|
شهرت و اعتبار دیرینه همدان نزد هموطنان ایرانی بیش از آنکه مربوط به ابنیه و آثار پرتعداد باستانی باشد، به خاطر اقلیم زیبا و خوش آب و هوای این خطه کوهستانی بوده و هست که متأسفانه چنین سبقه و هویت قابل مباهات در دهههای اخیر بهخاطر طمعکاری و خودخواهی میراثداران ناخلف باغداران و زمینداران همدانی رو به افول و نابودی میرود.
در این باره اگرچه چند سالی است مسئولان و مدیران اجرایی و قضایی همدان با سیاستگذاریهای قابل احترام در صدد جلوگیری از تبدیل و تغییرکاربریهای غیرقانونی و تجاوزگرانه در زمینهای کشاورزی و عرصههای باغی و فضاهای سبز طبیعی و همچنین کوهپایهها و حاشیه رودخانههای همدان هستند، ولیکن به نظر میآید سرعت عمل و طرفندهای حیلهگرانه اداری متجاوزان برای تعرض به اینگونه عرصههای طبیعی بیشتر از سازمانهای مربوطه میباشد و تا مراحل قانونی برای جلوگیری از تخلفات زمینخواری و باغخواری و کوهخواری از پیچوخمهای اداری به سلامت عبور کند، سودجویان زودتر به مقاصد ویرانگر خود رسیده و هزینههای مضاعفی را بردوش مردم به عنوان صاحبان اصلی منابع طبیعی و محیط زیست و همچنین نهادهای دولتی به عنوان مدافع حقوق مردم و سرمایههای ملی، باقی میگذارند.
گفتن و نوشتن از ارزشهای بیبدیل زمینههای بوجود آورنده طبیعت اعجازانگیز همدان نظیر منابع سرشار آب و بیشه و باغ و گونههای منحصر بهفرد گیاهان خوراکی و طبی، بسیار تکراری و بر اهل نظر و تشخیص عیان است ولیکن باید دانست که مدنیت چند هزارساله و ریشههای فرهنگی و اقوام خطه همدان از نقطه آغاز به خاطر طبیعت و ویژگیهای اقلیمی این سرزمین بوده است که آن را به پایگاه و سکونتگاه وهمچنین مرکزیت حکومتهای ایرانی در دورههای مختلف تاریخی تبدیل ساخته است و همین مدنیت و تاریخ کهن که از دیر باز دست مایه تحقیق و مطالعات باستان شناسی محققان برجسته جهانی قرار گرفته است، بخودی خود دلیلی بر حقانیت خطه اکباتانا و هگمتانه و همدان در سهم برجستهای از آب و آبادانی و وفور نعمتهای الهی در عرصههای طبیعی و محیط زیست سالم میباشد.
حال چه فایده که چند سالی است با تغییر نگرشهای اجتماعی و افزایش جمعیت و کمرنگ شدن وابستگیهای جمعیتی به تولیدات ملی و نقش خودکفاییها در چرخه معیشت خانوادگی، باغ و درخت و زمینهای سرسبز دستخوش نوآوریهای معماری و شهرنشینی و همچنین جایگزینی گل و گلدان و بوتههای مصنوعی و پلاستیکی در زوایای نامناسب توسعه آپارتماننشینیها میشود.
کسی را میشناسم که از چند سال پیش قطعه باغی را با اتاقکی کوچک در جاده دره مرادبیگ ابتدا برای استفاده شخصی و هواخوریهای تابستانی خانوادهاش خریداری کرد. این باغ که تمام زیباییهایش بخاطر چند درخت میوه و چند کرت کوچک سبزهکاری بود، چند سالی است به ویلایی نسبتاً بزرگ و چند اطاق که به سوییتهای جداگانه تبدیل شده، تغییر کاربری داده شده و اغلب در فصل تابستان با اجاره بهای نجومی در اختیار مسافران قرار میگیرد. نکته تأسفبار در چنین رویکرد اقتصادی توسط خیلی از باغداران کوهپایههای همدان این است که فضای دلانگیز و سابق این گونه باغها به علت ساخت و سازهای قطعا غیرقانونی باهدف اسکان مسافران فصلی، بهطور کلی از آن حالت و جذابیت قبلی و طبیعی، بهصورت چندشآوری خارج شده و به زبالهدانی مسافران و ساکنان موقت این خانه باغهای اجاره ای تبدیل شده است.
اگر نباشد ارادهای کارساز برای جلوگیری و برخورد موثر در ساختوسازها و تبدیل کاربریهای غیرقانونی در عرصههای باغی و طبیعی کوهپایههای همدان، دیری نخواهد پایید که از اگر تاک نشانها دیگر اثری باقی نمانده، از مختصر تاکهای پراکنده نیز در باغهای همدان نشانی برجا نخواهد ماند.!
در این خصوص نباید از نظر دور داشت که بهم ریختگی برنامه سنتی حق آبه برای آبیاری باغها و زمینهای کشاورزی و کاهش سهمیه آب، یکی از علتهای اصلی واگذاری و تغییر کاربریها در طبیعت همدان است.
|