ttttt پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
تاریخ چاپ : دوشنبه ، 12 مرداد 1405

کد خبر : 143113
 
در نشست کارشناسی همدان پیام بـا حضور جمعیت‌شناسان مطرح شد

افزایش جمعیت زیرچتر سیاست
تاریخ خبر : 1404-02-31
نویسنده : نیلوفر بهرمندنژاد
     
 
 
     
متن خبر :


حاتم حسینی: سیاست‌گذار نمی‌خواهد جمعیت‌شناس پیشنهاد دهد
میلادبگی: سالمندی موفق در گرو داشتن جوانی موفق است


 در شرایطی که «روز ملی جمعیت» توجه عمومی را برای مدتی کوتاه به مسأله جمعیت جلب می‌کند، نگاه عمیق‌تری به سیاست‌های جاری در این حوزه ضروری است. از منظر جمعیت‌شناختی، ایران با یک چالش بنیادین روبه‌رو است: کاهش باروری به سطحی که دیگر منجر به تولید نسل نمی‌شود. از اوایل دهه ۱۳۸۰، نرخ باروری کشور زیر سطح جانشینی قرار گرفته و این کاهش، صرف‌نظر از میزان توسعه‌یافتگی، برای هر جامعه‌ای به معنای ورود به یک مسیر پرچالش جمعیتی است.
در واکنش به این شرایط، سیاست‌گذاران با تدوین و تصویب قانون «جوانی جمعیت و تعالی خانواده» سعی کرده‌اند روند کاهش زاد و ولد را متوقف یا معکوس کنند؛ واکنشی که از منظر سیاست‌گذاری قابل پیش‌بینی و حتی ضروری بود. با این حال، داده‌های رسمی نشان می‌دهند که این سیاست‌ها نه‌تنها مؤثر نبوده، بلکه نرخ تولد همچنان رو به کاهش است.
نکته قابل تأمل آن است که فرزندآوری بیشتر در لایه‌های پایین اجتماعی اتفاق می‌افتد؛ لایه‌هایی که با مسائل و آسیب‌های خاص خود درگیرند. بنابراین، سیاست‌های افزایش زاد و ولد، در عمل ممکن است به بازتولید آسیب‌ها و نابرابری‌های اجتماعی منجر شود، بدون آنکه به پایداری جمعیتی کمک واقعی کند. به باور یک جمعیت‌شناس، فرصت طلایی پنجره جمعیتی در حال بسته شدن است و تداوم این مسیر، بحران‌های جمعیت‌شناختی ایران را پیچیده‌تر خواهد کرد.
مسأله جمعیت، پدیده‌ای جهانی است که تنها مختص ایران نیست. بیش از ۵۰ کشور در دهه‌های اخیر سیاست‌های خود را به‌سوی افزایش زاد و ولد بازنگری کرده‌اند. اما آنچه این تجربه‌ها را از هم متمایز می‌کند، سطح شناخت، مطالعه و آمادگی برای اجرای سیاست‌های جمعیتی است.
از منظر جمعیت‌شناسی، آگاهی از وضعیت حال حاضر جمعیت یک کشور، نقشه‌ای برای آینده آن ترسیم می‌کند. این اصل ساده اما بنیادین بیانگر آن است که هر سیاستی که امروز در حوزه جمعیت اجرا شود، به‌طور مستقیم آینده جامعه را شکل می‌دهد، چه موفق باشد و چه نباشد.
در ایران، اجرای قانون «جوانی جمعیت» از سال ۱۴۰۱ به‌رغم هدف‌گذاری مشخص، نه‌تنها به افزایش نرخ باروری منجر نشده، بلکه روند نزولی آن را تشدید کرده است و اکنون نزدیک به چند سال است که هشدار می‌دهند پنجره جمعیتی در حال بسته شدن است.
دلیل این ناکامی را باید در نادیده گرفتن پیش‌نیازها جست‌وجو کرد. هر سیاست جمعیتی نیازمند زیرساخت‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مشخصی است. نبود مطالعات جامع و عدم مشارکت جدی متخصصان جمعیت‌شناسی در تدوین این سیاست‌ها، سبب شده تا سیاست‌گذاری در خلأیی از ایده‌آل‌گرایی شکل بگیرد؛ ایده‌آل‌هایی که بدون ارتباط با واقعیت‌های جامعه، نمی‌توانند موفق باشند.
به بیان روشن‌تر، برنامه‌ریزی بدون شناخت دقیق جمعیت، نه‌تنها به هدف نمی‌رسد بلکه سبب سردرگمی سیاست‌گذار و ناکامی در اجرای اهداف اعلام‌شده نیز می‌شود. مداخلات جمعیتی بدون در نظر گرفتن واقعیت‌های موجود، نه‌تنها بی‌اثر، بلکه می‌توانند پیامدهای منفی در پی داشته باشند.
در همین راستا، نشست تخصصی با موضوع «جوانی جمعیت و رسانه» به منظور بررسی سیاست‌های تبلیغ و تبیین و اقناع جوانی جمعیت، با حضور دکتر حاتم حسینی (جمعیت‌شناس ایرانی و استاد گروه علوم اجتماعی دانشگاه بوعلی سینا همدان) و دکتر میلاد بگی (عضو هیأت علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه بوعلی سینا همدان) در دفتر روزنامه همدان‌پیام برگزار شد.


 با توجه به اینکه پرورش هر فردی از تولد تا تبدیل شدن به یک نیروی مولد تقریباً ۲۰ سال زمان و هزینه‌ای بالغ بر ۵۰۰ هزار دلار دارد، آیا زیرساخت‌های کشور ما توان جذب و پذیرش چنین سرمایه‌گذاری عظیمی را دارند؟

حسینی: زیرساخت‌های لازم در کشور برای پرورش نیروی انسانی و به‌ویژه برای تقویت سیاست‌های جمعیتی وجود دارد، اما باید توجه کنیم که سیاست‌گذاری‌ها باید در بستر واقعیات جامعه و بر اساس نیازهای اجتماعی و اقتصادی طراحی شود. یکی از مشکلات سیاست‌های جمعیتی فعلی این است که سیاست‌ها در خلأ طراحی شده‌اند؛ به این معنا که در بسیاری از موارد، دولت به‌عنوان یک «والد» سعی در تشویق مردم به افزایش فرزندآوری دارد بدون آنکه به تغییرات عمیق اجتماعی و فرهنگی در جامعه ایران توجه کند.

به اعتقاد من، یکی از ایرادات اساسی در سیاست‌گذاری‌های فعلی این است که هزینه‌های زیادی برای افزایش جمعیت صرف می‌شود، اما نتایج معکوسی به دست می‌آید. در حقیقت، سیاست‌ها نه تنها منجر به افزایش زاد و ولد نشده بلکه سبب تشدید مشکلات شده‌اند. یکی از دلایل این امر، بی‌توجهی به پیش‌نیازهای اجتماعی و فرهنگی در طراحی این سیاست‌هاست. بدون در نظر گرفتن ساختارهای خانواده، جایگاه زنان در خانواده و تغییرات اجتماعی در طی چند دهه گذشته، چنین سیاست‌هایی نمی‌توانند در درازمدت موفق باشند.

همچنین، مسأله مهم دیگری که مطرح می‌شود، شکاف عمیق میان منافع فردی و اجتماعی است. سیاست‌گذار برای دستیابی به اهداف خود، هزینه‌های زیادی صرف می‌کند، اما آیا این سیاست‌ها از نظر مردم اهمیت دارد؟ متأسفانه، پذیرش اجتماعی این سیاست‌ها در جامعه کم بوده و این شکاف سبب می‌شود که سیاست‌ها نتایج مطلوبی نداشته باشند.

به باور من، سیاست‌های اجرایی باید مورد بازنگری قرار گیرند. اگرچه هدف سیاست‌گذاران دستیابی به نرخ باروری ۵/۲ فرزند به ازای هر زن تا سال ۱۴۰۷ است، اما این سیاست‌ها به نظر می‌رسد که بحران‌های جمعیتی را پیچیده‌تر کرده‌اند. در حقیقت، اگر این سیاست‌ها اجرا نمی‌شد، شاید وضعیت از این هم بهتر می‌شد.

پرسش من این است که آیا درواقع لازم است که دولت وارد چنین مداخلاتی بشود؟ به نظر می‌رسد که ممکن است مردم خودشان با شرایط جدید انطباق پیدا کنند و تصمیمات بهتری بگیرند. بنابراین، دولت باید از دخالت‌های غیرضروری در این حوزه خودداری کند و باید به خواسته‌ها و نیازهای واقعی خانواده‌ها توجه بیشتری داشته باشد.

در مجموع، به اعتقاد من، نه در طراحی و نه در اجرای این سیاست‌ها، جامعه ما زیرساخت‌های لازم را برای افزایش فرزندآوری ندارد. سیاست‌گذاران ممکن است خواهان افزایش فرزندآوری باشند، اما آنچه که در واقع برای خانواده‌ها اهمیت دارد، در این سیاست‌ها کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

بگی: بحث جمعیت و اهمیت آن صرفاً مختص جامعه ما نیست، بلکه مسأله‌ای جهانی است که همه کشورها با آن مواجه‌اند. جمله‌ای مشهور در جمعیت‌شناسی هست که می‌گوید: «جمعیت‌شناسی سرنوشت است.» این جمله نشان می‌دهد اگر ما شناخت درستی از وضعیت فعلی جمعیت داشته باشیم، می‌توانیم تا حد زیادی آینده را پیش‌بینی کنیم.

در ایران، مشکلات اقتصادی و آسیب‌های اجتماعی که در میان زیرگروه‌های جمعیتی دیده می‌شود، قابل پیش‌بینی است؛ به شرط آنکه تحلیل دقیقی از روندهای جمعیتی امروز داشته باشیم. با این حال، سیاست‌های جمعیتی ما به‌طور عمده بدون مطالعه کافی و دقیق تدوین شده‌اند و بیشتر بر اساس ایده‌آل‌هایی شکل گرفته‌اند که درک درستی از واقعیت‌های اجتماعی و اقتصادی نداشته‌اند.

در واقع، اگرچه در سال‌های اخیر، مانند بسیاری از کشورهای دیگر (بیش از ۵۰ کشور در ۳ دهه گذشته)، سیاست‌ها به‌سمت حمایت از افزایش جمعیت تغییر یافته‌اند، اما در ایران به پیش‌نیازها و پیامدهای اجرای چنین سیاست‌هایی توجه کافی نشده است. هر سیاستی چه اقتصادی، اجتماعی یا جمعیتی نیازمند زیرساخت‌ها و مطالعات دقیق است. نبود حضور مؤثر جمعیت‌شناسان در فرآیند سیاست‌گذاری سبب شده است که برنامه‌های اجرایی با شکست مواجه شوند، چنان‌که از سال ۱۴۰۱ که قانون جدید جمعیت اجرا شده، نه‌تنها نرخ باروری افزایش نیافته، بلکه کاهش هم پیدا کرده است.

در نتیجه، اگر بخواهیم سیاست‌های جمعیتی موفقی داشته باشیم، لازم است این سیاست‌ها بر پایه شناخت علمی، تحلیل واقعیت‌ها و با مشارکت کارشناسان این حوزه تدوین و اجرا شوند.

 ظرفیت‌های سرزمینی و منابع طبیعی مانند آب، غذا و آموزش، تا چه میزان می‌توانند پاسخگوی نیازهای جمعیتی کشور باشند؟

حسینی: در آینده، بدون شک محدودیت‌های منابع وجود دارد. ما نمی‌توانیم فرض کنیم که منابع طبیعی کشور بی‌پایان هستند. شما ببینید چه تعداد از چشمه‌ها، رودخانه‌ها، دریاچه‌ها و تالاب‌های کشور خشک شده‌اند و این روند همچنان ادامه دارد. این موضوع به وضوح نشان می‌دهد که منابع کشور در حال کاهش هستند و بنابراین نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم که جمعیت به راحتی افزایش پیدا کند. اما چیزی که در این بحث مهم است، مدیریت منابع و توجه به رویکرد سیستمی به مسائل جمعیتی است.

برای مثال، کشور ژاپن تنها ۲۰ درصد از زمین‌های خود را برای کشت قابل استفاده دارد، اما یکی از قدرت‌های صنعتی بزرگ دنیا است. جمعیت این کشور هم از جمعیت ایران بیشتر است و در حال حاضر با پدیده سالخوردگی جمعیت مواجه است، اما این مسائل مانع از رشد و توسعه این کشور نشده است. در ایران اما مشکل اصلی این است که ما نگاه سیستمی به مسائل جامعه نداریم و هر موضوعی به صورت مقطعی و بر اساس تمایلات ایدئولوژیک و سیاسی مورد بررسی قرار می‌گیرد. این رویکرد سبب می‌شود که سیاست‌ها به درستی طراحی و اجرا نشوند و در نتیجه مشکلات حل نشوند، بلکه پیچیده‌تر شوند.

مسأله دیگری که به آن اشاره می‌کنم این است که دولت و حاکمیت در ایران، مسأله کم‌فرزندآوری را به یک موضوع سیاسی و ایدئولوژیک تبدیل کرده‌اند. در حالی که در بسیاری از کشورهای پیشرفته مانند آلمان، روسیه و ژاپن، کاهش جمعیت به یک چالش ملی تبدیل شده است، اما آنها هراس ایجاد نمی‌کنند و برنامه‌ریزی دقیقی برای مدیریت این چالش دارند. ما در ایران هیچ راهبرد مشخصی برای مدیریت جمعیت نداریم.

در حالی که دولت بر لزوم جوان‌سازی جمعیت تأکید می‌کند، پرسش اینجاست که برنامه دولت برای مدیریت این جمعیت جوان چیست؟ آیا می‌توانیم نمونه‌ای پیدا کنیم که دولت در گذشته اقدامات موفقی برای ارتقا جمعیت و مدیریت آن انجام داده باشد؟

من به شخصه نمی‌توانم نمونه‌ای بیابم که نشان دهد دولت‌ها در زمینه جمعیت و اقتصاد اینطور موفق عمل کرده‌اند. در عوض، مشاهده می‌کنیم که بسیاری از جوانان به دنبال مهاجرت هستند و حتی تمایلی به پیگیری برنامه‌های دولتی ندارند.

دولت باید سازوکار مشخصی برای تحقق اهداف خود در زمینه جوان‌سازی جمعیت داشته باشد. صرفاً اعلام اینکه می‌خواهیم جمعیت جوان بماند کافی نیست؛ این موضوع نیازمند برنامه‌ریزی دقیق و عملی است که در عمل قابل تحقق باشد.

 اکنون در این نقطه هستیم که با مختصات جمعیت‌شناسی و باورهای خود مواجه‌ایم. برای اینکه از این وضعیت به وضعیت مطلوب برسیم، باید چه اقداماتی انجام دهیم؟ آیا کافی نیست که تنها به سیاست‌های موجود ادامه دهیم؟

حسینی: در حال حاضر، سیاست‌ها و برنامه‌های جمعیتی به نحوی طراحی شده‌اند که به نظر می‌رسد از لحاظ تخصصی، بیشتر بر اساس دیدگاه‌های جامعه پزشکی و برخی دیگر از متخصصین مانند جراحان و ارتوپدها تدوین شده‌اند. این متخصصان برای وضعیت جمعیت مانند یک بیمار برخورد می‌کنند و تصور دارند که هر چیزی که از سوی جامعه پزشکی پیشنهاد شود، باید بدون چون و چرا اجرا شود. به همین دلیل، این سیاست‌ها نتایج معکوس در پی داشته‌اند. اگر این روش‌ها کارآمد بود، ما اکنون باید شاهد نتایج مثبت و پیشرفت در این زمینه می‌بودیم.

چرا با وجود داشتن بودجه و آزادی عملی که قانون به مسئولان داده، هنوز نتیجه‌ای مطلوب به دست نیامده است؟ این خود یک علامت هشدار است که باید در نحوه اجرای سیاست‌ها بازنگری کنیم. در هر برنامه‌ریزی باید ارزیابی فرایند اجرایی انجام گیرد. ارزیابی فرایند اجرایی به این معناست که در میانه راه برنامه، بررسی کنیم که آیا برنامه درواقع در راستای اهداف خود پیش می‌رود یا نه. وقتی متخصصان و کارشناسان به وضوح اعلام می‌کنند که این سیاست‌ها به نتیجه مطلوب نخواهند رسید، نباید در برابر این نظرات موضع‌گیری کنیم.

متأسفانه در حال حاضر، بسیاری از سیاست‌ها در دست کسانی است که به تخصص‌های خاص خود محدود شده‌اند، در حالی که مسائل جمعیتی و اجتماعی نیاز به یک رویکرد میان‌رشته‌ای دارد. برای حل این چالش، علاوه بر جمعیت‌شناسان، نیاز به متخصصان در حوزه‌های مختلف داریم؛ از جمله اقتصاددانان، جامعه‌شناسان، روانشناسان و انسان‌شناسان. متخصصان پزشکی باید تنها در زمینه‌های مرتبط با مسائل پزشکی مانند نازایی یا مشکلات بهداشتی و درمانی فعال باشند، نه اینکه در طراحی و مدل‌سازی سازوکارهای اجتماعی برای پذیرش فرزندآوری نقش محوری ایفا کنند. این مسأله نیازمند دیدگاه جامع و کار گروهی از متخصصان مختلف است.

در نهایت، مهم این است که ما از نظرات دیگر کارشناسان و متخصصان استفاده کنیم و از نگاه تک‌بعدی و ایدئولوژیک که در حال حاضر در سیاست‌ها وجود دارد، دور شویم. به همین دلیل باید به طور جدی در این سیاست‌ها بازنگری کنیم، زیرا اگر این روند ادامه پیدا کند، تنها وضعیت بحرانی موجود پیچیده‌تر خواهد شد.

بگی: جنس پرسش شما را می‌بینم و به نظرم ۲ فرض اصلی در این پرسش وجود دارد. نخستین فرض این است که ما فرض کنیم در آینده جمعیت بزرگی خواهیم داشت. یعنی، سیاست‌های موجود موفق خواهند شد و ظرفیت جذب و پذیرش این جمعیت در کشور ایجاد می‌شود. در این حالت، پرسش این است که آیا این سیاست‌ها توانایی تحقق این جمعیت بزرگ را خواهند داشت یا خیر. این پرسش بر اساس این پیش‌فرض مطرح می‌شود که ما در آینده جمعیت زیادی خواهیم داشت و این سیاست‌ها به رشد جمعیت کمک خواهند کرد.

در چنین شرایطی، باید منابع مختلف را در نظر بگیریم، از جمله منابع طبیعی، اقتصادی و سایر فاکتورهایی که تأثیرگذار هستند. به عنوان مثال، مشکل خشک شدن آب‌های زیرزمینی، کاهش منابع آبی و خشکی زمین‌ها، همچنین مشکلات مربوط به برق و گاز که در فصول مختلف سال با آن مواجه‌ایم، از جمله چالش‌های پیش‌روی ما هستند. این مشکلات نشان می‌دهند که شرایط برای رشد جمعیت در آینده، به طور خاص، ممکن است بسیار چالش‌برانگیز باشد.

با این حال، پرسش این است که در چنین شرایطی، سیاست‌ها چقدر می‌توانند موفق شوند؟ به نظر من، اگر بخواهیم به این پرسش از دیدگاه واقع‌گرایانه نگاه کنیم، سناریوهای شکست این سیاست‌ها بیشتر محتمل به نظر می‌رسد. این تحلیل بر اساس محدودیت‌های منابع و چالش‌های اساسی اقتصادی و اجتماعی که به آن اشاره کردید، استوار است.

اما موضوع دیگری که باید به آن توجه کنیم، بحث مدیریت منابع است. همانطور که آقای حسینی هم اشاره کردند، موفقیت سیاست‌ها بستگی به نحوه مدیریت منابع دارد. در بسیاری از کشورهای دیگر که منابع طبیعی زیادی ندارند، مانند سنگاپور، موفقیت‌های اقتصادی و اجتماعی زیادی به دست آمده است. سنگاپور یک شهرکشور است که هیچ‌کدام از منابع طبیعی مثل نفت، گاز یا آب را ندارد، اما به عنوان یکی از کشورهای توسعه‌یافته جهان شناخته می‌شود. این مثال نشان می‌دهد که موفقیت در استفاده از منابع و مدیریت آن‌ها بستگی به شیوه و استراتژی‌های درست مدیریتی دارد.

همچنین، نسل‌های جوان امروز در سراسر دنیا و به ویژه در ایران، با نگرانی‌های محیط زیستی و مشکلات اقلیمی روبرو هستند. بسیاری از افراد، به دلیل افزایش نگرانی‌ها درباره وضعیت کره زمین، از افزایش جمعیت و فرزندآوری اجتناب می‌کنند. در ایران نیز این نگرانی‌ها بین نسل جوان به وضوح مشاهده می‌شود. با مشکلاتی مانند کمبود آب، برق، گاز و بیکاری، نسل جوان احتمالاً به این فکر می‌کند که چگونه می‌تواند در چنین شرایطی ازدواج کند و فرزند بیاورد، به‌ویژه وقتی پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهند که در ۴۰ سال آینده تغییرات اقلیمی و مشکلات زیست‌محیطی بیشتر خواهد شد.

بنابراین، این 2مقوله مدیریت منابع و نگرانی‌های نسل جوان - در رابطه با سیاست‌های جمعیتی و برنامه‌ریزی برای آینده باید به‌طور جداگانه مورد بررسی قرار گیرند تا بتوان بحث را به شکل بهتری ادامه داد و به نتیجه بهتری رسید.

 چرا تلاش برای افزایش جمعیت به‌منظور جذب بودجه بیشتر از دولت منطقی نیست و چه تأثیری بر سیاست‌گذاری‌ها دارد؟ با توجه به کاهش واقعی جمعیت در استان همدان و تغییرات جمعیتی در سطح ملی ایران، چه راهکارهایی باید برای مدیریت این تحولات ارائه شود تا به جای ایجاد ترس از پیری جمعیت، برنامه‌های مؤثری برای پاسخ به این چالش‌ها تدوین شود؟

حسینی: تلاش برای افزایش جمعیت به‌منظور گرفتن بودجه بیشتر از دولت هیچ منطق اقتصادی یا جمعیتی ندارد. برنامه‌ریزی باید بر اساس نیازهای واقعی جامعه و توانمندی‌های موجود باشد، نه بر اساس آمارهایی که ممکن است برای رسیدن به اهداف سیاسی یا بودجه‌ای دست‌کاری شوند. به عنوان مثال، آمار سرشماری استان همدان نشان‌دهنده کاهش جمعیت به دلیل مهاجرت منفی است. در واقع، این استان در یک دوره 5ساله بیش از ۱۳۲ هزار نفر جمعیت خود را از دست داده است، نه ۳۲ هزار نفر. این حقیقت با برآوردهایی که ارائه می‌شود هم‌خوانی ندارد. بنابراین، به‌جای تمرکز بر افزایش جمعیت برای جذب بودجه بیشتر، باید بر توسعه اقتصادی، سرمایه‌گذاری و بهبود زیرساخت‌ها تمرکز کرد.

نکته دیگر این است که در سطح ملی، ایران در حال مواجهه با تغییرات جمعیتی است. ما به‌جای اینکه سازوکارهایی برای مدیریت این تحولات ایجاد کنیم، تنها به ایجاد ترس و هراس از پیری جمعیت پرداخته‌ایم. آمارها نشان می‌دهند که ایران در حال حاضر در جایگاه هفتم دنیا از نظر سالخوردگی قرار دارد. اما به‌جای حل این مسأله با برنامه‌ریزی و مدیریت، تنها هشدار می‌دهیم که جمعیت سالخورده می‌شود. این شیوه مدیریت مشکل را حل نمی‌کند. انتظار می‌رود که سیاست‌گذاران و مدیران به جای بیان هشدارهای عمومی، برنامه‌های مشخصی برای پاسخ به این تغییرات جمعیتی ارائه دهند. در بدبینانه‌ترین حالت، اگر همدان تنها استان سالخورده ایران باشد، باید بپرسیم که برنامه‌ها و تدابیر مسئولین برای این تغییرات چیست؟!
اینکه نمایندگان به دنبال افزایش جمعیت همدان برای گرفتن بودجه بیشتر هستند، نشان‌دهنده مشکل بزرگتری در سیاست‌گذاری است. وقتی سرشماری دقیق انجام نشود و داده‌ها نادقیق باشند، تخصیص منابع بر اساس جمعیت غیرواقعی می‌تواند به تصمیم‌گیری‌های غلط منجر شود. در نهایت، این موضوع هم به دولت و هم به مردم آسیب می‌زند. امیدواریم که با اجرای روش‌های جدید سرشماری مبتنی بر ثبت، این مشکلات کاهش یابد و داده‌های معتبر در دسترس قرار گیرد تا بتوان سیاست‌های صحیحی اتخاذ کرد.

بگی: در واقع این مسأله به وضوح مشکل‌آفرین است. نبود دسترسی به داده‌های معتبر و به‌روز، موجب می‌شود که هر کسی بسته به هدف خود آمار متفاوتی را ارائه دهد. در نتیجه، سیاست‌ها ممکن است به‌شکل سیاسی و بر اساس آمارهای ناقص تنظیم شوند که در نهایت نمی‌توانند جوابگوی نیازهای واقعی جامعه باشند.

 با توجه به اینکه استان همدان در برخی شاخص‌ها مانند نرخ ازدواج دختران زیر ۱۵ سال، نرخ فلاکت، بیکاری و آسیب‌های اجتماعی در رتبه‌های بالا قرار دارد، به عنوان جمعیت‌شناس چه راهکارهایی می‌توان به دولت ارائه داد تا این مشکلات رفع شود؟!

بگی: راهکار دادن در کشور ما از یک نظر آسان است، اما برای استان همدان باید واقع‌بینانه‌تر و مبتنی بر زیرساخت‌ها و برنامه‌ریزی بلندمدت باشد. پدیده‌های جمعیتی چندبعدی هستند و حل این مشکلات نیاز به توجه به ابعاد مختلف دارد. به‌عنوان مثال، اگر فقط به اشتغال پرداخته شود و جنبه‌های فرهنگی را نادیده بگیریم، موفق نخواهیم بود. یکی از مهم‌ترین راهکارها برای همدان، ایجاد برنامه‌هایی است که هم بحث مهاجرت را حل کند و هم از کاهش بیشتر فرزندآوری جلوگیری نماید.

برای این کار، باید خدمات به سالمندان به‌ویژه در شهرهایی که دوستدار سالمند هستند، ارائه شود. این درحالی است که سالمندی موفق در گرو داشتن جوانی موفق است، این رویکرد سبب می‌شود تا تداوم برنامه‌ها حفظ شود و در کنار آن، مشکلاتی مثل شاخص فلاکت و فقر تا حدودی حل گردد. مهم‌ترین نکته دیگر، تمرکز بر گروه‌های هدف است. در همدان، گروه‌های هدف می‌توانند جوانانی باشند که نه در حال تحصیل هستند و نه شغلی دارند. به‌طور خاص، در سال ۱۴۰۱ حدود ۱۹۰ هزار نفر از جوانان همدانی در این وضعیت بودند. این گروه‌ها باید شناسایی شوند و برای آنها برنامه‌های خاص اشتغال و تحصیل طراحی گردد. همچنین، بررسی‌ها نشان می‌دهد که ازدواج در این گروه‌ها به‌ویژه در میان افرادی که شاغل نیستند و مسکن ندارند، با مشکلات مالی مواجه است.

در نهایت، باید تأکید کنم که حل این مشکلات بدون توجه به عوامل اقتصادی و فرهنگی ممکن نیست. برنامه‌ریزی اقتصادی و اشتغال باید در اولویت باشد، چرا که این مسائل هنوز در جامعه بیشترین تأثیر را دارند. با ایجاد زیرساخت‌های مناسب و توجه به برنامه‌های فرهنگی و نگرشی، می‌توان امیدوار بود که برخی از این مشکلات رفع شوند.

 چگونه می‌توان به بهبود سیاست‌گذاری‌های جمعیتی در ایران کمک کرد تا ضمن توجه به نیازهای واقعی جامعه، از نگاه‌های ایدئولوژیک فاصله گرفته و نظرات علمی جمعیت‌شناسان و جامعه‌شناسان در فرآیند تصمیم‌گیری‌ها لحاظ شود؟ چه اقداماتی باید انجام شود تا مشکلات جمعیتی و اجتماعی به طور مؤثر و علمی حل شوند؟

حسینی: نظر من این است که باید توجه ویژه‌ای به سیاست‌زدگی در مسائل جمعیتی داشته باشیم. همانطور که در ابتدا اشاره کردم، نگاه ایدئولوژیک به موضوع کم‌فرزندآوری و جمعیت سبب می‌شود که مسائل جمعیتی از منظر علمی و اجتماعی نادیده گرفته شوند. سیاست‌گذاران باید به جمعیت‌شناسان و متخصصان واقعی اهمیت بدهند و نه اینکه فقط نظراتی را بشنوند که با دیدگاه‌های آن‌ها هم‌خوانی دارد، به طوری که سالخوردگی جمعیت اجتناب‌ناپذیر است.

در شرایط کنونی، متأسفانه سیاست‌گذار در جامعه ما به‌جای توجه به نقدهای علمی و منصفانه، تنها به دنبال شنیدن نظراتی است که با آنچه که می‌خواهند به‌دست آورند، هم‌راستا باشد. این وضعیت سبب می‌شود که نه تنها به بهبود وضعیت جمعیت‌شناسی کمک نمی‌کند، بلکه مشکلات جمعیتی و اجتماعی عمیق‌تر می‌شود.

در خصوص استان‌هایی مانند کردستان و ایلام، که از نظر توسعه اقتصادی کمتر توسعه‌یافته‌اند، مشاهده می‌کنیم که این مناطق برخلاف انتظارات ما، با رشد جمعیت منفی مواجه نشده‌اند. در استان کردستان، باوجود شاخص‌های توسعه‌ای که نسبت به همدان پایین‌تر است، رشد جمعیت منفی نبوده است. حتی در ایلام، با وجود اینکه این استان بالاترین میانگین سن ازدواج را در کشور دارد و شرایط اقتصادی و اجتماعی مناسبی ندارد، رشد جمعیت همچنان حفظ شده است.

این مسأله نشان می‌دهد که صرفاً مسائل اقتصادی و اجتماعی به‌تنهایی نمی‌توانند دلیل اصلی کاهش یا افزایش جمعیت باشند، بلکه ترکیبی از عوامل سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در این روندها دخیل هستند. در چنین شرایطی، سیاست‌های جمعیتی باید به‌طور علمی و تخصصی بررسی شوند و از دیدگاه‌های کارشناسی بهره‌برداری گردد.

در این زمینه، اگر درواقع سیاست‌گذار قصد دارد که به نتیجه برسد، باید به جمعیت‌شناسان و جامعه‌شناسان توجه کند و در تصمیمات خود از نظرات علمی آن‌ها بهره‌برداری نماید. در حال حاضر متأسفانه سیاست‌گذاران در جامعه ما نظرات متخصصان را نمی‌خواهند بشنوند، چرا که شاید این نظرات با دیدگاه‌های سیاسی آن‌ها هم‌خوانی نداشته باشد. در این شرایط، من نمی‌توانم پیشنهادی به سیاست‌گذاران ارائه دهم، چرا که اساساً متخصصان و نظرات علمی در فرآیند تصمیم‌گیری‌ها جایی ندارند.

 آیا تاکنون از شما به عنوان جمعیت‌شناس در شورای جمعیت استان همدان دعوت شده است؟

حسینی: بله، من در گذشته عضو شورای راهبردی جمعیت استان همدان بودم و نظراتم را مطرح کردم. از ابتدای تشکیل این شورا تا سال ۱۴۰۰ حضور داشتم. در سال ۱۴۰۰ یک وبینار برگزار شد که در آن نظراتم را بیان کردم، اما پس از آن هیچ خبری از این شورا نبوده است. در استانی که فردی که تازه فارغ‌التحصیل شده در رشته بهداشت عمومی به عنوان جمعیت‌شناس برتر شناخته می‌شود، می‌توان پیش‌بینی کرد که چه انتظاری از من به عنوان جمعیت‌شناس دارید.

اگر هم دعوت کنند، اصلاً تمایلی ندارم بروم چون مسئولان به دنبال حل و ساماندهی مسائل جمعیتی استان نیستند. آن‌ها به دنبال شنیدن نظراتی هستند که با دیدگاه‌هایشان هم‌خوانی داشته باشد، نه نظرات علمی و کارشناسی. در هیچ کجای دنیا شما نمی‌بینید که فردی که تنها در حوزه بهداشت عمومی کار کرده، به عنوان جمعیت‌شناس معرفی شود. این‌ها اشتباه است. به عنوان مثال، فردی که در حوزه فرزندآوری تحقیق کرده، مقاله و کتاب نوشته و در این زمینه کار کرده، نباید به خاطر اینکه حرفی می‌زند که فلان مسئول خوشش می‌آید، به عنوان جمعیت‌شناس شناخته شود.

من به عنوان جمعیت‌شناس باید نتایج مطالعات و مشاهدات علمی خود را بگویم، حتی اگر خوشایند کسی نباشد. در جامعه ما سیاست‌گذاری‌ها به گونه‌ای است که هیچ‌کسی به دنبال شنیدن نظرات علمی و پژوهشی نیست. وقتی که در استان همدان مقاله‌ای نوشتم و نتیجه گرفتم که در این استان، عامل مهاجرت بیشتر از باروری پایین در کاهش جمعیت تأثیر دارد، این مقاله منتشر شد، اما متأسفانه هیچ‌کدام از مدیران استان این مقاله را مطالعه نکردند.

من در شورای راهبردی هم این مسائل را مطرح کردم، ولی هیچ مدیری نیامد بگوید که مقاله شما را خوانده‌ام و طبق یافته‌هایتان اقدامات خاصی انجام داده‌ایم. در واقع، من نمی‌توانم وقت خود را صرف سیاست‌گذاری‌هایی کنم که هیچ تأثیری نداشته باشد. مسئولان فقط به دنبال حفظ موقعیت‌های خود هستند و اصلاً برایشان اهمیتی ندارد که من چه می‌گویم یا چه تحقیقی انجام داده‌ام.

 موفقیت برنامه‌های افزایش جمعیت در نروژ و فرانسه به دلیل اجرای سیاست‌های خانواده‌محور است که شامل مشوق‌های مادی و خدمات جامع برای خانواده‌ها می‌شود. این کشورها با توجه به تغییرات اجتماعی و اقتصادی، سیاست‌های پایدار و بلندمدتی برای حمایت از خانواده‌ها و فرزندآوری دارند. نظر شما درباره رمز موفقیت آنها چیست؟

بگی: نکته‌ای که باید در نظر گرفت این است که موفقیت این کشورها در طول زمان حاصل شده است. کشورهایی که توانسته‌اند باروری خود را افزایش دهند، سیاست‌های مختلفی در پیش گرفته‌اند. مهم‌ترین آن‌ها، ایجاد فضای مناسب برای خانواده‌ها با ارائه خدمات مراقبتی از کودک، معافیت‌های مالیاتی و توجه به نیازهای خاص والدین و کودکان بوده است. این کشورها در واقع توانسته‌اند سیستم‌های حمایتی مناسب برای خانواده‌ها طراحی کنند که از فشارهای اقتصادی کم کرده و بار مسئولیت‌های بزرگ را از دوش آن‌ها بردارند.

اما در ایران، عمده مشوق‌ها بیشتر بر اساس تسهیلات مادی متمرکز شده‌اند. تسهیلاتی نظیر تسهیلات مسکن، تسهیلات ازدواج و تسهیلات فرزندآوری خودرو که در بیشتر مواقع تنها جنبه مالی دارند. این سیاست‌ها معمولاً در درازمدت کارآیی زیادی ندارند و بر روی مشکلات اساسی خانواده‌ها تأثیر زیادی نمی‌گذارند. به عبارت دیگر، مشوق‌های مادی یک‌بار مصرف که تنها به یک مقطع خاص محدود می‌شوند، عملاً مشکلات اجتماعی و فرهنگی که موجب کاهش باروری می‌شود، حل نمی‌کنند.

برای اینکه برنامه‌های افزایش جمعیت در ایران موفق شوند، باید سیاست‌ها از حالت تک‌بعدی مادی به سمت سیاست‌های خانواده‌محور و پشتیبانی از زیرساخت‌های اجتماعی و فرهنگی تغییر پیدا کنند. به طور مثال، تمرکز روی تسهیلات بهداشتی و درمانی برای مادران و کودکان، حمایت‌های آموزشی برای خانواده‌ها، خدمات مراقبتی از کودکان و حتی معافیت‌های مالیاتی که به‌طور خاص خانواده‌ها را هدف قرار دهد، می‌تواند گامی مؤثر در افزایش نرخ باروری باشد.

در نهایت، موفقیت این برنامه‌ها به شرایط اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی هر کشور بستگی دارد، اما تغییرات پایدار و مداوم تنها زمانی حاصل می‌شود که سیاست‌ها به‌گونه‌ای طراحی شوند که با واقعیت‌های اجتماعی و نیازهای خانواده‌ها هم‌خوانی داشته باشند.
حسینی: من معتقدم که سیاست‌های قانون خانواده و جوانی جمعیت باید مورد بازنگری اساسی قرار بگیرد، به‌ویژه در ساز و کار اجرایی و متولیان آن بستگی دارد. یکی از تناقض‌های آشکار در سیاست‌گذاری جمعیتی ما این است که سیاستگذاران به جای توجه به نیازهای واقعی خانواده‌ها، صرفاً به افزایش تعداد بچه‌ها توجه دارند.

این یک پارادوکس است که سیاستگذاران باید درک کنند که بچه‌ها نیاز به شرایط مناسب دارند تا خانواده‌ها تصمیم بگیرند که فرزند بیاورند. در جامعه‌ای با چنین شرایط اقتصادی و اجتماعی پر از مخاطره و عدم قطعیت، هیچ‌گونه پذیرش اجتماعی از قوانین موجود در زمینه فرزندآوری و جمعیت‌سازی وجود ندارد. برای اینکه این قوانین پذیرفته شوند، دولت باید شرایط لازم را برای این پذیرش فراهم کند. به باور من، وضعیت جمعیتی کنونی کشور به وضوح نشان می‌دهد که دولت باید کیفیت سیاست‌گذاری و حکمرانی خود را بهبود بخشد تا بتواند به تغییرات اساسی در وضعیت جمعیتی دست یابد. در غیر این صورت، مشکلات همچنان باقی خواهند ماند و جامعه به شکل فعلی، که نافرمانی اجتماعی از سیاست‌های فرزندآوری یکی از نشانه‌های آن است، ادامه خواهد یافت.

بگی: همانطور که دکتر حسینی اشاره کردند، موفقیت برنامه‌ها به سیاست‌های جامع و متناسب با شرایط فرهنگی و اجتماعی بستگی دارد. در بسیاری از کشورهای موفق، این سیاست‌ها شامل حمایت‌های مادی و غیرمادی از خانواده‌ها بوده که به‌طور جامع به نیازهای آن‌ها پرداخته است. در ایران، اگرچه تسهیلات مادی برای مشوق‌های فرزندآوری ارائه می‌شود، اما این مشوق‌ها به‌تنهایی کافی نیستند و باید به سمت سیاست‌های گسترده‌تر و خانواده‌محور حرکت کنیم. دولت باید از یک رویکرد تک‌بعدی و مادی به سیاست‌های چندبعدی تغییر جهت دهد که در آن نیازهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی خانواده‌ها مدنظر قرار گیرد. این تغییر رویکرد می‌تواند به افزایش رضایت و انگیزه مردم برای افزایش جمعیت کمک کند.

 شاخص فرزندآوری در حال حاضر چقدر است؟

حسینی: از سال ۱۴۰۰ تاکنون سازمان آمار اطلاعات جدیدی در مورد شاخص فرزندآوری منتشر نکرده است. آخرین سرشماری رسمی در سال ۱۳۹۵ انجام شد و به دلیل تغییر روش سرشماری در سال ۱۴۰۰، آمار به‌روزی در دست نیست. ارقام فعلی بیشتر برآوردهای غیرمستقیم مرکز آمار هستند. به‌طور کلی، برآورد می‌شود که نرخ باروری کل (TFR) در کشور حدود ۱.۶ یا کمتر باشد، که همین عدد برای استان همدان هم صدق می‌کند.

متأسفانه آمار ثبت‌احوال هم به‌صورت شفاف در اختیار پژوهشگران دانشگاهی نیست. با توجه به اینکه رشد جمعیت همدان منفی است و استان دچار مهاجرفرستی شدید است، می‌توان با اطمینان گفت که نرخ باروری فعلی در همدان از سال ۱۴۰۰ هم پایین‌تر آمده و قطعاً زیر سطح جانشینی (۲.۱) است.

در حال حاضر، مرکز آمار ایران در حال حرکت به‌سمت اجرای «سرشماری مبتنی بر ثبت» (ثبتی‌مبنا) است که در بسیاری از کشورها اجرا می‌شود. این روش، گرچه نیاز به زیرساخت‌های دقیق دارد، اما در بلندمدت کم‌هزینه‌تر و مؤثرتر است.

برای اجرای آزمایشی این روش، چند استان و شهر به‌عنوان پایلوت انتخاب شدند. اگر اشتباه نکنم، همدان هم یکی از این نقاط بود. قرار بود نتایج آزمایشی این روش منتشر شود، اما هنوز داده‌ای از آن بیرون نیامده است. امید داریم تا سال ۱۴۰۵ سرشماری ثبتی‌مبنا به‌صورت کامل اجرا و داده‌های واقعی منتشر شوند.

بگی: من آماری در اختیار داشتم که نشان می‌داد نرخ باروری در سال ۱۴۰۰ حدود ۱.۷ بوده است. اما در مورد استان همدان، نرخ دقیق‌تری که من در برخی جلسات دیدم و تحلیل کردم، عدد ۱.۴۴ بوده است. البته چون داده‌های رسمی در دسترس نیستند، برداشت‌های متفاوتی از این آمارها صورت می‌گیرد. مشکل اساسی در حال حاضر، نبود  دسترسی شفاف و رسمی به داده‌های جمعیتی است. این باعث شده تا هر فرد یا نهاد، آماری متناسب با اهداف خود ارائه دهد و تفسیرهای سیاسی یا غیرعلمی از این داده‌ها شکل بگیرد. اگر بخواهیم به عددی واقع‌بینانه اشاره کنیم، به‌نظر من نرخ باروری در همدان حدود ۱.۶ یا کمتر است.

 گفته می‌شود برخی نمایندگان مجلس تلاش داشتند جمعیت همدان را بیشتر از واقعیت نشان دهند تا بودجه بیشتری برای استان جذب شود. آیا این مسأله واقعیت دارد؟

حسینی: چون یکی از معیارهای تخصیص بودجه، جمعیت است، برخی نمایندگان تلاش داشتند رقم جمعیت استان را بالاتر از رقم واقعی نشان دهند، مثلاً جمعیت همدان را بیش از ۷۰۰ هزار نفر اعلام کنند. اما چون داده‌های سرشماری به‌روز نشده یا منتشر نشده‌اند، این تلاش‌ها هم نتیجه‌ای نداشته است. به‌طور کلی، نبود آمار شفاف باعث سردرگمی و حتی ناکارآمدی در سیاست‌گذاری‌ها می‌شود.

 سخن آخر:

حسینی: به باور من، قانون «حمایت از خانواده و جوانی جمعیت» در شکل فعلی خود، به‌ویژه در نحوه اجرا و نهادهای متولی، نیاز جدی به بازنگری دارد. یکی از تناقض‌های اساسی در سیاست‌گذاری جمعیتی کشور این است که به جای خانواده‌ها، این سیاست‌گذاران هستند که فرزند می‌خواهند. یعنی بدون توجه به خواست، نیاز و شرایط واقعی خانواده‌ها، برنامه‌ریزی می‌شود. در حالی که در شرایط پرمخاطره و پر از عدم قطعیتی که امروز جامعه ما در آن زندگی می‌کند، هیچ زمینه اجتماعی مستحکمی برای اجرای این قانون وجود ندارد.

اگر دولت می‌خواهد این سیاست‌ها اثربخش باشد، ابتدا باید شرایطی فراهم کند که این سیاست‌ها «پذیرش اجتماعی» پیدا کنند. در غیر این صورت، مردم با آن همراهی نخواهند کرد. آنچه اکنون می‌بینیم نوعی نافرمانی اجتماعی در برابر سیاست‌های فرزندآوری است. جامعه به‌وضوح پاسخ نمی‌دهد و سیاست‌ها بدون اثر باقی مانده‌اند.

واقعیت این است که در وضعیت کنونی، جامعه ایران شایسته همین سطح پایین باروری است. این نتیجه عملکرد نظام برنامه‌ریزی، سیاست‌گذاری و حکمرانی است. اگر کیفیت سیاست‌گذاری در این حوزه ارتقا پیدا نکند، پیامدهای آن دامن خود حاکمیت را خواهد گرفت.

 

 
 
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.