|
بدون شک یکی از وعدهها و دغدغه اصلی دولتهای پس از انقلاب در کشورمان ایجاد بازار کار مناسب برای قشرهای بیکار و جوانهای تحصیلکرده و جویای کار بوده و هست.
بخش صنعت و توسعه این بخش حیاتی در کشور از بسترهای راهگشا و قابل اطمینانی است که برای ایجاد اشتغال پایدار همواره مدنظر و حمایت دولتها قرار داشته است، اما تحقق چنین ایده و ساختار اقتصادی بهدلایل گوناگون و شناخته شدهای در تمام نقاط کشور بهطور یکسان و عادلانه ممکن نبوده است و معدود استانهایی از جمله همدان تاکنون سهم کافی و اثرگذار از سرمایهگذاریهای ملی و مشارکت بخشهای خصوصی و غیر دولتی برای توسعه ساختارهای صنعتی و رشد اقتصاد عمومی خود در سایه فعالیت صنایع بزرگ نبرده است و به همین دلیل می توان مدعی بود که نرخ همیشه بالای بیکاری و فقر اقتصادی استان همدان حاصل نبود زمینههای اشتغال پایدار و صنایع پایه و بزرگ است.
یکی از مظاهر اجتماعی و اقتصادی نبود کارخانجات اشتغالزا در همدان ، گسترش مشاغل غیمولد و واسطهای مانند مغازهداریهای بیشتر از ظرفیت و همچنین دستفروشی و بسیاری مشاغل کاذب بوده است که بیشتر باعث افزایش قیمتها از جمله قیمت ملک و اجاره بها و سایر هزینههای جنبی شده است، تا رشد اقتصادی و بهبود شرایط زندگی قشرهای جوان و جویای کار !.
در این ارتباط بسیار قابل تحقیق و مطالعه می باشد که در شهرها و استانهای صنعتی و نقاطی که به نسبت جمعیت خود از رشد صنعتی قابل ملاحظهای برخوردار هستند، نرخ بیکاری نزدیک به صفر است و مشاغل واسطهای و کاذب نیز در سطح بسیار پایینی قرار دارد .
در مقطعی از تاریخ انقلاب و دوران بازسازی و شکوفایی اقتصادی پس از پایان جنگ تحمیلی، از برخی مسئولان استان همدان شنیده میشد که بخاطر حفظ شرایط اکو زیستی، از استقرار صنایع بزرگ و گاهی آلوده کننده در اقلیم همدان جلوگیری میشود . یکی از مدیران ارشد اواسط دهه ۷۰ در استان نیز، در این باره عقیده جالبتری ابراز می کرد و میگفت ، ایجاد صنایع بزرگ در هر شهر و منطقه باعث باز شدن پای افراد غیر بومی و گسترش برخی مسائل اجتماعی و افزایش هزینههای زندگی برای مردم خواهد بود و به همین دلیل اگر همدان به قطب صنعتی تبدیل نشود بهتر است.
عقیدهها از هر کس و چنان چه در چارچوب اصول شناخته شده و باوهای دینی و ملی باشد قابل احترام میباشد، اما متأسفانه مشکل عقب ماندگی صنعتی و اقتصاد مولد در استان همدان و بهویژه خود مرکز استان این نیست که طرحهای صنعتی و میل به سرمایه گذاریهای بزرگ در استان بهدلایل زیست محیطی یا اظهارنظرهای بدبینانه بایکوت شده باشد ، بلکه مشکل بسیار عیان و نقطه قابل تأمل در این جاست که چرا معدود صنایع به نسبت بزرگ و سرمایه گذاریهایی که با عبور از پیچ وخمهای خسته کننده اداری و دریافت مجوزهای کمرشکن در نقاطی از استان به مرحله عمل رسیده بود ، با موانع بزرگتر روبهرو شد و تقریباً نابود شد ؟! .
مصداق چنین نمونهها ، ذوب آهن اسدآباد و فولاد جعفری در ملایر و دهها طرح کوچکتر در شهرکهای صنعتی استان میباشد که دلسوزانه حمایت و هدایت نشدند و سرانجامی تلخ بهغیر از رکود و تعطیلی و شکست اقتصادی نداشتهاند.
|