|
طبق اعلام ستاد مبارزه با کرونا، اتوبوسها و ناوگانهای حمل و نقل عمومی جزو مکانهای پرخطر کرونا هستند و سهم بالایی در انتقال ویروس دارند. ظاهرا درحالیکه مسئولان و رسانهها سعی در اطلاعرسانی و آگاهی هرچه بیشتر مردم دارند و شبکههای اجتماعی نیز با انتشار هزاران ویدئو، اینفوگرافیک و خبر درباره کرونا، راهکارهای ابتلا و پیشگیری از کرونا ارائه میدهند، اما درصد بسیاری از مردم دقایق زیادی را در فضای بسته اتوبوسها بدون رعایت فاصله چنان نزدیک به هم میایستند و بدون ماسک با یکدیگر صحبت میکنند که گویی کرونایی وجود ندارد. حتی در برخی مسیرها انتظار برای رسیدن به مقصد تا یک ساعت هم افزایش مییابد، اما بسیاری از مردم توجهی به راهکارهای پیشگیری از کرونا ندارند.
بر اساس گزارشهای میدانی خبرنگار همدان پیام از اوضاع مسافران اتوبوسها، تعداد زیادی از مردم که پروتکلهای بهداشتی را رعایت نمیکنند وجود ویروس کرونا را پذیرفتهاند اما نمیتوانند عادتهای پیشین خود را ترک کنند. این باور بیشتر در بین افراد مسن دیده میشود. آنها ویروس را چیز ملموسی میدانند و میگویند ما که چیزی ندیدیم! اما گروه کمی هم چون در پیک دوم بیماری در اطراف خود مبتلایان را مشاهده کردهاند، به وخامت اوضاع پی برده و ماسک میزنند.
عینک آفتابی، ماسک و شیلد زدهام، کنار یکی از افرادی که بدون ماسک روی صندلی اتوبوس نشسته است مینشینم، با او مشغول تعریف میشوم، وقتی دلیل ماسک نزدن او را میپرسم، درحالیکه دستان خود را به میلههای اتوبوس میگیرد و کمی جابهجا میشود، میگوید: اگر ماسک بزنم دچار اضطراب میشوم و مدام به کرونا فکر میکنم، با این روش سعی دارم افکار منفی را از خودم دور کنم.
وی که زنی 65ساله است، ادامه داد: هرچند فرزندانم تذکر و هشدار میدهند اما من اینطوری عادت کردم! نمیتوانم برخلاف زندگی و عادتهای رفتاری گذشتهام کاری انجام دهم.
در حدود 20 دقیقهای که منتظر آمدن راننده اتوبوس بودیم، افراد بسیاری سوار اتوبوس شدند. زهره هم درحالی وارد اتوبوس شد که یک دستش به میلهها بود و با دست دیگر ساک چرخدار خرید خود را از پلهها بالا آورد او با همان دستی که میلهها را لمس کرده بود روسری خود را مرتب میکرد و از شلوغی سرگذر کلافه بود، با او مشغول صحبت شدم، گفت:حرفهای ضدونقیض درباره کرونا زیاد است، در آغاز این بیماری، مسئولان وزارت بهداشت اعلام کردند که فقط مبتلایان به کرونا ماسک بزنند، پس از مدتی تمامی مشاغل پرخطر مجدد آغاز به کار کردند و حالا هم درحالیکه وزارت بهداشت آمار رسمی مبتلایان به کرونا را چیزی حدود 300 هزار نفر اعلام میکند؛ رئیس جمهور ناگهان آمار 25 میلیون نفری از مبتلایان ارائه میدهد!
او ادامه داد: من دیگر به اخبار ضدونقیض توجه نمیکنم و پولهایم را به خرید الکل و ماسک اختصاص نمیدهم.
ز.م که دانشجوی رشته روانشناسی در مقطع کارشناسی ارشد و مسافر خط چرمسازی است هم گفت: من در این مدت 150 روزه بهصورت مداوم ماسک میزدم و جز با وسیله شخصی و آژانس جایی نمیرفتم اما دچار وسواس شدید شدم و همین عامل خشم من شده بود، با کوچکترین مخالفتی عصبانی میشدم. حالا هم ماسک میزنم اما با ورزش کردن سعی در مدیریت استرس خود دارم و وسواسیت گذشته را از خود دور کردهام.
توزیع ماسک، جایگزین برگزاری مراسم
هانیه هم دختر جوانی بود که روی صندلی در عقب اتوبوس با ماسک بین 6 نفر نشسته بود، او میگفت: اگر مردم جدی نگیرند این پاندمی رو به وخامت رفته و مشخص نیست چه بلایی سرمان میآید.
او درباره یکی از تجربیاتش هم گفت: ده روز پیش خاله من بهدلیل سکته قلبی فوت کرد و ما به جای برگزاری مراسم 150 ماسک رایگان در منطقه پایین شهر توزیع کردیم.
فاطمه که 45 سال دارد و خود را زن سرپرست خانوار با شغل خیاطی معرفی میکند و مسافر خط دره مرادبیگ است هم گفت: کرونا کسب و کار و اقتصاد مرا فلج کرده است. تا پیش از کرونا درآمدم کفاف هزینههای زندگیام را میداد اما حالا در طول یک ماه اگر خیلی مشتری داشته باشم یک یا 2 نفر است. آنقدر فکرم درگیر معیشت روزانه است که دیگر به کرونا فکر نمیکنم. تمام فکروذکرم تهیه مایحتاج 2 فرزندم است.
او افزود: چند روز در هفته مجبورم برای خرید پارچه و وسایل خیاطی و مایحتاج زندگی به مرکز شهر مراجعه کنم. با اینکه اتوبوسها در مسیر محله ما تا پیادهراه بوعلی خیلی شلوغ است و بیش از ده بار در طول مسیر توقف دارد اما اگر این مسیر طولانی را با اتوبوس جابهجا نشوم هزینههای من خیلی زیاد میشوند.
قربانی ندانم کاری همکارم شدم
م.م مسافر یکی دیگر از اتوبوسهای خط شهرک فرهنگیان است که ماسک زده و در قسمت تدارکات یک کارخانه کار میکند هم گفت: من و همکارانم موظف هستیم برای خرید قطعات و مواد اولیه هر روز به چاپارخانه برویم. یکی از همکارانم به هیچوجه اصول بهداشتی را رعایت نمیکرد. همیشه با دستهای روغنی صبحانه میخورد و مدام دستش به سر و صورتش بود اما من کاملا رعایت میکردم و ماسک میزدم. حتی از او دوری هم میکردم اما او مبتلا شد و ما را هم آلوده کرد.
او درحالی که نفسش درست بالا نمیآمد، ادامه داد: همسرم هم درگیر بیماری شده است. 2 فرزند کوچک داریم که کسی نیست از آنها مراقبت کند. من که رعایت میکردم چه گناهی کردم که باید قربانی ندانمکاری فرد دیگر شوم.
در حین گفتوگو مسافر دیگری که سرپا ایستاده بود، گفت: با وجود کرونا چرا بیرون آمدی؟ م.م پاسخ داد: کسی را ندارم که مایحتاج روزمره را برایمان تأمین کند، یک مادر 75 ساله دارم که توان مراقبت از خود را ندارد. اطرافیان هم همگی میترسند حتی با ما تماس بگیرند! برای حتی درصد کمی تفاوت قیمت مجبورم با اتوبوس به بازار اصلی شهر بروم.
من کرونا گرفتم دیگر مبتلا نمیشوم
علی هم که تنها بر روی یکی از صندلیها نشسته و منتظر پر شدن اتوبوس بود خود را خادم مسجد معرفی کرد و گفت: 2 هفته گذشته مراسم مولودی بهمناسبت ولادت امام رضا(ع) در مسجد برگزار شد. فردای آن روز سرفههای شدیدی به سراغم آمد، به بیمارستان مراجعه کردم که تجویز آنتی هیستامین، سیتریزین و دارویی که مربوط به بیماری مالاریا بود راهی خانه شدم.
او که مسافر خط هنرستان است و همچنان بدون ماسک در اتوبوس نشسته بود، درباره دلیل رعایت نکردن خود گفت: من کرونا گرفتم دیگر مبتلا نمیشوم!
ا.ر کمی آن طرفتر نشسته بود، او هم گفت: در پیک نخست کرونا، هیچیک از دوستان و اطرافیانم مبتلا نشده بودند و این موجب آرامش من و خانوادهام بود. اما در حدود 3 هفتهای که وارد پیک دوم شدهایم، از همکاران، اقوام و همسایگانم به کرونا مبتلا شدهاند که بهنظرم همین که اطراف خودمان میبینیم کافیست تا باورپذیریمان را بیشتر کند.
جامعهشناسان چه میگویند؟
سیاستهای ادغام اجتماعی ضعیف است
یک متخصص در حوه علم جامعهشناسی که نامش در روزنامه محفوظ است درباره دلیل باور نادرست برخی افراد جامعه در مواجهه با رفتارهای پیشگیرانه از ابتلا به ویروس کرونا، گفت: گروههایی که استفاده از ماسک را جدی نمیگیرند تأثیرپذیری اندکی از پیامهای سلامتمحور داشتهاند. ضعف اطلاعرسانی، داشتن اولویتهای روزمره مهمتر، نبود ارتباطات مؤثر اجتماعی با دیگران، جدا افتادگی بخشهای حاشیهای جامعه، نبود دانش یا معرفت عامیانه، از دلایل این امر هستند که به فرسایش سرمایههای عمومی منجر شده است.
وی افزود: بازی بیقاعده دولت- جامعه توازن قدرتی را شکل داده است که بدون قاعده و شکل مشخص است. زمین بازی فوتبال را تصور کنید که نه تعداد بازیکنان، نه فرمول برنده شدن، نه نقش داور بیطرف و نه هیچکدام از قواعد بازی جمعی در آن رعایت میشود و هر شخصی تنها بر اساس معیار خود به بازی میپردازد و خود را برنده میپندارد، در عوض هیچکس مسئولیت شکست را نمیپذیرد. در این شرایط توپ بازی لاجرم از مکانی به مکان دیگر جابهجا میشود اما هیچ تدبیری برای هدایت یا قاعدهپذیرکردن روند بازی وجود ندارد. در عینحال همه در نتیجه کار نقش دارند. راهحل نهایی معطوف با تعریف نقشها و قواعد و آمادهسازی بستر(زمین) بازی و ... است.
وی با تأکید بر اینکه تحقق افزایش نرخ مشارکت اجتماعی، مستلزم بازتعریف نقش دولت و جامعه است، تشریح کرد: تغییر نقش دولت ازجمله مستلزم توانیابی و قدرت متمرکز از یک سو و قدرت مشروعیتیافته از سوی دیگر است. نبود این 2 وجه موجب میشود دولت از 2 سو در بحران کرونا ضعیف باشد.
وی گفت: انسجام اجتماعی امری دیرپا، زمانبر و فارغ از هیجانات گذرا و رفتارهای احساسی روزمره است. سوار شدن تبلیغاتی و فرصتطلبانه بخش رسمی بر رفتارهای سلامتمحور عمومی خود نشانهای از نبود توأمان کارآمدی و مشروعیت در پیکره نظام تدبیر و تصمیمسازی است.
استفاده از ماسک
هنوز جامعهپذیر نشده
یک متخصص دیگر در حوزه جامعهشناسی گفت: وقتی هنجارها درونی شود جامعهپذیری نام میگیرد. بهطور مثال وقتی کمربند ایمنی میبندیم این موضوع یعنی جامعهپذیری، پس تبدیل به الگوی رفتاری شده است.
صفیا.. صفایی ادامه داد: نهادهایی که جامعهپذیری را انجام میدهند 4 گروه هستند. یکم خانواده است، دوم رسانه جمعی، سوم شبکههای اجتماعی و چهارم دولت. این 4 مورد باید نقش اساسی در آموزش به مردم داشته باشند. وقتی آمار کرونا کاهش پیدا کرد خیلیها فکر کردند که کرونا تمام شده است. مردم نیاز به آگاهی دارند. به مردم صادقانه اعلام نشد که کرونا زیاد است و مردم به سر کار رفتند.
وی ادامه داد: با وجود پیک دوم کرونا، اگر دولت تصمیم بگیرد که مردم به سرکار نروند لازم است تمهیدات جدی بیندیشد. بیمه بیکاری فعال باشد و به کارمندان و مشاغل آزاد حقوق تعلق گیرد. اگر دولت میگوید مراکز ورزشی و ... تعطیل شود باید برای کارکنان آنجا چارهای بیندیشد.
■ به اندازه کافی خطر کرونا را شرح ندادیم
صفایی افزود: جوانان جامعه هنوز متوجه نشدهاند که ممکن است خودشان مبتلا نشوند اما احتمال دارد ناقل باشند. جوانان زیادی فکر میکنند استفاده نکردن از ماسک، نوعی شجاعت است و در نهایت در کنار انسجام اجتماعی، کنترل اجتماعی هم بایدفعال باشد.
روانشناس چه میگوید؟
تمایل به قانونشکنی دلیل استفاده نکردن از ماسک
یک متخصص در حوزه روانشناسی بالینی هم گفت: تمایل به قانونشکنی جزو ذات گروهی از افراد جامعه است. این دسته از افراد بدون هیچگونه مطالبهگری، چیزی که در جامعه تبدیل به قانون شده است را رعایت نمیکنند. مانند کسانی که به اموال عمومی آسیب میزنند. در واقع این افراد از قانونگریز بودن خود لذت میبرند.
امیرحسین یاوری ادامه داد: گروه دیگری که از ماسک استفاده نمیکنند، بهدلیل اعتقادشان است. بسیاری از این افراد بیماری را جدی میگیرند اما این موضوع ملکه ذهنشان شده است که من رعایت نمیکنم، احتمال دارد بیمار شوم احتمال هم دارد بیمار نشوم، چرا باید زجر ماسک زدن را تحمل کنم؟
وی با اشاره به اینکه برای افرادی که در این برهه از زمان رفتار سلامتی (به رفتارهایی میپردازد که سلامت جسمانی را به بار میآورد) را رعایت نمیکنند، افزود: لازم است فشارهای قانونی جدیتر شود، بهطور مثال جریمه سنگینی برای آنها درنظر بگیرند و به هیچوجه در اماکن عمومی و ادارات اجازه ورود نداشته باشند.
■ خفه میشویم!
یاوری ضمن تأکید بر اینکه گروهی دیگر، خاص بودن را دوست دارند، گفت: برخی برای اینکه در هر زمینهای حتی وجود بیماری همهگیر، متفاوت از بقیه افراد جامعه باشند، قصد دارند به بقیه ثابت کنند که نگران نیستیم. لازم است در مقابل رفتارهای آنها واکنش متفاوتی داشته باشیم و به شکل دیگری آنها را مجبور کنیم از ماسک استفاده کنند. استفاده از مدلهای خاصی از ماسک میتواند به آنها کمک کند. وی با تأکید بر اینکه استفاده از ماسک مسئولیت مدنی ما است، ادامه داد: گروهی در جامعه عینیگرا هستند؛ یعنی باید یکی از نزدیکانشان مبتلا شوند تا به عمق قضیه پی ببرند. تحمل ماسک برای آنها سخت است و بهاصلاح میگویند خفه میشویم! پس نباید وارد اجتماع شوند، مراودات اجتماعی را کم کنند و به خواست اجتماع احترام بگذارند.
■ رسانههای جمعی برنامه آگاهسازی سالمندان را فراهم کنند
یاوری گفت: افراد مسن شاید تحلیل خوبی از ویروس نداشته باشند. شاید مدام این نکته را از آنها بشنویم که مگر من کجا رفتم؟ حتی طرز استفاده از ماسک هم بهطور صحیح به آنها آموزش داده نشده است. در رسانههای جمعی برنامهای وجود نداشته که سالمندان بهطور خاص متوجه این موضوع شوند. آنها ویروس را چیز ملموسی میپندارند که باید آن را ببینند. وی با اشاره به اینکه حتی سالمندان باسواد هم اطلاعات جدید را بهسختی قبول میکنند، گفت: لازم است برنامهسازها با مشاوره با روانشناسان برنامه آگاهیسازی این قشر از جامعه را ارائه دهند.
یاوری با اشاره به ضربالمثل مرگ برای همسایه است، گفت: خطاهای شناختی هم به استفاده نکردن از ماسک منجر میشود؛ مانند این تفکر که من مریض نمیشوم و تمام دوستانم سالم هستند.
ماجرای ماسکهای بازیافتی چه بود؟
چند روزی است که ویدئویی در فضای مجازی دستبهدست میشود که نشان میدهد عدهای درحال جداسازی ماسکهای استفادهشده از بین زبالهها هستند و منتشرکنندگان این کلیپ تلاش کردند با انتشار این تصاویر، این موضوع را القا کنند که ماسکهای ارزانقیمت، ماسکهای بازیافتی هستند. البته که هنوز هم بهصورت قطعی و از سوی مقامهای رسمی صحت و سقم این ویدئو مشخص نشده است اما همین چند دقیقه موجی از نگرانی را میان شهروندان به راه انداخته است.
به گزارش جام جم، این موضوع با واکنشهای زیادی در فضای مجازی مواجه شد و بسیاری از مردم در فضای مجازی به یکدیگر توصیه کردند پس از استفاده از ماسک آن را پاره کرده، در کیسه زباله قرار دهند و سپس در سطل زباله بیندازند. البته یکی از خبرنگاران صدا و سیما در صفحه اینستاگرامش در اینباره نوشت «این محل کارگاه تولید ماسک بوده که شب عید فطر، بر اثر گودبرداری غیرحرفهای ساختمان مجاور تخریب شده است.
تولیدکننده ماسکها از پیمانکار شکایت و درخواست پرداخت خسارت میکند، کارشناس میگوید که برای برآورد خسارت نیاز به وجود ماسکهای مدفون شده است؛ بنابراین به همین دلیل چند هفته پیش سراغ ماسکهای مدفونشده میروند و درحال جمعآوری، شمارش و بستهبندی هستند تا بتوانند خسارت خود را دریافت کنند، که همسایه این ساختمان از آنها فیلمبرداری میکند و گویی این تصویر بهتازگی در فضای مجازی منتشر شده است که موضوع بازیافت ماسک شایعه بوده و صحت ندارد».
علیرضا رئیسی معاون بهداشت وزارت بهداشت نیز در اینباره گفته: چنین چیزی صحت ندارد و کشور ما نیازی به بازیافت ماسک ندارد.
|