|
بسیار روشن است برای سنجش میزان کمیت و یا حتی کیفیت هر چیزی نیازمند سنجههایی هستیم؛ برای مثال برای سنجش فاصله دو نقطه از متر استفاده میکنیم، برای سنجش دمای بدن دماسنج را به کار میبندیم، برای ارزیابی میزان یادگیری دانشآموزان و دانشجویان از ابزاری به نام نمره استفاده میکنیم و قص علی-هذا و طبعاً هدف چنین ابزارهایی دادن بازخورد و یا اطلاعات به افراد ذیربط به منظور به کار بستن اقدام متناسب و در صورت نیاز است. به طور مثال زمانی که دمای بدن از یک عدد فراتر رود نشان دهنده وجود تب در بدن است که اطباء با بهرهگیری از دماسنج، دما را سنجیده و در صورت تشخیص وجود تب در آن، اقدامات مربوط را انجام میدهند تا دمای بدن به میزان طبیعی خود برگردد. همچنین است در ارتباط با میزان آلودگی یک شهر یا منطقه که علاوه بر اندازهگیری مستمر آن که امری کاملاً ضروری و مفید است میبینیم نمایشگرهایی در شهر نصب شده و مدام میزان آلودگی را در شهر به عموم مردم به خصوص مردمی که از کنار آن میگذرند به نمایش میگذارد. بسیار روشن است این اقدام یک هدف نهایی را دنبال میکند و آن کمک گرفتن از مردم جهت کاهش میزان آلودگی احتمالی موجود است. چنین اقدامی را قطعاً میتوان یک کار کاملا فرهنگی و البته اقتصادی قلمداد کرد که با بهرهگیری از روشهای نوین و خلاقانه به کمک متولیان امر و به منظور کاهش میزان آلودگی هوا آمده است. کاملا واضح است کاهش و جلوگیری ازمیزان آلودگی هوا بدون فرهنگ سازی و البته اطلاع رسانی مستمر از وضعیت موجود به جامعه هدف، اساسا امکانپذیر نیست و قطعاً تعبیه چنین سیستمی میتواند در این بخش موثر واقع گردد که البته در ارتباط با بخشها ی مشابه نیز میتوان از چنین روشهایی بهره برد.
و صد البته که در ارتباط با کتاب نیز نیازمند اقدامات مشابه هستیم.
اهمیت کتاب و البته کتاب خوانی بر هیچ انسان آگاهی پوشیده نیست. بنا به گواه اهل فن و کسانی که لذت و اهمیت کتابخوانی را درک کرده و نسبت به اثرات آن بر روی خود و جامعه توجه دارند. اساسا کتاب به عنوان مهمترین عنصر فرهنگی یک جامعه میتواند، نسبت به رشد انسانها و آگاهی بخشی به آنها در نتیجه ساختن جامعه بهتر و مترقی و نیز بهتر شدن وضعیت فرهنگ و ارزشهای جامعه و همسو و عقلانی کردن آن با خود میتواند به صورت چشمگیری مؤثر واقع گردد. اگر فرهنگ را به عنوان زیر بنای جامعه در نظر بگیریم، کتاب را نیز میتوانیم به عنوان زیر بنای فرهنگ تلقی نماییم. گواه این ادعا توجه به آمارهای موجود مقایسه میزان مطالعه در کشورهای گوناگون است که ذیلاً به یک نمونه منتشر شده در روزنامه دنیای اقتصاد مورخه ۱۳/۰۵/۱۳95 است.
حال سئوال این است در ارتباط با یک جامعه چه چیزی میتواند موثر تر از فرهنگ به عنوان نرمافزار آن، عمل نماید. پرواضح است در مراودات اجتماعی این فرهنگ است که اگر آسیب ببیند، میتواند نتایج فاجعه بار و بحرانآفرینی را خلق نماید. بنا به گواه آمار و ارقام موجود وضعیت مطالعه در کشور نه تنها خوب نیست که باید اعتراف کرد متاسفانه به فراموشی سپرده شده است و به تعبیری به کما رفته است.گذشته از تعداد محدودی از افراد باید اعتراف کرد عموم مردم و حتی تحصیل کردگان نیز نسبت به اهمیت موضوع بی توجه اند ؛ به طوریکه میبینیم گذراندن عمده زمان افراد با اشتغال در فضای مجازی که قالباً مطالب کم اعتبار و سطحی و بعضا جهتدار است پر میشود و از کتاب که مهمترین عنصر فرهنگی جامعه وحتی مذهب قالب افراد جامعه است غفلت شده و به نظر میرسد خرید کتاب در سبد خرید خانوارهای ایرانی عمدتا یا جایی ندارد و حتی فضایی بسیار کوچک به آن اختصاص داده شده است. بماند که امروز بسیاری سواد با مدرک اشتباه میگیرند و برخی به توهم فکر میکنند به صرف داشتن مدرک تحصیلی دیگر نیازی به مطالعه ندارند. هر چند این طرز فکر خود نیز به نسبت خطرناک تر از آن است که کسی اساسا خود را بی سواد قلمداد نماید!
ضمن اینکه یاد اور میگردد صرف گرفتن آمار و اعلام میزان آن به مردم و تأسف خوردن از بابت اینکه سرانه مطالعه در کشور پایین است حل کننده مساله نیست و لذا به نظر میرسد اول باید یک استاندارد مطالعاتی برای جامعه تعریف گردد به طوری که هرزمان میزان مطالعه در جامعه کاهش یابد،هشدارها به صدا دربیاند و دوم ضمن اینکه این هشدارها باید به طورمستمر و منظر عام قرار داده شود.
در آخر امید است متولیان امر نسبت به موضوع کتاب حساسیت لازم را در خود ایجاد و با بهره مندی از قوه ی خلاقیت، مشابه آنچه ازنظر گذشت، نسبت به بهبود وضعیت موجود به سمت وضع مطلوب اقدام نمایند.
|