|
امروزه نگاه به فرزندآوری همانند گذشته نیست. فرزند آوری زمانی برای اکثر خانوادهها یک ضرورت محسوب می شد، اما به مرور زمان نگرشی در جوامع مختلف شکل گرفت که این ضرورت را تحتالشعاع قرار داد. به احتمال زیاد هر کدام از ما زوجهایی را دور و بر خود میشناسیم که هر وقت بحث بچهداری پیش می آید؛ قاطعانه میگویند تصمیم گرفتهاند هیچوقت بچهدار نشوند البته دلایل زیادی را هم برای تصمیمشان مطرح می کنند ضمن اینکه هر کدام از ما زوجهایی را می شناسیم که با گذشت سالیان طولانی از ازدواجشان همچنان بدون فرزند هستند.
یکی استاد دانشگاه در گفتگو با خبرنگار همدان پیام گفت: وقتی در مورد فرزند پروری صحبت میشود، در واقع باید در خصوص والدین صحبت کرد، چرا که بسیاری از تعارضات و مشکلات کودکان و نوجوانان به نحوه رفتار والدین بر می گردد و ممکن است که آسیب آن در دوران جوانی و بزرگسالی نیز نمود پیدا کند.
فهیمه قاسمی در مورد اهمیت و ضرورت فرزند پروری گفت: در ابتدا والدین قبل از بچه دار شدن، بهتر است به این آگاهی برسند که چرا می خواهند فرزند خود را به دنیا آورند و مسئولیت آنها در قبال فرزند شان چیست؟ و به این سوال اساسی فکر کنند. زیرا نکته مهم این است که مهمترین و تاثیرگذارترین و پایدارترین عامل موثر بر شخصیت فرزندان پدر و مادر هستند. لدا اگر والدین بتوانند رابطه ای مناسب و درست با فرزندان خود برقرار کنند، قطعا فرزندان سالم و مطلوبی را پرورش خواهند داد.
مدرس دانشگاه اظهار کرد: در واقع هدف فرزندپروری کمک به فرزندان است تا بیاموزند که به صورت مستقل و با کمک والدین خود یک فرد سالم، شاد و مسولیت پذیر باشند و با رضایت و با کیفیت زندگی کنند.
وی افزود: تربیت یعنی پرورش دادن و با آموزش دادن تفاوت دارد. اغلب والدین فکر می کنند که تربیت کردن یعنی ادب کردن، در حالی که تربیت فرایندی است که به صورت منظم و مستمر انجام می گیرد و هدف آن هدایت آنها به سمت رشد جسمانی و روانی و به طور کلی رشد همه جانبه در جهت کسب و درک معارف بشری و هنجارهای مورد پذیرش جامعه و همچنین کمک به شکوفا شدن استعدادهای آنها است.
قاسمی اضافه کرد که در روانشناسی شروع تربیت از دوران جنینی آغاز می گردد و تا زمان مرگ ادامه دارد و همه ما در فرایند تربیت سهیم و مسئول هستیم.
وی همچنین اظهار کرد: ویلیام گلاسر نظریه پرداز تئوری انتخاب، می گوید بزرگترین مشکلاتی که انسان ها در عصر حاضر دارند، نارضایتی از روابط است، چون در روابط زور، اجبار و کنترل وجود دارد.
در مورد بچه ها هم همینطور است والدین از نظر خودشان که تربیت نام دارد، به زور متوسل می شوند و سعی در کنترل بچه ها از طرق مختلف دارند و آزادی عمل را از این طریق از بچهها میگیرند. گلاسر می گوید تنها چیزی که در کنترل و اختیار ماست، فقط رفتار خودمان است و ما در یک رابطه نمیتوانیم دیگران از جمله فرزندان خود را مجبور به کاری بر خلاف میل خودشان کنیم و آنها طبق نظر ما کاری انجام دهند. متاسفانه والدین خودشان را کامل می دانند و فکر می کنند که همه چیز را می دانند و سعی می کنند که تجربیات خود را به فرزندان القاء کنند.
این روانشناس در ادامه گفت: ما باید به تفاوت های فردی کودکان توجه و احترام بگذاریم. همانطور که یک باغبان از همه دانه هایی که می کارد انتظار محصول یکسان را ندارد. والدین هم باید بدانند که بچه ها از جنبه های گوناگون، متفاوت هستند و در زمان متفاوت شکوفا می شوند.
این مدرس دانشگاه همچنین گفت: در آموزش و پرورش هم توجه به تفاوت های فردی بسیار مهم است و لازم است که معلمان و مدیران هم این تفاوتها را ببینند و نگاه جمعی و یکسان به دانش آموزان نداشته باشند و به تفاوت های فردی آنها توجه و احترام بگذارند. بنابراین طبق نظریه انتخاب، ما والدین باید حواسمان به رفتار خودمان باشد و اگر تمرکز بر رفتار و کردار خود داشته باشیم، قطعا تربیت در مسیر درست قرار می گیرد و جای نگرانی وجود نخواهد داشت.
|