|
بنابر اذعان بسیاری از صاحبنظران، جامعه ایران در دوران بلوغ فکری و سیاسی و اجتماعی خود به سر میبرد و از هوشمندی بالایی برخوردار است.
این سخن به معنی آن است که نمیتوان این جامعه را فریب داد و از اقداماتی که در جوامع نابالغ و ناآگاه برای پیشبرد اهداف استفاده می شود، در اینجا هم استفاده کرد . ویژگی یک جامعه بالغ و پویا و آگاه توجه به پژوهش علمی در رویدادها و حرکت بر مبنای آن است.
بر این اساس با شکلگیری اعتراضات اقتصادی و رویدادهای پس از آن پژوهشگران به بررسی این اعتراض و کشف شواهد و تفاوت آن با اعتراضات قبلی پرداختند.
در پژوهشی که منتشر شده در نگاه به هفته نخست اعتراضات آمده است؛ این تحلیل جمعه 12 دی با بررسی و جمعبندی اخبار تجمعات چند روز نخست ارائه شده است: این تجمعات حالت براندازانه دارد و فرهنگ معترضان متمایز از اعتراضات قبل است.
مطالبات اقتصادی و معیشتی از یک سو و افزایش شعارهای پهلویگرایانه از سوی دیگر ویژگی بارز تجمعات است.
ویژگی دیگر، حضور نیافتن کردها ،ترکها و بلوچهاست، در حالیکه در 1401 بودند. مشارکت شهرهای کوچک ( با دلایل معیشتی) دیگر ویژگی این تجمعات است اما قدرت بالایی دارد و میتواند به سرعت شهرها را دربرگیرد.
بیشتر این شهرهای حاشیهای که اسامی برخی از آنها هم برای خیلیها جدید است، دارای مشکلات عدیده زیست اجتماعی و اقتصادی هستند؛ از شهرهای فقیر و فرودست هستند و برخی اعدامی زیاد دارند. بیباکی در اعتراضات این دوره آشکار بوده و گاه تخریب و خشونت از دقایق نخست تجمعات زیاد است.
موسیقی و شعر و شعار یکسان ندارد و حول یک محور جمع نشده اما بی هدف و بی سر، اعتراضات در حال ادامه یافتن است.
برخورد خشن میتواند بر دامنه و شدت اعترضات بیفزاید. هنوز طبقه متوسط وارد میدان نشده و حتی در شبکههای اجتماعی آنچنان به اعتراضات نپیوستهاند.
طبقه متوسط در حال محاسبه است. برای او سرنوشت اعتراضات گنگ است. لذا سبک، سنگین و هزینه فایده میکند که به خیابان بیاید یا نه، در این پژوهش در تحلیل فراز و فرود اعتراضات در هفته دوم چنین عنوان شده است.
در هفته نخست، اعتراضات در شهرهای بزرگ بیشتر اقتصادی و مسالمتآمیز (هر چند حاوی شعارهای ضد نظام) بود اما همزمان در شهرهای کوچک و با وضعیت نامناسب معیشتی ، بیکاری و .... کمکم تندتر شد و اواخر هفته نخست و آغاز هفته دوم، کشته شدن چند تن، به ویژه در ملکشاهی و ماجرای بیمارستان ایلام که بازتاب وسیعی داشت، موج تندشدن درگیریها را تشدید کرد.
مرور حوادث هفته دوم ( که البته قاعدتا موارد دیگری بوده)، نشان از تسری آرام موج اعتراضی در نقاط مختلف دارد و فقدان چشمانداز روشن برای مردم، فراخوان داده شده و این موج را شدت بخشید و به یک شب پر از خشونت و ناآرامی انجامید.
در این پژوهش اقدامات مسئولان حکومتی در مقابل اعتراضات از جمله تغییر رئیس بانک مرکزی، موضع رئیس جمهور مبنی بر پذیرش اعتراضات و جلسهای با نمایندگان اصناف و بازار تهران، موضع رهبر انقلاب مبنی بر اینکه اعتراض بهجاست، اما اغتشاش نه و آغاز شتابزده طرح حذف ارز ترجیحی بدون اقدامات توجیهی و اقناعی کافی در این زمینه که به جای تأثیر مثبت در ایجاد رضایت، اثر معکوس در افکار عمومی داشت، نیز یادآوری شده است.اما نکته مهم در این پژوهش نه بررسی روند اعتراضات تا اغتشاشات است بلکه مطالب عنوان شده در جمعبندی آن است که میطلبد توجه ویژه از سوی حاکمیت و دولت به آن شود.
در این جمعبندی عنوان شده؛ به نظر میرسد عوامل مختلفی همچون انباشت نارضایتیها و فقدان چشمانداز اصلاح روند کشور انگیزه اعتراضات را در کشور افزایش داده و اعلام حمایت خارجی نیز کار را دشوارتر کرده است.
از این رو به نظر میرسد با روشهای قبلی نمیتوان این فرایند را حل کرد و باید تدابیری مؤثرتر اندیشید.این موضوعی است که دبیر شورای عالی امنیت ملی نیز به نحوی به آن اذعان کرده و گفته است: «باید بپذیریم که نیاز به اصلاحات اساسی داریم، پس از حل شدن این مسائل امنیتی نباید خانه اول بازگردیم، مردم امیدی ندارند که اگر این مسائل امنیتی حل شود، همه مشکلات حل میشود بلکه تصور میکنند مشکلات همچنان پابرجا خواهد ماند».
اکنون باتوجه به نتایج این پژوهش وقت آن است که مسئولان با مردم گفتوگو کرده و احساس نیاز به اصلاحات اساسی در جامعه را تأیید و بر آن تأکید کنند زیرا قرار نیست ایران با رژیم چنج خارجی به عقب یا بیتوجهی به نیاز جامعه خانه اول بازگردد.
|