|
امروزه بهلحاظ شرایط اقتصادی و گرانیها، بسیاری از اصول ارزشی کسب و کار سالم در حیطه بیتوجهی قرار دارد، درحالیکه حسنخلق صاحبان کسب و کار با مردم و همچنین رعایت حقوق کسبه توسط مشتری از اصول اعتماد برانگیزی است که شالوده اقتصاد سالم را میسازد.
اگرچه موضوع ادامهدار قیمت کالا و خدمات در حوزههای مختلف اقتصادی بر بسیاری هنجارهای اجتماعی نیز تأثیر منفی گذاشته و ارزشهای قابل احترام فرهنگی را سست میکند، ولیکن باید قبول داشت که ثابت قدم بودن قشرهای مردمی در زنجیره مسئولیتها و انجام خدمات بر اصول امانتداری و مسئولیتپذیری در تمام جریانهای اجتماعی و فرهنگی میتواند مانع رشد بیبندوباریهای اقتصادی و رشد بدون ضابطه قیمتها باشد.
متأسفانه امروزه آن اعتماد لازم و مفید بین مردمی که نیازمند خدمات و ضروریات زندگی هستند با عرضهکنندگان خدمات بهویژه در کسب و کارهای بازاری بسیار کمرنگ شده است و این بیاعتمادیها صرفاً بهلحاظ قیمتها و هزینههای بالا و جهنده خدمات نیست. یکی از دلایل عمده چنین بیاعتمادیها که بهخودی خود اثرات روحی و روانی مخربی در اذهان عمومی بر جای میگذارد، ورود افراد نابلد و تازهکاران بسیار بر حوزه فعالیتهای اجتماعی و کسب و کار است که ناشی از بیتوجهی به لازمههای آموزشی در کارها میباشد.
قطعاً لازمه تحرک و خلاقیت در فعالیتهای اجتماعی ورود نیروی انسانی جوان و پرانرژی به تمام عرصههای فعالیت و سازندگی است، ولیکن دانشآموختههای دانشگاهی اغلب گرایش چندانی برای ایجاد خود اشتغالی در خدمات فنی کوچک از خود بروز نمیدهند و جوانهای غیردانشگاهی هم متأسفانه اغلب از نتایج کاربردی مراکز آموزشی فنیوحرفهای برای ایجاد زمینه خوداشتغالی بیخبر و در غفلت هستند و به همین دلیل رشته کار در بیشتر کسب و کارها بهدست افراد مبتدی و بیتجربه افتاده است که میتواند بسیار غیرمفید و افتزا باشد و هزینههای مضاعف و دوباره کاریهای فراوانی را بر مردم و خود دولتها تحمیل سازد.
ورود افراد غیرمسئول و مبتدی بر حوزههای گوناگون کسب و کار، همچنین مروج بداخلاقیهای فرهنگی در شالوده اقتصادی و گسترش افت بیتوجهی به حقوق مردم و زوال مشتریمداری نیز میشود و جمله تلخ و گزنده، همینه که هست، بگرد تا بهتر و ارزانترش را پیدا کنی، متداولترین جمله بین افرادی است که بهقول معروف در شغل خود این کاره نیستند و خروجی فعالیتهای ناچاری آنان فقط به خرابی بسترهای سالم اقتصادی و فرهنگ عمومی میانجامد.
|