روز معلم، فرصتی است برای ارج نهادن به زحمات معلمان و توجه به چالشها و دستاوردهای آنها. این روز به ما یادآوری میکند که معلمان با تلاشهای شبانهروزی خود، نهتنها به آموزش بلکه به ساخت آینده کشور کمک میکنند.
اگر نیمنگاهی به فعالیت معلمان در دورههای گذشته و مقایسه آن با دوره کنونی بیندازیم، به درستی درمییابیم که جایگاه معلم در هر دوره به تناسب زمانه خود تغییر کرده است.
در برههای از تاریخ، زمانی که جامعه زیرساختهای لازم را نداشت، معلمان برای حضور در مدارس، بهویژه در مناطق روستایی، سختیهای فراوانی را به جان میخریدند. در سرمای شدید زمستان، با حجم عظیم برف، معلمان برای آنکه دانشآموزان از درس و تحصیل باز نمانند، سفرهای طولانی و دشواری را انجام میدادند.
مدارس آن زمان نه تابلوی مناسبی داشتند و نه همچون مدارس امروزی هوشمندسازی شده بودند، اما معلم با تمام سختیها کنار میآمد تا آموزش به دانشآموزان ادامه یابد. اگر امروز در مدارس سیستم گرمایشی مدرن وجود دارد، در سالهای نهچندان دور، بخاریهای نفتی نهتنها در برخی مدارس، بلکه جان بسیاری از دانشآموزان و معلمان را گرفتند و چهرههای سوختهای از مدارس به جامعه روانه شدند.
تصویر کلاسهای درس دهه ۶۰ و ۷۰، که در آن زیر آفتاب سوزان و سرمای شدید درس خوانده میشد، بهطور چشمگیری با روایتهای فانتزی امروزی فاصله دارد.
با توجه به این تفاوتها در زیرساختهای آموزشی و همچنین پیشرفتهای تکنولوژی، در هفته معلم تصمیم گرفتم که با معلمان از ۴ نسل مختلف مصاحبه کنم. این ۴ نسل شامل معلمان نسل دهه ۵۰، دهه ۶۰، دهه ۷۰ و دهه ۸۰ هستند که هرکدام با تجربیات و دیدگاههای منحصر به فرد خود به حرفه معلمی پرداختهاند.
شناخت تغییرات و تحولات حرفه معلمی در طول زمان اهمیت زیادی دارد و بهویژه چالشهایی که آموزش در هر نسل با خود داشته است.
در این مصاحبهها، از هرکدام از این معلمان خواستم نظرات خود را در مورد آموزش و پرورش، تغییرات نسلی، فناوریهای نوین و نیازهای روز معلمان بیان کنند. پاسخهای آنها نمایانگر تغییرات قابل توجهی است که در نظام آموزشی و شرایط شغلی معلمان در این سالها رخ داده است.
نسل نخست پایهگذاران راه آموزش
اطهری: قدیم، پیشرفت دانشآموزان مهمتر از مسائل مالی بود
حسن اطهری، معلم بازنشستهای است، ۸۳ سال دارد و ۳۱ سال از بازنشستگیاش میگذرد. او یکی از قدیمیترین معلمان است که از سال ۱۳۷۳ به عنوان معلم در آموزش و پرورش فعالیت خود را پایان داده است. در طول دوران تدریس خود، تجربیات فراوانی از تغییرات سیستم آموزشی و شرایط اجتماعی و اقتصادی در این سالها کسب کرده است و همچنین دیدگاههای ارزشمندی درباره حرفه معلمی دارد.
شما چگونه وارد حرفه معلمی شدید؟ آیا تغییراتی در فرآیند استخدام نسبت به امروز مشاهده میکنید؟
پس از دیپلم وارد حرفه معلمی شدم. در آن زمان، فرآیند استخدام معلمان بسیار سادهتر از امروز بود. برای استخدام در آموزش و پرورش، نیازی به آزمونهای سختگیرانه یا کنکور نبود. کافی بود که فرد ثبتنام کند و به راحتی وارد سیستم آموزشی شود. البته در ابتدا برای آغاز به تدریس، معلمان را به مناطق روستایی میفرستادند که پس از گذشت ۵ سال تدریس در روستای آبشینه به همدان منتقل شدم. اما امروزه فرآیند استخدام معلمان به مراتب سختتر شده است که از نظر من این تغییرات در کلیت شرایط و کیفیت آموزش مثبت است، درحالی که در گذشته شرایط راحتتر بوده است و در آن زمان هیچگونه سختگیری خاصی وجود نداشت.
حقوق معلمان در زمان شما چگونه بود و آیا فکر میکنید که شغل برای تدریس بیشتر از مسائل مالی در آن زمان اهمیت داشت؟
در زمان قدیم، حقوق معلمان بسیار کم بود و معلمان از کمترین حقوق در ایران بهرهمند بودند. حقوق معلمان ایران در مقایسه با کشورهای دیگر بسیار ناچیز است، درصورتی که کشورهای دیگر، حقوق معلمان بسیار بیشتر از ایران بوده است. با این حال، میتوان گفت که برای افرادی که میدانستند تحصیل چه مزایایی در زندگی به همراه دارد، شور و اشتیاق برای تدریس و کمک به پیشرفت دانشآموزان مهمتر از مسائل مالی بود. در آن زمان، انگیزههای معنوی و حرفهای معلمان بیشتر از جنبههای مالی اهمیت داشت.
سبک تدریس شما در زمانهای قدیم چگونه بود؟
دوران ابتدایی تدریس، بهصورت مختلط انجام میشد به این شکل که در دوران ابتدایی تمامی مقاطع درسی در یک کلاس آموزش میدیدند و بهطور معمول معلمان تخصصی در این مقطع حضور نداشتند. اما با رسیدن به مقطع راهنمایی، تدریس بهصورت تخصصیتر انجام میشد و معلمان در رشتههای خاص خود تدریس میکردند، اما بهکارگیری ابزارهای تکنولوژیکی در کلاسها همانند این دوره وجود نداشت، زیرا در آن زمان امکانات تکنولوژیکی به آن اندازه پیشرفته و در دسترس نبود که امروزه هست.
آیا به نظر شما شرایط اجتماعی و اقتصادی زمان شما تأثیری بر فرآیند آموزش و پرورش داشت؟
در آن زمان، با وجود اینکه حقوقها بسیار کم بود، شرایط زندگی بهگونهای بود که میتوانست راحتتر اداره شود. نیازهای زندگی سادهتر بود و معلمان میتوانستند با همان حقوق کم زندگی کنند.
نسل دوم (میانه) پل میان سنت و نوگرایی
کاظمی: هنر جایگاه مناسبی در آموزشوپرورش ندارد
شهلا کاظمی، دبیر فرهنگ و هنر با ۲۸ سال سابقه کاری و در طول دوران تدریس خود تجربیات فراوانی را در زمینه آموزش و پرورش کسب کرده است. در این گفتوگو، خبرنگار به بررسی دیدگاههای او در مورد تغییرات آموزش و پرورش و چالشهای تدریس میپردازد.
در ابتدا خودتان را معرفی کنید و بگویید چگونه وارد حرفه تدریس شدید؟
شهلا کاظمی هستم، ۴۸ ساله و دبیر فرهنگ و هنر با ۲۸ سال سابقه کاری؛ من هنرستان رشته گرافیک خواندم و همزمان با آن، کنکور سراسری شرکت کردم. از طریق تربیت معلم جذب آموزش و پرورش شدم. در آن زمان، جذب نیرو از طریق دانشگاه خیلی بهتر بود، چون در دوران دانشگاه آموزشهایی در زمینه مسائل آموزشی و روانشناسی به ما داده میشد. این آموزشها بسیار مفید بودند و کمک کردند تا در تدریس بهتر عمل کنم.
چه تغییراتی در فرآیند جذب معلمان و دبیران مشاهده کردهاید؟
زمانی که من وارد سیستم آموزش و پرورش شدم، جذب نیرو از طریق دانشگاه بسیار مؤثرتر بود، چون در دانشگاه آموزشهای لازم در زمینه مسائل آموزشی و روانشناسی را میآموختیم. اما مدتها بعد، به دلایلی معلمان را بازنشسته کردند و تعداد معلمان کاهش پیدا کرد. به همین دلیل، آغاز به جذب دبیران کردند. اما در این جذب، انتخاب دبیران خیلی مناسب نبود. هدف اصلی این بود که کلاسی بدون دبیر نماند. در این شرایط، تأکید بر این بود که فردی که وارد آموزش و پرورش میشود، باید توانایی تدریس و کلاسداری داشته باشد و مهمتر از همه، دبیر باید تعامل خوبی با دانشآموزان داشته باشد. یکی از مشکلاتی که در کلاسهای ما پیش میآید این است که برخی از دبیران مسائل روانشناختی را نمیدانند، که این سبب میشود دانشآموزان از نظر روحی و درسی آرامش نداشته باشند. از همین رو سبب شد که برخی از دانشآموزان درگیر افسردگی و استرس شوند.
چه چالشهایی را در دوران تدریس تجربه کردید؟
یکی از بزرگترین چالشها این بود که در کشور ما، درس هنر جایگاه واقعی خود را پیدا نکرده است. خانوادهها نیز به این موضوع اهمیت زیادی نمیدهند و حتی در برخی موارد، به آن دامن میزنند. من دانشآموزانی داشتم که در زمینه هنر توانمند بودند، اما چون خانوادهها از آنها حمایت نمیکردند، بعدها از این موضوع پشیمان شدند. این سبب شد که بسیاری از این دانشآموزان سالها پشت کنکور رشتههای تجربی و ریاضی بمانند، در حالی که اگر خانوادهها جایگاه درس هنر را میشناختند، میتوانستند درک کنند که هنر چقدر میتواند به روحیه و آرامش دانشآموزان کمک کند. همچنین یکی دیگر از چالشها، نمره دادن به دانشآموزان بود. برخی از خانوادهها و دانشآموزان انتظار داشتند که با نمرات بالا قبول شوند، بدون اینکه به کیفیت یادگیری توجه کنند، درحالی که گاهی با وجود بیتوجهی و بیانگیزگی، انتظار نمرات بالا از دانشآموزان داشته باشیم.
سبک تدریس شما چگونه است و آیا از ابزارهای تکنولوژیکی در کلاس استفاده میکنید؟
در سالهای ابتدایی تدریس، فناوری و تکنولوژی جایگاه خاصی نداشت و به همین دلیل بیشتر از کتابهای درسی و تصاویر برای تدریس استفاده میکردم. اما با گذشت زمان و مجهز شدن مدارس به تکنولوژی، من از نمونه کارهایی که از اینترنت و فیلمهای کوتاه جمعآوری میکنم، استفاده میکنم. این کارها را در کلاس به نمایش میگذارم و گاهی اوقات بهصورت عملی نیز اجرا میکنم. در طراحیهای هنری، همیشه طرح را خودم نمیکشم، زیرا معتقدم اگر طرح را بکشم، خلاقیت دانشآموزان محدود میشود. اولویت من در درس هنر بیشتر بر روی خلاقیت است. سعی میکنم که دانشآموزان خودشان بر اساس افکار و خلاقیتهایشان کار کنند.
آیا شرایط اجتماعی و اقتصادی تأثیری بر فرآیند آموزش و پرورش داشته است؟
صد البته، مسائل اجتماعی و اقتصادی تأثیر زیادی بر فرآیند آموزش و پرورش داشتهاند. بسیاری از دانشآموزان از توانایی لازم برای استفاده از ابزارهای آموزشی برخوردار نیستند، به همین دلیل مجبور میشویم واحد درسی را افزایش دهیم تا به دانشآموزان کمک کنیم. این موضوع همچنین به این دلیل است که دانشآموزان از قشرهای مختلفی میآیند و این امر سبب محدودیتهایی در تدریس من میشود. بیشتر به سمت تکنیکهایی پیش میروم که هزینههای کمتری دارند. در نتیجه، این مسائل بر روحیه دانشآموزان تأثیر گذاشته و انگیزه آنان کاهش یافته است. این کاهش انگیزه سبب شده که سطح یادگیری دانشآموزان پایین بیاید و بیشتر جذب مسائلی شوند که هیچ ربطی به موقعیتهای واقعی آنها ندارد.
باقرزاده: حمایت، فقط به جنبههای مادی متمرکز نیست
سیدمهدی باقرزاده یکی دیگر از دبیران نسل دوم است که در رشتههای آمار و کارشناسی ارشد کامپیوتر و هوش مصنوعی تحصیل کرده است. حدود ۲۰ سال سابقه خدمت در آموزش و پرورش در پستهای مختلف آموزشی و اداری دارد و در حال حاضر به عنوان معاون اجرایی در یکی از مدارس دوره دوم متوسطه مشغول به خدمت است. همچنین، چند ساعتی هم به تدریس موظفی عوامل اجرایی مشغول میباشد.
چگونه وارد شغل معلمی شدید و چه عواملی شما را به این شغل جذب کردند؟
من به یک خانواده با سابقه بسیار طولانی در فرهنگ و آموزش و پرورش تعلق دارم. یکی از نخستین مدارس ایرانیان به نام مدرسه دانش را در همدان، اگر اشتباه نکنم حدود سال ۱۲۹۰، پدربزرگ مادرم که فامیلی ایشان آقای فیاض بود، تأسیس کردهاند. پدر مادرم (آقای حسین شکوری) که به تازگی مرحوم شدند نیز دانشآموز همان مدرسه بودهاند و ایشان هم حدود ۳۰ سال، به گمانم به طور تقریبی از ۱۳۲۵ تا ۱۳۵۴، رئیس اداره امتحانات آموزش و پرورش بودند.
آیا شرایط حقوق و دستمزد معلمان در طول سالها تغییراتی داشته است؟ اگر بله، چگونه؟
قبل از پرداختن به پرسشتان در مورد حقوق و دستمزد، لازم میدانم به دور از هرگونه شعارزدگی عرض کنم: تقویت جامعه از طریق پرورش نسلی با آرامش، خودباور و با عزت نفس، ماهر و خلاق، اخلاقمدار و بزرگمنش، لذتی است که تنها وقتی مشغول به انجامش هستی، میتوانی آن را احساس کنی و توصیف آن لذت با الفاظ و لغات، هرگز جایگزین آن حس نمیشود. اینکه بدانی به خاطر آموزهها و الگوهای رفتاری که از خودت برای دیگران به جا میگذاری، چندین نفر آیندهای روشن، توأم با آرامش و آرامشزایی برای دیگران خواهند داشت، تا آخر عمر سرمایه شخصیتی و مایه افتخار درونی یک معلم است.
شخصی که قرار است تزریقکننده آرامش و خودباوری و اندیشهورزی درست به کودکان، نوجوانان و جوانانی که از انواع سطوح فرهنگی به مدارس میآیند باشد، خودش باید دریای آرامش باشد.
شما بررسی کنید در سنوات گذشته در حوزه مالی و بودجههای تخصیصی و اختصاصی، سهم وزارت آموزش و پرورش تقسیم بر تعداد پرسنل، در مقایسه با سهم سایر دستگاهها تقسیم بر تعداد پرسنلشان رو به رشد بوده یا رو به کاهش. قطعا دستگاهی مثل آموزش و پرورش که بودجه اختصاصی بسیار ناچیزی دارد و اصلا نباید توان خود را صرف ورود به چنین حوزهای کند، باید از محل بودجه تخصیصی دولت آنقدر حمایت شود تا تعادل در کل جامعه از نظر سبد درآمدی برقرار شود.
چه میزان تغییرات فرهنگی و اجتماعی بر شیوه تدریس شما در جامعه تأثیرگذار بودهاند؟
کاهش توان خرید کارمندان بهصورت اعم در سنوات گذشته به دلیلی مطابقت نداشتن افزایش حقوق در مقایسه با تورم سالانه که یک تکلیف قانونی بر دوش دولتهاست، از یک سو، بیتوجه به نظام هماهنگ پرداخت و امکان ایجاد راههای گریز از قوانین موجود در برخی ارگانها، و توزیع نکردن درآمدهای اختصاصی دستگاههای درآمدزا به نحوی که دریافتی شاغلین همه ادارات به تعادل برسد، برای شاغلان دستگاههایی مثل آموزش و پرورش که به طور مستقیم درآمدزا نیستند، دغدغهآفرین بوده و تمرکز و آرامش را که ابزار اصلی یک معلم الگو و نمونه است، تحت تأثیر قرار داده. این در حالی است که در تمام کشورهای پیشرفته، یکی از مهمترین اولویتها و بزرگترین نسبت سهمها را به حوزه آموزش و پرورش اختصاص میدهند.
از نظر شما، آیا معلمان نسل شما بیشتر یا کمتر از نسلهای قبل و بعد از خود، احساس حمایت از سیستم آموزشی داشتند؟
استنباط من از کلمه حمایت، فقط به جنبههای مادی متمرکز نیست.اگر شما در انتخاب مدیران بالادستی، مجربترین افرادی را که به اصطلاح خاک صحنه آموزش و پرورش را خوردهاند و خبره کار هستند منصوب کنید، این یک نوع حمایت است. اگر برنامهریزی دقیق و بلندمدت داشته باشید، این حمایت است. اگر نظریههای علمی و غیرعلمی را ناگهانی به جامعه هدف تحمیل نکنید، این حمایت است. اگر ابزارهای نوین را به دست متخصصان امر بسپارید و جلوی چندبارهکاری و اتلاف منابع را بگیرید، این حمایت است. تخصیص اعتبار مالی درست هم حمایت است. خوانندگان هر مورد را با مصادیقش بررسی و مطابقت کنید، اگر در مجموع، حمایتها بیشتر بود، پس حمایت شده است.
نسل سوم (جدیدتر) پیشگامان تحول آموزشی
قبادنام: فناوریها سبب شده آموزشها منعطفتر شود
محمد قبادنام، دبیر متعهد و با سابقه، با ۶ سال تجربه تدریس در مقطع هنرستان، در رشته تعمیر موتور و برق خودرو فعالیت میکند. او ۳۶ ساله است و با روحیهای پرانرژی، در کنار آموزش تخصصی، به تربیت و رشد شخصیتی دانشآموزان خود اهمیت ویژهای میدهد. او باور دارد آموزش یکی از مهمترین پایههای ساخت یک جامعه سالم و پویا است و نقش مدرسه را در این فرآیند بیبدیل میداند. او علاوه بر تجربه آموزشی، نگاه دقیقی به تفاوتهای نظام آموزشی سنتی و مدرن دارد و معتقد است فناوری توانسته آموزش را پویا، شخصیسازیشده و مؤثرتر کند.
به نظر شما آموزش در شکلگیری شخصیت و آینده دانشآموزان چه نقشی دارد و چگونه میتواند جامعه را تحت تأثیر قرار دهد؟
آموزش شاید مهمترین اتفاقی باشد که میتواند سرنوشت یک جامعه را رقم بزند. زیرا آینده هر جامعهای وابسته به نحوه تربیت نسلهای آن است. بخشی از این تربیت در خانه شکل میگیرد اما بخش قابلتوجهی از آن در جامعه و بهویژه در مدرسه رخ میدهد. مدرسه نخستین محیط اجتماعی رسمی برای هر کودک است که تا حدود ۱۸ سالگی ادامه دارد.
چه عواملی شما را به شغل معلمی جذب کرد؟ آیا شرایط شغلی و حقوق برای شما اهمیت زیادی داشت؟
با وجود اینکه حقوق و مزایای معلمی ممکن است نسبت به برخی شغلهای دیگر کمتر باشد، اما پارامترهایی وجود دارند که این حرفه را جذاب میکنند. محیط کاری سالم، فرهنگی و آموزشی، یکی از این دلایل است. همچنین وجود دانشآموزان پرانرژی، به جو کلاس نشاط میبخشد و روحیه معلم را هم بالا میبرد. از دیگر نکات مثبت معلمی، امنیت شغلی و ارتباط مستقیم با رشته تحصیلی است که سبب بهروز بودن اطلاعات و یادگیری مستمر میشود.
چقدر فناوری و ابزارهای دیجیتال در تدریس شما نقش دارند؟ به نظر شما آیا این ابزارها به بهبود کیفیت آموزش کمک میکنند؟
در سالهای اخیر، آموزش مجازی و آنلاین توسعه زیادی یافته است. استفاده از نرمافزارهای تحلیلی، ابزارهای آنلاین و پلتفرمهایی مانند شاد و اسکایروم، امکانات تازهای را در اختیار معلمان قرار دادهاند. این فناوریها سبب شدهاند آموزش شخصیتر، منعطفتر شود. در کلاسهای حضوری نقش معلم بیشتر «گوینده» است، اما در آموزش آنلاین، دانشآموز درگیرتر میشود و میتواند نقاط ضعف خود را بهتر پیگیری کند.
آیا شما تفاوتهای قابل توجهی بین نحوه تدریس خود و نسلهای قبلی مشاهده میکنید؟
بهطور قطع تفاوتهای بسیاری بین شیوههای آموزشی گذشته و امروز وجود دارد. نسل جدید با نسل قدیم بسیار متفاوت است و این موضوع نحوه تدریس را نیز تحت تأثیر قرار داده است. فناوری و تکنولوژی آموزشی پیشرفت زیادی داشتهاند. در گذشته آموزش بیشتر محوریت معلم داشت، اما امروزه نقش معلم تسهیلگر است. دانشآموزان باید در روند آموزش با چالشها روبهرو شوند و روش حل مسئله را بیاموزند. در واقع امروز بیشتر از «ماهی دادن»، یاد دادن «ماهیگیری» اهمیت دارد.
آیا به نظر شما سیستم آموزشی امروز به اندازه کافی از معلمان حمایت میکند؟
متأسفانه در سالهای اخیر، چالشهایی مانند اجرای ناقص رتبهبندی، فشار کاری بالا و کاهش خدمات رفاهی و درمانی، سبب نارضایتی معلمان شده است.
در عین حال، اختیارات معلمان در مدیریت کلاس نیز کاهش یافته است. این در حالی است که هرچقدر فشار و چالشهای شغلی معلم کمتر باشد، عملکرد او بهتر خواهد بود و نتیجه آن در طول زمان مشخص میشود.
از نظر شما، نسل امروز معلمان بیشتر بر کدام جنبههای شغلی مانند حقوق، حمایتهای اجتماعی یا آزادی تدریس تمرکز دارند؟
حقوق و موقعیت اجتماعی ۲ رکن مکملاند و نمیتوان یکی را بدون دیگری در نظر گرفت. هر دو باید در کنار هم تقویت شوند تا بتوانند نیازهای معلمان را پاسخ دهند و انگیزه آنها را حفظ کنند.
نسل چهارم (تازهکار و آیندهنگر) سازندگان فردای آموزش
مدبرنیا: آموزش دیجیتال به عضوی اجتنابناپذیر از فرآیند تدریس تبدیل شده است
سید مصطفی مدبرنیا، ۳۳ ساله، یک سال است که به عنوان دبیر زبان انگلیسی در آموزش و پرورش فعالیت خود را آغاز کرده است. او خود در رشته زبان انگلیسی تحصیل کرده و اکنون در همان رشته به تدریس مشغول است. به عنوان یک معلم تازهکار، دیدگاهها و تجربیات او نسبت به حرفه معلمی و تحولات آن متفاوت از نسلهای قبلی معلمان است. در این گفتوگو، وی دیدگاهها و پیشبینیهای خود را در مورد آینده آموزش و پرورش بیان کرده است.
آیا دیدگاه شما نسبت به شغل معلمی با نسل قبلی متفاوت است؟ اگر بله، چطور؟
بله، به طور قطع دیدگاه من نسبت به شغل معلمی با نسل قبلی متفاوت است. اکنون نگاهها به تحصیل تغییر کرده است. دانشآموزان به مدرسه و آموزش به شکلی دیگر نگاه میکنند و این تفاوت بیشتر در نسل Z مشاهده میشود. این نسل دانشآموزان با نسلهای قبلی متفاوت است و به همین دلیل معلمان باید خود را بهروز رسانی کنند. معلم باید قادر باشد روشها و فنون تدریس جدیدتری را ارائه دهد. در گذشته، روشهای سنتی آموزش شاید بیشتر مؤثر بودند، اما اکنون این روشها به تنهایی کافی نیستند و نمیشود از دانشآموزان انتظار داشت که صرفاً با روشهای قدیمی نتیجه مطلوبی بگیرند. بنابراین، معلمان باید از تکنولوژی بهره ببرند و خود را با زمان هماهنگ کنند.
چه تغییرات اجتماعی، اقتصادی یا فرهنگی در آینده برای نظام آموزشی پیشبینی میکنید؟
به عنوان یک دبیر تازهکار و عضو نسل جدید آموزش و پرورش استان همدان، به نظرم نسل جدید معلمان نسبت به مسائل آموزشی بسیار ایدهآلگرایانه نگاه میکنند. معلمان نسل جدید خودشان به خودشان سختگیری میکنند و این سبب میشود مسئولیتپذیری و کیفیت کاریشان بالا برود. این معلمان بیشتر به دنبال این هستند که کار خود را با عشق و علاقه انجام دهند، نه فقط برای تأمین مایحتاج زندگی. من به شخصه معتقدم که قبل از اینکه معلم باشم، باید دوست و رفیق دانشآموزان باشم و در کنار آنها قرار بگیرم. اکنون آموزشها کاربردیتر شده است و همهچیز بهصورت عملیتر ارائه میشود. در آینده، بیشتر معلمان به این رویکردهای جدید میپردازند و توجه به کیفیت آموزش در اولویت قرار خواهد گرفت.
فناوری و آموزش آنلاین چقدر در تدریس تأثیرگذار بوده و در آینده به سمت آموزش دیجیتال حرکت خواهیم کرد؟
به دلیل پاندمی کرونا، بخشی از تدریس به سمت آموزش آنلاین و اپلیکیشن شاد پیش رفت و این تجربه برای همه دبیران آموزنده بود.
با توجه به تجربیات مختلف، هرچقدر که آموزشهای مجازی پیشرفت کرده است، نواقص آن هم بیشتر به چشم آمده است. من همچنان کلاس حضوری را از لحاظ اثر بخشی بسیار مؤثرتر از کلاس آنلاین میبینم. اما واقعیت این است که آموزش دیجیتال اکنون به عضوی اجتنابناپذیر از فرآیند تدریس تبدیل شده است. فناوریهای روز دنیا، مانند هوش مصنوعی، در حال پیشرفت هستند. در آینده نه چندان دور، این فناوریها بسیاری از فرآیندهای آموزشی و تکنولوژیکی را تحت تأثیر قرار خواهند داد.
تبریان: دورههای آموزشی
به افزایش اعتمادبهنفس
در تدریس کمک میکند
زهرا تبریان، معلم جوان و پرتلاش، با ۲۴ سال سن و ۳ سال سابقه تدریس در مقاطع مختلف، با علاقهای دیرینه به آموزش وارد حرفه معلمی شده است. از دوران کودکی، آرزو داشته نقش مؤثری در رشد و پرورش نسل آینده داشته باشد و امروز با انگیزهای قوی، این مسیر را دنبال میکند.
دیدگاه شما نسبت به معلمی در مقایسه با نسلهای قبلی تا چه میزان متفاوت است؟
من فکر میکنم شرایط معلمی در مقایسه با نسلهای قبلی بسیار تغییر کرده است. از نقاط مثبت میتوان به تنوع در شیوههای تدریس با استفاده از فناوریهای نوین اشاره کرد. ابزارهای دیجیتالی و آموزشهای آنلاین به معلمان این امکان را دادهاند که محتوای آموزشی را بهصورت خلاقانهتری ارائه دهند و ارتباط مؤثرتری با دانشآموزان برقرار کنند.
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام
بلامانع است.