ttttt پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
تاریخ چاپ : پنجشنبه ، 16 مهر 1405

کد خبر : 148769
 
از مدیریت امور اجتماعی تا حکمرانی اجتماعی

ضرورت تغییر منطق در دفتر امور اجتماعی استانداری
تاریخ خبر : 1405-05-27
     
   
     
متن خبر :

در چنین شرایطی، یکی از چالش‌های جدی مدیریت اجتماعی، فاصله میان پیچیدگی واقعیت جامعه و ظرفیت شناختی ساختارهای سیاست‌گذار است. جامعه‌ای که با سرعت در حال تغییر است، با منطق صرفاً اداری و با تکیه بر جلسه، مکاتبه، کارگروه و گزارش نمی‌تواند به‌درستی فهم و مدیریت شود. این ابزارها برای هماهنگی دستگاه‌ها لازم‌اند، اما به‌تنهایی نمی‌توانند علت، سازوکار و پیامد تحولات اجتماعی را توضیح دهند. از این منظر باید میان "اداره امور اجتماعی" و "حکمرانی اجتماعی" تفاوت گذاشت. دفتر اجتماعی نباید فقط دبیرخانه جلسات یا محل دریافت گزارش دستگاه‌ها باشد؛ بلکه باید به یک ظرفیت تخصصی برای شناخت جامعه، مسئله‌شناسی، تحلیل روندها و پشتیبانی علمی از تصمیم‌گیری تبدیل شود.
این تغییر، نیازمند عبور از گزارش‌محوری و حرکت به سمت تحلیل و ارزیابی سیاست است. اینکه چند جلسه برگزار شده، چند مصوبه صادر شده یا چند برنامه اجرا شده، فقط میزان فعالیت اداری را نشان می‌دهد؛ اما مشخص نمی‌کند این اقدامات چه تغییری در جامعه ایجاد کرده‌اند. پرسش اصلی باید از "چه کردیم؟" به " چه تغییری ایجاد شد و چرا؟" تغییر کند. برای مثال، کاهش ازدواج را نمی‌توان صرفاً با "کاهش تمایل جوانان" توضیح داد. باید نقش اشتغال، مسکن، نااطمینانی اقتصادی، تغییرات ارزشی، تحولات نقش‌های جنسیتی، سرمایه اجتماعی، اعتماد نهادی، مهاجرت و تغییر هنجارهای خانوادگی را در ارتباط با یکدیگر بررسی کرد. این همان تفاوت میان "گزارش عملکرد" و "ارزیابی سیاست" است.
در این چارچوب، دفتر اجتماعی باید از جمع‌آوری صرف داده‌ها عبور کند و به سمت تولید "شناخت سیاستی" حرکت کند. داده زمانی ارزشمند است که بتوان از آن روند استخراج کرد، رابطه میان متغیرها را شناخت و بر اساس آن درباره آینده تصمیم گرفت. بنابراین رصد اجتماعی باید شامل پایش مستمر شاخص‌ها، تحلیل روندها، شناسایی گروه‌های در معرض آسیب، بررسی تفاوت‌های اجتماعی و فضایی و ایجاد سازوکار هشدار زودهنگام باشد. بسیاری از بحران‌های اجتماعی ناگهانی ایجاد نمی‌شوند؛ بلکه نتیجه انباشت تدریجی مسائل و تغییرات اجتماعی هستند. وظیفه مدیریت اجتماعی این است که نشانه‌های اولیه این تحولات را پیش از تبدیل‌شدن به بحران شناسایی کند و برای آنها راهکار سیاستی ارائه دهد.
در کنار این موضوع، رابطه دفتر اجتماعی با دانشگاه نیز باید از شکل تشریفاتی و مقطعی خارج شود. دانشگاه نباید فقط محل سفارش پژوهش یا دعوت از استادان برای حضور در جلسات باشد. رابطه مطلوب، نوعی "هم‌تولیدی دانش سیاستی" است؛ یعنی مسئله از واقعیت اجتماعی استان استخراج شود، داده معتبر در اختیار پژوهشگر قرار گیرد، مسأله با روش علمی بررسی شود و نتایج پژوهش مستقیماً وارد فرآیند تصمیم‌گیری و ارزیابی سیاست شود. پژوهشی که تولید و چاپ شود و بعد در بایگانی قرار گیرد، حتی اگر از نظر علمی ارزشمند باشد، لزوماً به سیاست عمومی تبدیل نشده است. دانشگاه باید بخشی از ظرفیت شناختی مدیریت استان باشد، نه صرفاً پیمانکار پژوهشی آن.
در نهایت، تفاوت مدیریت جدید نباید صرفاً در تعداد بیشتر برنامه‌ها، جلسات و مکاتبات دیده شود؛ بلکه باید در تغییر "منطق مدیریت اجتماعی" آشکار شود: گذار از بوروکراسی اجتماعی به حکمرانی مبتنی بر شواهد، از گزارش‌محوری به مسئله‌محوری، از توصیف به تبیین و از واکنش به پیش‌نگری. دفتر اجتماعی زمانی می‌تواند به یک نهاد اثرگذار تبدیل شود که مدیریت عالی استان برای فهم تحولات جامعه، شناسایی روندهای نوظهور، پیش‌بینی بحران‌های اجتماعی و طراحی مداخلات مؤثر به آن رجوع کند. بنابراین، معیار موفقیت مدیریت جدید این نیست که چه میزان فعالیت اداری افزایش یافته، بلکه این است که آیا ظرفیت شناخت، تحلیل، پیش‌بینی و اثرگذاری سیاستی دفتر ارتقا یافته است یا نه. اتفاق جدید نباید صرفاً تغییر مدیر باشد؛ باید تغییر منطق مدیریت اجتماعی باشد.

 
 
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.