|
خانه هر همدانی در ایام مبارزات انقلابی یک حسینیه بود و صدای دینخواهی مردم را مخابره میکرد، مبارزان از جان گذشته در رساندن ندای امامشان از هیچکاری دریغ نمیکردند و شکنجه دژخیمان را به جان خریده بودند زیرا پیروزی را نزدیک میدانستند.
زمزمههایی از سال ۴۲ برخاست و کمکم خود را به سراسر ایران رساند و شکافها را بر پیکره استبدادی که انقلاب مشروطه هم نتوانسته بود به آن پایان دهد، انداخت. سخنان روحانی بر سر منبرهای موعظه خطاب به شاه بیان شد تا شاید از رویهای که در پیش گرفته بازگردد و شأن مسلمانان ایرانی را به بهای قدرت به انسان غربی مغرور که هرچه داشت با دستاندازی به ثروت همین مردم، به دست آورده بود؛ نفروشد.
این موعظهها نهتنها در شاه مؤثر نیفتاد بلکه او که مست قدرت بود، از در مقابله درآمد تا بار دیگر قدرت خود را به رخ همگان بکشاند، اما اینبار سرنیزه و اسلحه به سوی او نشانه نرفته بود که بتواند به مدد همان ابزار از عهده آن برآید، بلکه طلبهای بزرگ شده در مکتب اسلام تنها با سلاح کلام به مقابله با او برخواسته بود.
نفوذ کلام پیرمرد در سراسر ایران پیچید، دارالمجاهدین هم همگام با همه ایران همراه پیرمرد شد تا یکبار هم که شده حکومت عدل الهی را بر روی زمین پس از ظهور اسلام برپا کنند، ندای او ضمیرهای پاک را روشن و همه را به صف کرد تا زیباترین صحنههای جهان را بر بوم زمین نقش زنند و فرشتگان به نظاره بنشینند.
رسالههای امام چون برگ زر میان انسانها میچرخید و اعلامیههایی که حکم آرام جان داشت، کلمه به کلمهاش بر جانها مینشست و روح را جلا میداد، شکافهای پیکره طاغوت را عمق میداد و درنهایت نیز به فروریختنش منجر شد. روایت مردان و زنانی انقلابی و جان بر کف هنوز پس از گذشت ۴۲ سال شنیدنی است، مبارزانی که حرفهای بسیاری برای گفتن دارند.
نامآوران همدان در مبارزات انقلابی
نقش مبارزان انقلابی همدان در تاریخ همچون برگ زرینی میدرخشد، به یاد دارم حاج غلامعلی عربزاده مجلههایی به اسم «مکتب اسلام» برای ما میآورد که حضرت آیتا... نوری و سایر بزرگان در آن مقاله مینوشتند و ما از آن بهره میبردیم، این مجله در قم چاپ میشد اما پس از چند شماره توقیف و با نام «مجموعه حکمت» دوباره چاپ شد.
حاج محمود دادفرما هم توضیحالمسائل امام(ره) را به همدان میآورد و بین دوستان توزیع میکند تا به دست همسایهها و اهل محل برسد، هردو تا توضیحالمسائل امام را داخل یک جعبه شیرینی میگذاشتند و با بند شیرینی میبستند و ما هم بستهها را بین مردم توزیع میکردیم.
رحلت آقای آخوند جرقه انقلاب در همدان
روز ۱۲ بهمن و ورود امام جزو یکی از بهترین روزهای دوران مبارزات به حساب میآید مردم همه در خیابانها ابراز خوشحالی میکردند و با ماشین و پیاده شادیکنان و گل بهدست روزهای پایانی حکومت شاهنشاهی را جشن میگرفتند، البته همان روزهایی که امام به ایران بازگشته بود کماکان برنامههای سخنرانی و توزیع شبنامه ادامه داشت تا اینکه روز بیستودوم بهمن مردم سنگتمام گذاشتند و انقلاب با همت همه پیروز شد.
تبلیغ جسورانه برای دین و انقلاب
حجتالاسلاموالمسلمین علی نظامی مبارز همدانی و متولد سال ۱۳۲۶ است، این روحانی که در دوران طفولیت نابینا شد، جزو منبریها و سخنرانان جسور و بهنام دوران مبارزات انقلاب بود، او میگوید: سال ۴۲ وارد حوزه علمیه شدم تا 5 سال به تحصیل پرداختم از آن پس به تبلیغ دین مشغول شدم.
در آن برهه برای تبلیغ دین، اسلام و انقلاب با جدیت عمل میکردیم بهطوریکه در منابر کنایهها و تلویحاتی به هیأت حاکمه میبستیم و قضایای داغ تاریخی را مطرح میکردیم حتی اشعاری در قالب کنایه با مضمون اعتراض زمزمه میشد به طور مثال در ایام عید نوروز که به جای تبریک این بیت را میخواندیم «بود نوروز بر ما عید مطلق/ بود آن روز بر ما عید مطلق/ که در جنبش درآید پرچم حق».
مردم در آن دوران به محرک نیاز داشتند که در سال ۴۲ واقعه انقلاب آغاز شد و اندکاندک مردم به حرکت درآمدند و با تقسیم قرآن و نهجالبلاغه بین اهالی محلهها انقلاب را خانه به خانه شناساندند، در آن سالها معدود روحانیونی بودند که تبلیغ دین و انقلاب را آغاز کرده بودند و تا مدتها مخفیانه مبارزه میکردند.
حجاب دغدغه روحانیون در مبارزات انقلابی
در زمینه حجاب در حین مبارزات انقلاب اسلامی اشعاری به نام حجابیه همچون بیت «ای خانم وظیفهشناس حجابدار صدآفرین/ چهره زیر نقابدار صدآفرین» را سرودم و برای اینکه بتوانیم این ابیات را نشر دهیم حاج آقا دادفرما نسخه شعر حجابیه را فتوکپی و تکثیر کرد و در مجالس و منبرها توزیع میکردیم. در منبر مسأله موسیقی و حجاب را به نحوی به هیأت حاکم ارتباط میدادیم و دستگاه فاسد را میکوبیدیم، البته تمام اقدامات از جمله سخنرانیها و توزیع شبنامهها به شکل مخفیانه انجام میشد.
ناگفته نماند در تمام آن سالها برگزاری مجالس وعظ و تبلیغ و برنامههای انقلابی با سختگیریهای ساواک و شهربانی انجام میشد بهنحوی که برای سخنرانیها و حضور در مجالس جوانان انقلابی بنده را در ماشین میخواباندند و به محل سخنرانی میبردند تا ساواکیها متوجه رفتوآمد ما به مساجد و خانهها نشوند و مجالس را مختل نکنند.
امام به ظلمت در ایران پایان داد
و اما میرسیم به فجر تاریخی، بدان معنا که یک جامعه مدت مدیدی مثل جامعه ایران در فکر و فرهنگ منحط پادشاهی به سر ببرد تا جایی که شاه را خدای روی زمین میدانستند و مردم از حقایق آزادی، حریت و اسلام واقعی بیاطلاع بودند، تاریکی و خفقان بر جامعه ایران مستولی شده بود و حکومت شاهنشاهی بنای محو اصل اسلام را در سر میپروراند که حضرت امام همان بزرگمرد تاریخ، فجر آفرید و این ظلمت پایان یافت، به اعتقاد بنده امام مافوق تاریخ است و مردی یگانه که آزادی و استقلال را به ایران هدیه کرد.
|