|
در راستاي پیشبرد سیاستهاي اقتصاد مقاومتی و تقویت زیرساختهاي اقتصاد مبتنی بر صادرات غیرنفتی، تبیین واژهي"اقتصادخلاق" و ارائه آمار و گزارشهاي مستند از وضعیت این بخش در کشورهاي توسعه یافته و تلاش براي ایجاد ضرورت پرداختن به این مقوله در کشور، با هدف رشد اقتصادي برپایه صنعت فرهنگ، ضروري مینماید. اقتصاد خلاق یک موتور حیاتی و در حال توسعه از رشد و اشتغال در بسیاری از کشورها است. اقتصاد خلاق در حال تبدیل شدن به یک نیروی کلیدی در کارآفرینی و نوآوری و همچنین کمک به افزایش توسعه اجتماعی و اشتغال است. هیچ نیروی تعیین کنندهای به تنهایی اقتصاد خلاق را به جلو تحریک نمیکند اما امور مشترک بسیاری در قطبهای خلاق وجود دارد. اقتصاد خلاق تنها یک ابر شاهراه نیست بلکه تعداد بیشماری از خط مشیها و راهکارهای محلی متفاوت است که در شهرها و مناطق مختلف کشورهای در حال توسعه یافت میشود.
اقتصاد خلاق یک موتور حیاتی و در حال توسعه از رشد و اشتغال در بسیاری از کشورها است. این گستردگی در بخشهایی از قبیل تبلیغات، توزیع، معماری، هنر، صنایعدستی، طراحی، مد، سلایق غذایی، موسیقی، چاپ و نشر، تئاتر و فنآوری خلاصه میشود.
اقتصاد خلاق در حال تبدیل شدن به یک نیروی کلیدی در کارآفرینی و نوآوری و همچنین کمک به افزایش توسعه اجتماعی و اشتغال است. به گفته یونسکو، اقتصاد خلاق یکی از بخشهای به سرعت در حال رشد اقتصاد جهان و یکی از متحول کنندهترین انواع آن از نظر درآمد، ایجاد شغل و درآمد حاصل از صادرات میباشد.
واژه«اقتصاد خلاق» در سال 2001 میلادي توسط جان هاوکینز، عضو کمیته مشاوره سازمان یونسکو متداول شد. وي اقتصاد خلاق را اینگونه تعریف میکند: «توان اجتماعی – اقتصادي فعالیتهایی که با دانش، اطلاعات و خلاقیت دادوستد میکنند». در قلب اقتصاد خلاق صنایعی هستند که در پیوندگاه هنر، فرهنگ، تجارت و تکنولوژي قرار گرفتهاند. صنایعی از قبیل تبلیغات، معماري، هنر و صنایعدستی،طراحیمد، فیلم، ویدئو، عکاسی، موسیقی، هنرهاي نمایشی، صنعت چاپ، توسعه و تحقیق، نرمافزار، بازيهاي کامپیوتري، نشر الکترونیک، رادیو و تلویزیون و...
صاحبنظران بر این باورند که توجه سیاستگذاران به مقوله اقتصاد خلاق و بهکارگیري سیاستها و برنامههاي مناسب براي گسترش کیفی و کمی صنایع فرهنگی و خلاق، میتواند رشد همهجانبه کشورها را تسهیل نموده و توسعه پایدار را تضمین کند. در کشور ما نیز، گسترش این صنایع با تکیه بر خلاقیتهاي ذاتی انسان و بهکارگیري روشهاي مدرن، گامی در جهت توسعه پایدار و تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی قلمداد میگردد.
مفهوم اقتصاد خلاق که بر مبناي سرمایههاي خلاق تعریف میشود از عوامل ایجاد رشد اقتصادي و اجتماعی جوامع پیشرفته بهحساب می آید و داراي 2 ویژگی خاص است:
نخست اینکه ارزش افزوده آن ناشی از فعالیتهاي خلاق ذهن و پردازش فکر است.
دوم اینکه در این نوع اقتصاد، صنایع با برداشت کمتر از طبیعت و محیطزیست و آلودگی کمتري که براي محیط زیست جهانی ایجاد میکنند، آسیب به مراتب کمتري را نسبت به اقتصاد کلاسیک در طبیعت ایجاد میکنند. بنابراین به آنها اقتصاد سبز هم گفته میشود.
اقتصاد خلاق چرخه تبدیل یک ایده و فکر خلاقانه به محصول و سپس به کالاي اقتصادي است که میتواند زاییده هنر، فرهنگ و تکنولوژي(نرم افزاري) باشد. براین اساس اقتصاد خلاق مرتبط با صنایع فرهنگی، صنایع خلاق و مشاغل خلاق است.
در ایران اطلاعات دقیقی از صادرات کالاهاي فرهنگی در دست نیست و این موضوع برمیگردد به دستهبندي نکردن کالا و خدمات زیرمجموعه کالاهاي خلاق.
منظور از کالاهاي فرهنگی، صنایعدستی، فرش، کتاب و نشریات، ادوات موسیقی، تابلوهاي نقاشی، مجسمه، اشیاء تزئینی، اسباببازي و... میباشد و حجم مبادلات مربوط به فیلم و انیمیشن لحاظ نشده است.
در سال 1391، میزان صادرات غیرنفتی ایران،32 میلیارد دلار و میزان صادرات کالاهاي فرهنگی ،71,0 میلیارد دلار بوده است که سهم کالاي فرهنگی در این درآمد 24,2% بوده است.
در سال 1392، میزان صادرات غیرنفتی ایران،31 میلیارد دلار و میزان صادرات کالاهاي فرهنگی 56,0 میلیارد دلار بوده است که سهم کالاهاي فرهنگی در این بین 78,1% بوده است.
و در 3 ماهه نخست سال 1393، میزان صادرات غیرنفتی ایران 12 میلیارد دلار بوده و میزان صادرات کالاي فرهنگی 03,0 میلیارد دلار بوده است که سهم کالاي فرهنگی در این بین 03,0% بوده است.
نقش صنایع خلاق در رونق تولید ملی و تحقق اقتصاد مقاومتی
با توجه به ضرورت تقویت زیرساختهاي اقتصادي مستقل از صادرات نفت، توجه به بحث اقتصاد خلاق، بهعنوان یکی از شریانهاي اصلی اقتصاد مقاومتی با تأکید بر تقویت صنعت فرهنگ، ضروري مینماید.
از آنجا که ایران با دارا بودن سابقه هنري و تمدنی عظیم 3 هزار ساله، ظرفیتهاي عظیمی از هنر را در خود جاي داده است، با سرمایهگذاري در این حوزهها احتمال2 اتفاق مهم و تأثیرگذار میرود:
1-ایجاد گسترده اشتغال بومی و دانشمحور در سطح ملی
2_گردش مالی بالا، تزریق نقدینگی به حوزه فرهنگ و هنر کشور و استفاده از این هزینهها در سایر عرصههاي هنري به منظور حرکت چرخ دندههاي صنعت فرهنگ کشور.
با نگاهی گذرا به پیشینه موفق این حوزه در کشورهاي توسعه یافته میتوان فهمید که در صورت ساختارسازي بهینه و دقیق بهمنظور گنجاندن این سرفصل در ساختارهاي رسمی کشور، میتوان به توسعه پایدار در کشورهاي در حال توسعه امیدوار بود.
این اتفاق با ترویج ادبیات این حوزه در دانشگاهها و تعیین رشتههاي تخصصی در 2 سطح کارشناسی و ارشد و راهاندازي مراکز مطالعاتی و تحقیقاتی میتواند محقق شود.
دانشآموخته ارشد اقتصاد
کارشناس حوزه مالی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی
استان همدان
|