|
اسفندماه به روزهای آخرش که نزدیک میشود، همدانیها خوشحالتر میشوند.
این خوشحالی را میتوان هنگام اجرای آئینهای نوروزی و جشن شب چهارشنبهسوری در چهره مردم این استان به راحتی دید.
افروختن آتش، قاشقزنی، فالگوشی، گرهگشایی و آجیل مشکلگشا از رسمهای رایج جشن چهارشنبهسوری در همدان است. اما آنچه در این استان اهمیت دارد، رفتن به بازار و خرید برخی کالاهای نوروزی است. مردم رسم دارند وقتی به بازار رفتند حتماً آینه و سپند ویژه سفره هفتسین را بخرند. البته در گذشته رسم بوده که کوزه تازهای بخرند و آن را جایگزین کوزه کهنه و شکستهشده، کنند.
در روزگاران قدیم، مردم همدان که در کوزه آب را نگهداری میکردند، در شب چهارشنبهسوری کوزهها را میشکستند و کوزهای جدید جایگزین میکردند و اگر فردی خسیس بود و این کار نمیکرد، او را با جمله «کسی که کوزه دوساله در خانه دارد» وصف میکردند.
شالاندازی
مراسم شالاندازی هم از رسومی است که در بیشتر مناطق همدان اجرا میشد. رسم چنین بود که پس از مراسم آتشافروزی در چهارشنبهسوری، جوانان به خانه خویشان و همسایگان بروند و دستمالی را از پنجره و در روستاها از پشتبامها به درون حیاط آویزان کنند و صاحبخانه دستمال را از آجیل و میوه پر میکرد و میگفت: «برکش، خدا مرادت را بدهد».
بختگشایی و گرفتن فال
مراسم بختگشایی شامل گرهزدن دستمال یا چارقد بود؛ به این ترتیب که دختران دمبخت گرهای به دستمال یا چارقد خود میزدند و از اولین رهگذر میخواستند تا گره را بگشاید تا مشکل یا بختشان باز شود.
گردو شکستن، بیرون رفتن از خانه در صبح روز چهارشنبهسوری و پرکردن کوزه آب از آئین رایج بختگشایی در همدان بود. همچنین در این روز مردم رسم گرفتن فال را نیز انجام میدادند.
برای مراسم فالگوشی، فردی در مکانی که دیده نشود، میایستاد و کلیدی زیر پای خود قرار میداد و به سخنان رهگذران گوش میداد و بنا به نیت خود، صحبت آنان را تفسیر میکرد.
فال کوزه نیز از زیباترین و سرگرمکنندهترین سنتهای چهارشنبهسوری در همدان بود. در این سنت در کوزهای آبنخورده، هرکس نشانهای مانند انگشتری، سنجاق، دکمه و ... میانداخت؛ سپس دهان آن را بسته و روی آن سینی محتوی صابون، کیسه حنا، نقل و سورمهدان میگذاشتند و در روز چهارشنبهسوری در خانهای جمع میشدند و در مراسمی اشیا را یکی یکی در میآوردند و دوبیتیهای محلی میخواندند و تفأل میزدند.
همچنین یکی از زنان روستا از چشمه با کوزهای آب میآورد و دیگر زنها دور هم جمع میشدند و هرکدام نشانی از خود را مانند سکه، دکمه یا سنجاق در آب کوزه میانداختند. سپس یک دختربچه این نشانها را از آب درمیآورد و یکی از زنها، ابیاتی را میخواند که آنرا فال مربوطه به صاحب نشان میدانستند.
آتشزدن جارو
در برخی روستاهای همدان جاروهای کهنه را روی پشتبامها آتش میزدند و جوانها از روی آن میپریدند. همچنین تعدادی کوزه را که به آنها کوزه جنی میگفتند از پشتبام به پایین میانداختند و میشکستند.
دودکردن سپند
در برخی خانهها رسم بر این بوده که سپند دود کنند و دانههای سوخته شده را در 2طرف در خانه بریزند تا اهل خانه ازچشم حسود و بیگانه در امان باشد.
حاجی فیروز
در شبهای چهارشنبه سوری «حاجی فیروز»، مشهورترین پیک نوروز با دایرهای زنگی بر دست به خیابانها میآمد و آمدن بهار را نوید میداد. آنها با پوشیدن لباسهای رنگارنگ و کلاه زنگولهدار، با صورت و دستهای سیاه در حالیکه سرود بهاری میخواندند بر شادیهای این جشن میافزودند.
|