|
به گزارش همدان پیام، سخن از مجموعه ویلاهای اقامتی سایت توریستی عباسآباد است؛ ۳۰ واحد اقامتی لوکس و استراتژیک که درست در زیباترین فصل سال، یعنی بهار همدان، به جای میزبانی از گردشگر، به دلیل چالشی که چند نفر برای آن رقم زدند با بحران روبهرو شد و خاک میخورند. بیتفاوتی مدیران تصمیم گیر استانی در برابر واکاوی یک بنبست مدیریتی موچب شده است که یک ظرفیت عظیم به تهدیدی برای اقتصاد استان تبدیل شود .
سیاحتی» گروگان «علیصدر»
ریشه این فاجعه کجاست؟ گزارشها حاکی از آن است که واحدهای اقامتی سایت عباسآباد، به عنوان زیرمجموعه شرکت سیاحتی، به واسطه تعطیلی اجباری غار علیصدر از مدار ارائه خدمات خارج شدهاند. این یعنی یک وابستگی کورکورانه تشکیلاتی؛ بدین معنا که اگر قلب گردشگری استان (علیصدر) به هر دلیلی تپش نیفتد، شریانهای دیگر در نقاط دیگر شهر (مانند عباسآباد) نیز باید قطع شوند.
این پیوند غیرمنطقی، بزرگترین ضربه را به بدنه اقامتی همدان زده است. عباسآباد به عنوان بام همدان و نگین گردشگری شهری، هویتی مستقل از غار علیصدرمیتوانست داشته باشد . خروج این واحدها از مدار خدماتدهی، نه تنها یک ضرر مالی مستقیم برای شرکت مربوطه است، بلکه ضربهای مهلک به ظرفیت تختهای اقامتی استان در شرایط حساس کنونی است.
ضربالمثل معروف «سنگی که نادانی به چاه اندازد و هزار عاقل نتوانند آن را درآورند»، امروز وصف حال مدیریت این ویلاهاست. گویی گرهی در ساختار اداری یا تصمیمگیریهای کلان این شرکت افتاده که هیچکس توان یا اراده گشودن آن را ندارد.
در حالی که بخش خصوصی برای ساخت یک اقامتگاه بومگردی با ظرفیت ۱۰ نفر، سالها پشت در هفتخوان رستم مجوزها میماند، اینجا ۳۰ ویلای آماده، با تمام امکانات، در بهترین نقطه توریستی شهر، به حال خود رها شدهاند. این نه تنها ترک فعل مدیریتی است، بلکه نوعی کجدهنی به سرمایههای عمومیاستان محسوب میشود.
جنگ خارجی و تخریب داخلی
گردشگری همدان به واسطه شرایط سیاسی و اخبار جنگ، به اندازه کافی آسیب دیده و با افت ورودی گردشگر مواجه است. در چنین شرایطی، مدیران هوشمند باید با تسهیلگری و ارائه مشوق، همان تعداد محدود گردشگر را جذب کنند. اما در همدان، ما با لبه دوم قیچی یعنی تخریب زیرساختهای موجود روبهرو هستیم. وقتی گردشگر به همدان میآید و با در بسته زیباترین سایت اقامتی شهر مواجه میشود، چه پیامی به شبکه گردشگری کشور مخابره میکند؟ پیام واضح است ، همدان آماده پذیرایی نیست. این تصویر منفی، به مراتب مخربتر از هر خبر جنگی در رسانههای خارجی است.
سایت عباسآباد به دلیل اشراف به گنجنامه و باغشهرهای همدان، ویترین زیباییهای این شهر است. تعطیلی ویلاها در این نقطه، چندین پیامد خطرناک دارد. که از جمله آن میتوان به تخریب کالبدی بناها اشاره کرد زیرا ساختمانهایی که در آنها زیست و سکونت جریان نداشته باشد، به سرعت فرسوده میشوند. تعطیلی اجباری و بی منطق این ۳۰ ویلا یعنی هزینه استهلاک سنگین بدون یک ریال درآمد.
در جایگاه دیگر میتوان به توزیع نامتوازن مسافر اشاره کرد زیرا با خارج شدن این ۳۰واحد از مدار، فشار اقامتی بر هتلهای دیگر یا بدتر از آن، بر خانهمسافرهای غیرمجاز و کاچادر خواب ها در میادین شهر افزایش مییابد که این خود تبعات امنیتی و اجتماعی دارد. از سوی دیگر ناامیدی بخش خصوصی را نمیتوان منکز شد وقتی دولت یا شرکتهای شبهدولتی توان مدیریت سرمایههای خود را ندارند، بخش خصوصی چگونه میتواند به ثبات بازار گردشگری در این استان اعتماد کند؟
آنچه این روزها درمورد آن سخن به میان میآید این است که شرکت سیاحتی و نهادهای بالادستی آن باید به افکار عمومیو رسانهها پاسخگو باشند چرا سرنوشت عباسآباد به علیصدر گره خورد و چرا برای ضربه زدن به اقتصاد گردشگری و درآمد زایی علیصدر راهکاری پیش بینی نشد؟ اگر غار به دلایل متعدد و بحث برانگیز تعطیل است ، چرا ویلاهای شهری وابسته به علیصدر هم باید تاوان آن را بدهند؟
مدل اقتصادی این تعطیلی چیست؟ کدام منطق بازرگانی تأیید میکند که در فصل پیک سفر، درآمد صفر مطلق باشد اما هزینههای نگهداری پابرجا بماند؟ چرا استان به سمتی پیش نرفته که از ظرفیت واگذاری استفاده شود؟ اگر شرکت سیاحتی توان مدیریت این واحدها را ندارد، چرا آنها را به صورت مدیریت پیمان به بخش خصوصی فعال یا تشکلهای حرفهای واگذار نمیکند تا حداقل چراغ این ویلاها روشن بماند؟
داستان ۳۰ ویلای عباسآباد، مشت نمونه خروار از وضعیت مدیریت گردشگری علیصدر در استان است. ما در دورانی هستیم که ریال به ریال درآمد گردشگری برای معیشت مردم همدان حیاتی است. خاک خوردن این واحدها در بهترین فصل سال، چیزی جز سوءمدیریت و بیتوجهی به منافع استان نیست. کوتاه سخن خطاب به تصمیمگیران استان اینکه اجازه ندهید سنگی که در چاه افتاده، بیش از این به اقتصاد شهر ضربه بزند. وقت آن است که مسایل و مشکلات علیصدر و چراغی که قرار بود راه گردشگری را روشن کند یا کلید این ویلاها به روی گردشگران گشوده شود، یا صندلی مدیرانی که این بنبست را تماشا میکنند، به کسانی سپرده شود که تفاوت فرصت و تهدید را میفهمند.
|