|
ساعت ۷:۳۰صبح است و چک برگشت میخورد. این ساعت زمانی است که بسیاری از مردم هنوز یا بیدار نشده و یا از منزل خود بیرون نیامدهاند. اما برای برخی شعب بانکی، این ساعت، زمان صدور یکی از سنگینترین احکام مالی است، یعنی برگشت چک.
حکمی که نه فقط یک برگ کاغذ، بلکه اعتبار، آرامش و جریان زندگی مالی یک فرد را متوقف میکند.
واقعیتهای بانکی روشن و غیرقابل انکارند. اگر فردی شب قبل، از طریق شبا پولی به حساب خود واریز کرده باشد، این مبلغ معمولا تا پیش از ساعت ۹صبح در حساب جاری نمینشیند. حتی واریزهای شبا پس از ساعت ۹صبح نیز اغلب تا حوالی ساعت ۱۱ همان روز زمان میبرد تا در حساب قابل استفاده شود. این تأخیر، نه از کمکاری مشتری، بلکه از سازوکار سیستم بانکی ناشی میشود.
با این حال، رویهای که این روزها در برخی بانکها باب شده، نادیده گرفتن همین واقعیت بدیهی است؛ برگشت چک در نخستین دقایق آغاز ساعت کاری، بدون صبر، بدون هشدار و بدون کمترین ملاحظهای نسبت به شرایط مشتری.
یکی از شهروندان به همدانپیام گفت: «ساعت ۷:۴۵صبح چکم برگشت خورد، در حالی که شب قبل مبلغ موردنیاز را شبا کرده بودم. ساعت ۹ که پول به حساب نشست، دیگر فایدهای نداشت و همه حسابهایم مسدود شده بود.»
این گلایه، یک استثنا نیست؛ روایتی است تکرارشونده.
شهروند دیگری هم گفت: «برای ۱۰هزار تومان کسر موجودی، چک ۳۰میلیونی من برگشت خورد. آیا واقعا سیستم بانکی نمیتواند به مشتری اطلاع بدهد یا چند ساعت صبر کند؟»
تا همین چند سال پیش، بانکها چک را تا پایان وقت اداری نگه میداشتند. متصدیان بانک تماس میگرفتند، پیگیری میکردند و از صاحب حساب میپرسیدند که تا چه ساعتی موجودی تأمین میشود. بانک، صرفا مجری خشک مقررات نبود بلکه نقش واسطهای داشت میان قانون و واقعیت زندگی مردم.
اما امروز، این رویه جای خود را به شتابزدگی داده است. گویی سیستم بانکی، صبر را از دایره وظایف خود حذف کرده و تنها به اجرای بیانعطاف دستورالعملها بسنده میکند؛ آن هم در شرایطی که پیامد برگشت چک، بسیار فراتر از یک اخطار ساده است.
برگشت خوردن چک، به معنای مسدود شدن همه حسابهای فرد است. دسترسی به پول شخصی، حسابهای دیگر، حتی در مواردی دریافت خدمات اولیه بانکی، همگی متوقف میشوند. این یعنی فلج شدن کامل یک فرد یا یک کسبوکار؛ آن هم گاهی فقط بهدلیل چند ساعت تأخیر سیستمی.
یکی از فعالان اقتصادی گفت: «برگشت چک فقط اعتبار من را نزد طرف مقابلم خراب نکرد؛ کل کارگاه چند روز خوابید چون حسابهایم بسته شد. این تصمیمها پشت میز گرفته میشوند، اما در زندگی واقعی اثر دومینو دارد.»
پرسش اصلی اینجاست که آیا بانکها نمیتوانند حداقل یک فرض منطقی و انسانی را مبنا قرار دهند؟ و این را هم درنظر بگیرند که مشتری ممکن است شب گذشته پول را واریز کرده باشد و مبلغ تا ساعت ۹صبح در حساب ننشسته باشد.
آیا انتظار چند ساعت صبر، یا ارسال یک پیامک هشدار، هزینهای فراتر از توان سیستم بانکی دارد؟
پیام دیگری از یک شهروند بهخوبی این مطالبه را خلاصه میکند: «نمیگوییم قانون اجرا نشود، میگوییم کورکورانه اجرا نشود.»
بانکها همواره از اعتبار مشتری سخن میگویند، اما در عمل، کوچکترین توجهی به سابقه حساب، خوشحسابی یا حتی اطلاعرسانی اولیه نمیشود. این در حالی است که در بسیاری از کشورها، پیش از اعمال چنین تبعات سنگینی، چند مرحله هشدار و مهلت در نظر گرفته میشود.
برگشت چک در ابتدای ساعت کاری، پیش از آنکه شهر بیدار شود، بیش از آنکه نشانه نظم باشد، نشانه بیتوجهی به واقعیت زندگی مردم است. صبح، زمان فرصت دادن است، نه زمان بستن همه راهها.
بانکها اگر خود را شریک اقتصاد میدانند، نه صرفا ناظر آن، باید میان قانون و انصاف تعادل برقرار کنند.
چند ساعت صبر، یک پیام ساده، یا توجه به اعتبار مشتری، نه امتیاز ویژه است و نه لطف. حداقلِ مسئولیت نهادی است که بهطور مستقیم با زندگی مالی و اعتباری مردم سروکار دارد.
|