|
فرشته ها همیشه وجود دارند اما چون بال و پر ندارند به آنها می گویند دختر. دنیای دخترانه با همه ظرافت و زیبایی هایش روزهای دلگیری دارد که اگر حواس آدم به آن جمع نباشد در این احساس غرق میشود اما به راستی دنیایی قشنگ ترو رویاییتر از دنیای دختران ، پیدا میشود؟!!
دنیای دختر ها رنگارنگ و بامزه است پر از لاک های رنگی و گل سر و هزار مدل دستبند و انگشتر است که حتی تا زمان سفیدی موهایشان عروسک بازی و شکلات خوردن و شیطنت را دوست دارند و این بخاطر روحیه لطیف آن ها است!
دختر بودن یعنی عاشق شانه و آینه بودن، یعنی بوی بهار نارنج و لیمو، دختر یعنی پنهان نشدن پشت نقطه ضعف ها و زندگی کردن با لاک های رنگا رنگ و گل سر های ریز و درشت.
تمام عروسکهای دنیا تا همیشه یتیم می شدند اگر خدا دختر را نمی آفرید.دختر بودن یعنی زندگی کردن با عروسک های قد و نیم قد، یعنی هیچ کس جز خودش نمی تواند بفهمد رنگ صورتی برایش یک دنیاست، گریه کردن های بدون خجالت، نماز خواندن با چادر سفید این ها همان چیزهایی هستند که درک کردنش در توان هیچ کسی جزء برای خودش نیست.
از زیباییهای دنیای دخترانه هرچه بگویی کم است پس از دنیای بازی کردن با عروسک هایش می رسد به روزهای نوجوانی یعنی به دورانی که به خواندن رمانهای عاشقانه گره خورده است و این همان تجربه مشترکی است هر نوجوانی آن دوره را گذرانده است، شیرین و لذت بخش است.
اما بودند دخترانی که توپ را به عروسک بازی ترجیح دادند و همیشه به همراه پدرانشان فوتبال دیدند.
دخترانی که روزهای گرم تابستانی خود را با توپ پلاستیکی و دولایه کردنش به شب می رسانند. دخترانی که فهمیدند آفساید یعنی چی؟اگرچه جمله «آخه دختر رو چه به فوتبال؟» را بارها از زبان اطرافیانشان شنیده بودند و به جای نشستن در جمع زنانه وگوش دادن به بعضی حرفهای بزرگترها، در جمع های مردانه بودند و فوتبال مورد علاقه خودرا دیدند و جز یکی از هواداران تیم های فوتبال شدند.
از این قضیه که رد شویم باید یادمان باشد که دختران لازم است اول از همه خودشان را جمع و جور بکنند، یعنی که یک دست بشوند و تا جا دارد دختران بیشتری را بکشانند توی دنیای خودشان.
این دختران موجوداتی دوست داشتنی اما عجیب رو اعصاب هستند که هر زمان احساس کسالت یا بی حوصلگی می کنند؛ کافی است دستور پخت یک کیک ساده را پیدا کنند آن وقت است که شروع می کنند با خامه های رنگی، اسمارتیز، میوه یا شکلات آن را تزیین کردند حتی اگر مهارت زیادی هم در پخت کیک و شیرینی نداشته باشند و نتیجه کار آن چیزی که انتظار دارند نشود، ذرهای از لذت دختر بودنشان کم نمیکند.
در این دنیا جز دختر چه کسی را می توان یافت که با نوازش موهای تا کمرآمده اش به یکباره تمام غصه های دنیا را فراموش کند و آرام گیرد، موهایی که بیشتر از هرچیز دیگری دوستش دارد و در زیر تلألو خورشید می درخشد؛ آری دنیای دخترانه دنیایی است که لطافت آن ها گلبرگ را به تمسخر می گیرد واصلا به همین خاطر است که گفته اند گلها شناسنامه ندارند، شناسنامه گلها را به نام دخترها زدهاند.
دختر بودن زیباست اما از آن زیباتر دختر داشتن است، هرپدر و مادری باید یک دختر داشته باشد تا موهاش را خرگوشی ببندد و جوراب توریهای پاپیوندار پایش کند و پا به پایش، تمام خیابانها را قدم بزند، دستش را بگیرد و تمام دلخوشیها را زیر و رو کند، بغلش بگیرد، ببوسدتش، نوازشش کند و بنشاندش روی پاهای خودش و ساعتها دلبریهایش را تماشا کند .به همین خاطر است که هر دختری خود را پرنسس پدرش میداند. اما یک دختر هرچقدر هم که بزرگ شود برای پدرش همان دختر کوچولوی بابایی باقی میماند.
دنیای دخترها بسیار دنیای کوچک و درعینحال پهناوری است! دختر بودن یعنی به عرض شانههای پدر به دور دنیا سفر کنی و بهاندازه نبود مادر، مادری! دختر بودن دنیایی دارد عجیب اما باورکردنی. برای برادر و خواهرهایش مادر خواهد شد و برای همسرش یک کوه!
|