ttttt1405-05-071405-05-17bool(false) 1405-05-071405-05-17bool(false) پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
تاریخ چاپ : شنبه ، 17 مرداد 1405

کد خبر : 107642
 
بازخوانی یک پرسش همیشگی

به مناسبت روز سعدی «حافظ یا سعدی؟»
تاریخ خبر : 1399-02-01
     
 
 
     
متن خبر :


 اول: «اگر سعدی‌خوان باشید، یعنی آثارش را بشناسید و بخوانید و با دنیایش محشور شوید، دیگر نمی‌توانید دل به حافظ بسپارید.» این جمله را سال‌ها پیش یکی از اساتید ادبیات ایران در مراسمی به یاد و افتخار سعدی گفت.
آن جلسه، با این سخن استاد به حاشیه رفت و مدافعان حافظ شیراز به او شوریدند که چطور می تواند اشعار پر معنا و عمیق حافظ را با شعرهای زمینی سعدی مقایسه کند. در مقابل، طرفداران سعدی هم از این گفتند که سعدی شاعر امروز است و حرف‌هایش به درد زندگی می خورد، در‌حالی‌که شعر حافظ تنها روحی و دلی است و از این جهت، سعدی را باید بالاتر نشاند. من هم، که آن زمان شاگردی خُرد بودم (و همچنان هستم) و حضور در این جلسه برایم افتخار بزرگی بود (و همچنان هست) گاه نظریات یک گروه را بر دیگری مقدم می‌دانستم و تأیید می‌کردم. اما چند دقیقه بعد با شنیدن حرف‌های طرف دیگر آن را هم درست می‌پنداشتم. این سردرگمی پس از مدتی خواندن و گوش دادن نه‌تنها از بین نرفت که بیشتر هم شد.
اصلا مگر می‌شد بین این دو یکی را بالاتر و دیگری را پایین‌تر نشاند؟ نتیجه آن دعوای کلامی، حداقل برای من، خلق یک سؤال بود: چرا باید بین حافظ و سعدی یکی را انتخاب کنیم؟ بعدها متوجه شدم در همان روزها که این سؤال در ذهنم شکل گرفته بود، «دعواهای انتخابیِ متعصبان و سینه چاکان» نه فقط بین حافظ و سعدی، که بین اخوان و شاملو، تولستوی و داستایوفسکی و شجریان و شهرام ناظری هم در جریان بوده است! 
■ دوم: قیاس و انتخاب بین بزرگانی همچون حافظ و سعدی نه فقط از روی سلیقه که به جهان‌بینی افراد در زندگی و معنای آن وابسته است. اما پیش از هر حرف بهتر است نگاهی بسیار اجمالی به ویژگی‌های شعر سعدی و تفاوت‌هایش با کلام حافظ بیندازیم. «ادیب طوسی» ادیب و پژوهشگر معاصر ایرانی سال‌ها پیش تحقیقی درباره تفاوت‌های زبانی بین این دو شاعر انجام داد. او در خلاصه این تحقیق نوشته است: «سعدی در تمامی سخن استاد بزرگی بود. به علاوه از حیث زمان هم بر حافظ تقدم دارد و استادی او در سخن تا حدی است که توانسته زبان فارسی را تحت سیطره خود قرار داده و متوقف کند. حتی امروزه ما با زبان سعدی سخن می‌گوییم.» حافظ چند دهه پس از سعدی زندگی می‌کرد با این حال به استادی سعدی معترف بود :«استاد غزل سعدی نزد همه کس اما...» اما حافظ خودش را رهرو سعدی نمی‌داند و در بیت دوم می‌گوید :«دارد سخن حافظ طرز غزل خواجو». آنطور که مشخص است حافظ در زبان بیش از آنکه شاگرد سعدی باشد خود را مرید خواجوی کرمانی می‌داند. خواجوی کرمانی عارفی بود که درست در زمانه‌ای بین سعدی و حافظ می‌زیست و از این حیث خوش‌شانس نبود و در تاریخ بزرگی این دو شاعر، عظمتش را تحت‌الشعاع قرار داده است. امروز به ساده‌ترین شکل ممکن می‌توانیم سعدی را نماینده سبک عراقی و حافظ را نماینده سبک هندی در شعر بدانیم. اشعار عراقى ساده و روانند و به‌راحتى مى‌توان به پیام آن‌ها پى برد. اما اشعار سبک هندى پیچیده‌اند و سرشار از مضمون پردازى‌هاى ظریف و نازک بینانه‌اند و ناگزیر، نمى‌توان به آسانى به پیام آن‌ها راه یافت و اشعار حافظ هم، خواه ناخواه، به همین دلیل دوریاب‌تر و دیرفهم‌ترند. بر همین اساس اگر بپذیریم که اشعار این بزرگان از نیت و دلشان برآمده و منافقانه نیست، پس فرم شعر، جهان‌بینی آنان را هم نشان می‌دهد. «احمد تمیم‌‌داری» زبان‌شناس و استاد دانشگاه علامه طباطبایی به خلاصه تفاوت‌های این دو شاعر را اینطور بیان می‌کند: «سعدی اساساً واعظ است، انسان اجتماعی است، روابطش با مردم خیلی خوب است و در ضمن توریست است. حافظ برخلاف سعدی گوشه‌نشین است و همیشه در شیراز بوده. نظر حافظ نسبت به دنیا و جهان‌بینی او و جهان‌بینی سعدی هر دو شرقی و اسلامی و ایرانی است و در این هیچ تردیدی نیست، اما این دو جهان‌بینی اساساً با هم متفاوت است. یعنی روش زندگیشان با هم فرق می‌کند.»
■ سوم: علاقه‌مندی هرفرد به شعر یک شاعر، ریشه در روح و شخصیتش دارد. سعدی شاعر زندگی است. از اخلاق و دین و انسان حرف می‌زند. سخنان و اشعارش پر از نصیحت، پند، داستان و حکایت است. اما سخن حافظ از روح، عشق و جاودانگی است. ما در این میان بسته به نگاه و برداشتمان از زندگی می‌توانیم به هر کدام از این نوع سبک تفکر نزدیک یا دور باشیم. هر فرد در زندگی فراز و فرودهای بسیاری دارد. خوشی و شادکامی در برابر سختی و بیماری و مرگ همه با هم زندگی را شکل می‌دهند. از طرفی سن، جغرافیا، تاریخ و سیاست هم در روح و نگاه ما به دنیا تأثیرگذارند. با این تعریف، هر فرد گاه می‌تواند از شیوایی سخن سعدی لذت ببرد و گاه از غنای شعر حافظ.
اما مشکل زمانی به‌وجود می‌آید که مجبور به انتخاب بشویم. اینجا درست پاشنه آشیل این تفکر است که انسان را مقید به انتخاب کند. اصلا کدام انتخاب؟ مگر می‌شود که بین زندگی، عشق و مرگ خطی کشید و آن‌ها را از هم جدا کرد. اگر توانستیم زندگی، اخلاق، معنویت، عشق و مرگ را از هم جدا کنیم، خواهیم توانست بین حافظ و سعدی - که در آستانه پیری می‌گوید «همه از دست غیر نالند/ سعدی از دست خویشتن فریاد» - یکی را انتخاب کنیم.
■ چهارم: ویژگی خط‌کشی بین تفکرات و افراد و سیاه و سفید کردن آن‌ها، ریشه در دنیای صفر و یکیمان دارد. زندگی، همین امروز به سریعترین شکل ممکن در حال گذر است. فضای مجازی این خاصیت را داشته که آدم‌ها را محتاج سرعت کند. پس وقتی صحبت از هر موضوع می‌شود باید بتوانیم در کسری از ثانیه به یاد بیاوریم، حرف بزنیم و انتخاب کنیم. تأمل که زمانی جوهره انسان اندیشمند بود به باد سپرده شده است و ما در جبر زندگی مجبور به انتخاب و گذر هستیم، اما مشکل آنجاست که موضوعاتی مانند شعر کهن ایران که برای نظم، آرامش و تأمل به دست ما رسیده‌اند، فراتر از آن هستند که با سیستم زندگی امروزیمان سنجیده شوند. برای انتخاب بین حافظ و سعدی، نه چند کلمه خواندن و چند دقیقه حرف زدن، که «عمری دگر بباید بعد از وفات ما را...».

 
 
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.