روابط انسانها مثل کلافهای چند رنگ کامواها شده. گره کور که میافتد به این راحتیها باز نمیشود. کامواهای جدید خیلی نازک هم دارند. درست مثل روابط ما ظریف و حساسند. با کم دقتیها زود در هم گره میخورد و باید عینک ذرهبینی بیاوریم گره اصلی را باز کنیم. کتابهای زیادی هست که بافتنی یاد میدهد.
درست مثل کتابهای بیشماری که تکنیکهای زیادی برای روابط روی میز دارد و حرفهای تکراری را سالهاست از این نشر به آن نشر میبرند. هیچ کتابی یاد نداده اگر کاموای آلیزه سه رنگتان گره خورد چه باید بکنید. همین طور هیچ کتابی هم نیست که دقیقا بداند روابط انسانی کجا گره کور خورده. روابط ما آدمها حوزههای متعددی دارد چرا که نقشهای مختلفی برای خودمان تعریف میکنیم. اما الفبای سادهای برای روابط وجود دارد که چه شما زن باشید چه مرد. چه اهل بافتنی باشید چه اهل کتاب خواندن.
چه در ایران به دنیا آمده باشید و چه کانادا جواب میدهد و برایتان کاربردی است. حتی مهم نیست چه سن وسالی دارید. این یادداشت درباره یکی از همین الفباهای ساده اما ظریف است. اسم این مهارت، که مثل ملات، آجرهای رابطه را محکم نگه میدارد قدردانی است.
خیلی میشنویم «بشکنه این دست که نمک نداره»، « حیف من که برای تو عمرمو هدر دادم»، « حالا من شدم آدم بد » اینها همه به ما یادآور میشود قدرشناسی در جامعه ما مهارتی است که فراموش شده و اگر هم هست به شیوه درستی انجام نمیشود.
ما توقع داریم در ازای قدرشناسی و قدردانیمان، نتایج فوری ببینیم و ناگهان طرف مقابل از این رو به آن رو شود اما هیچ دستورالعملی وجود ندارد که به یکباره یک انسان بالغ را بتواند تغییر دهد. آدمها منحصر به فردند و هزاران سلول در بدنشان وجود دارد که عواطف، احساسات و تصمیمات آنها را مدیریت میکند. با یکی دوبار قدردانی این سلول ها تغییر می کنند؟! یکی از مهمترین روابط بین آدمها، روابط همسران است.
این رابطه ظریف و چند وجهی مثل مکعبهای رنگی بازی نوجوانهاست. مکعب روبیک را دیدهاید که چند رنگ دارد وحتی وقتی بهم ریخته به نظر جذاب میآید؟! اما هرکدام از این رنگ ها میتواند یک بعد از زندگی مشترک باشد. کنارهم مرتب کردن رنگها کارهرکسی نیست اما غیرممکن هم نیست.
یکی از کارهایی که باعث میشود این مکعب چند وجهی زودتر سروسامان بگیرد قدردانی است. وقتی همه تلاشهای ما در زندگی دیده میشود و حتی اگر به نتیجه نرسد با قدرشناسی مواجه میشود دوست داریم بیشتر تلاش کنیم. ما دلمان میخواهد یک نفر برای بوی خوش قورمه سبزی ناهار، تعمیرکردن آبگرمکن یا حتی مرتبکردن کفشهای بچه ها از ما تشکر کند. یک نفر به ما بگوید که کوچکترین تلاشمان قابل تقدیر است.
میدانید چرا آدمها از اینکه از کارهای کوچکشان تقدیر کنید بیشتر لذت میبرند تا کارهای بزرگ؟! چرا که تلاشهای کوچک گامهای خرد خردیست که تلاش بزرگتری را به ارمغان میآورد و نتیجه شکل میگیرد. خانمی که صورت بچه ها را شسته، ناخن هایشان را گرفته، لباس تمیز تنشان کرده ودست آخر دستشان را گرفته و برده دیدن مادر همسرش برای تبریک روز مادر، خیلی خوشحال میشود اگر وقت شستن صورتشان همسرش سر برسد و بگوید چقدر خوب است که خانمش به تمیزی دندان و صورت بچهها اهمیت میدهد. هم چنین خوشحالتر میشود وقتی بچه ها کفششان را میپوشند و مادر با دقت نظاره میکند، همسرش از این که او به بچه ها استقلال داده تشکر کند.
یا همسری که صبح نان خریده و توی سفره گذاشته و بعد رفته سرکار، اگر بابت این کار کوچکش قدردانی دریافت کند احساس بهتری حین انجام کارش در بیرون از منزل خواهد داشت.
ما دلمان میخواهد تلاشهایمان به نتیجه خوبی منجر شود اما اگر کسی از ما قدردانی کند شاید بهتر بیاموزیم؛ این تلاش ماست که اهمیت دارد و نه نتایج ما و همین را فرزندانمان نیز به ارث ببرند.
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام
بلامانع است.