|
انتخابات 1400 که در همین جمعه پیشروی برگزار میشود به دلایل خاصی با تمام 12 دوره انتخابات پیشین ریاستجمهوری اسلامی و دیگر انتخابات شوراها و مجلس تفاوت دارد و در سختترین برهه از تاریخ انقلاب اسلامی برگزار میشود.
در اینباره با قاطعیت میتوان نظر داد، وقتی حواس یک کشور و مردم آن به شدت درگیر موضوعات مهمی نظیر شکنندگی شدید اقتصادی و به تبع آن لجام گسیختگی بیسابقه قیمت تمام کالاهای اساسی منجر به مشکلات معیشتی مردم، همچنین بیماری همهگیر و هولناکی به نام کرونا و از سویی چالش چندین ساله و تعیینکنندهای در محور رایزنیهای بینالمللی مرتبط با پرونده برجام و مهمتر از همه برخی از هم پاشیدگیهای فرهنگی است، برای یک دولت بسیار مشکل خواهد بود که متعهد به فراهم ساختن زمینه یک حرکت و تجلی حساس و سرنوشتساز ملی برای انتخاب رئیسجمهور جدید کشور باشد و فکر مردم را به این سو هدایت کند. با این وجود انتخابات 1400 در ایران صرفنظر از قابلیت و سزاواری هر 7 تن کاندیداهایی که در رقابتهای انتخاباتی و تبلیغات پر سر وصدای آن حضور دارند، موقعیت بسیار سخت و حساسی برای کشورمان و آینده نسلهای این مرز و بوم ایجاد کرده است و به نظر میآید شرایط به گونهای رقم خورده است که نقش حضور حدأکثری قشرهای مردم کشورمان در پای صندوقهای رأیگیری بسیار با اهمیتتر و سازندهتر از نام شخصی است که به عنوان رئیسجمهور حداقل 4 سال آینده مردم ایران، از صندوقها بیرون میآید.
در واقع با توجه به اهمیت و نقش جمهوری اسلامی در فرآیندسازی سیاسی در بسیاری از کشورهای منطقه، هر اتفاق داخلی و رویکرد سیاسی در ایران برای مردم و دولتهای جهان، بخصوص دولتهای پر ادعایی که از گذشتههای دور به دنبال نقش بازی در منطقه هستند، مهم و تعیینکننده است.
با تمام این واقعیتهای جاری در جامعه متحول شده ایرانی، مردم و دولتهای منتخب ایرانی تابع قواعد و اصول بعضاً نانوشتهای بین خود هستند و چنین به نظر میآید که فلسفه حضور در انتخابات ایرانی در 40 سال گذشته و سالهای آینده در ضمیر نهان هر ایرانی نهادینه شده است و با وجود تمام مشکلات و گرفتاریهایی که مردم ما دارند و در برخی مواقع نیز آنان را وادار به انتقاد شدید از دولتها میسازد، ولیکن حساب تعهد خود به انقلاب و حفظ ارزشهای دینی و انقلابی را از سایر حسابها جدا ساختهاند.
با این حال نباید از یک ضعف بزرگ در ایده جمعی دولتهای چپ و راست در کشورمان چیزی گفته و نوشته شود و آن ضعف بزرگ و آسیبزننده، جابهجاییها و تغییرات مدیریتی در سطح وسیع پس از روی کار آمدن هر دولت جدید است که به یک جناح خاص وابسته است و به یک عادت مزمن تبدیل شده است و همین بیماری مزمن در هنگامه انتخابات جدید باعث یأس مدیران وابسته به دولت قبلی شده و ممکن است خدای ناکرده سبب ایجاد گسل در تفکر و تعهد خدمترسانی به مردم نزد برخی از آنان هم بشود و در واپسین قدمها مردم را با مشکلاتشان تنها بگذارند.
در قاعده مدیریت جنگی خیلی از فرماندهان نظامی یک تفکر خطرناک وجود دارد که در هنگامه عقبنشینی در برابر دشمن مهاجم خود هر آنچه را که از دست رفته میدانند نابود میسازند تا در حیطه اختیار دشمن قرار نگیرد و استفاده نشود!!!!. به این تاکتیک نظامی، تاکتیک زمین سوخته گفته میشود.
چه خوب است در مواقع تغیر و تحولهای مدیریتی در هر جا و هر جامعه، مدیران قدیم و جدید، پروندههای باز و قابل پیگیری و تکمیل تحویل هم بدهند و تجربهها و نکات مفید خود را هم ضمیمه پرونده سازند تا امور کشور سالم و با صرف کمترین هزینه به سرمنزل مقصود برسد و موجب رضای خدا و خلق خدا باشد.
چند هفتهای است که در گرماگرم انتخابات و بالا رفتن هیجان و تب انتخاباتی، دست روی هر کالایی میگذاری روز بهروز و لحظه به لحظه گرانتر میشود و کسی به فکر جلوگیری از تورم مشکلات معیشتی مردم نیست!!!
|