر در کشور به ۱۵ رسیدهاست؛ به این معنی که دهک دهمیها ۱۵ برابر بیشتر از دهک اول کسب درامد میکنند و هر چقدر این عدد کمتر باشد نشاندهنده فاصله طبقاتی کمتر و هر چقدر بیشتر باشد نشاندهنده فاصله طبقاتی بیشتر است و ایران در حال حاضر از جمله کشورهایی است که در آن این عدد بالا است."
او در ادامه گفت:" ساختارها در حال حاضر در کشور در جهت تجمع ثروت در دست اقلیتی است که محرومیت انبوهی از مردم از تولید ملی را در پی خواهد داشت و دهک دهم از جمله افرادی هستند که می توان آنها را ابرثروتمند تلقی کرد و حتی اختلاف ثروت این دهک از سایر دهکهای پردرامد و ثروتمند نیز بسیار زیاد است."
افقه در ادامه در خصوص تبعات شکاف طبقاتی گفت:" این شکاف طبقاتی عوارض اجتماعی و فرهنگی گستردهای دارد که سالها است نمود و بروز پیدا کرده است.
دهک ششمیها هم کمدرامد هستند
این کارشناس اقتصاد توسعه در ادامه در خصوص جایگاه طبقه متوسط در تقسیمبندی دهکها گفت:" طبقه متوسط طبق محاسبات و براوردها به شدت لاغر و کوچک شدهاست و حتی میتوان تا دهک ششم را در دهک درآمدی پایین تلقی کرد و از بین رفتن طبقه متوسط تبعات اجتماعی بلند مدت نگرانکنندهای خواهد داشت."
افقه در خصوص تبعات گستردگی فقر در جامعه گفت:" فقر یک عامل بازدارنده برای رشد و پیشرفت اقتصادی است و فاصله طبقاتی کارایی و مشارکت در فرایند توسعه را مختل میکند.
فقر از جنبههای مختلف بر رشد اقتصادی تأثیر میگذارد؛ یکی از جنبه تأثیر بر رشد فکری و جسمی کودکان است که بهدلیل تغذیه نامناسب در دوره کودکی و عدم تأمین نیازهای لازم در میانمدت و بلندمدت رخ میدهد و افراد نمیتوانند در فرایند توسعه مشارکت داشته باشند و از طرف دیگر احساس تبعیض و نارضایتی منجر به کاهش بهرهوری افراد خواهدشد و عملاً بهرهوری لازم مانند یک فرد در شرایط عادی را از بین خواهدبرد و چه بهصورت مستقیم و یا غیرمستقیم گسترش فقر بر کاهش رشد اقتصادی و نابرابری بهصورت یک دور باطل اثرگذار خواهدبود."
|