|
امروزه در جامعه ایران که برهه بسیار خطرناک و دشواری را در تاریخ چندین هزار ساله خود تجربه میکند، ۲ چالش بزرگ بر سر راه دولت و مردم وجود دارد که این ۲ بهرغم وجود چالشهای دیگری در حوزههای سیاست داخلی و بینالمللی، بیشترین وقت و سرمایههای ملی و عمومی را درگیر خود ساخته است. این ۲ چالش عمده، یکی بیماری خطرناک و مرموز کووید 19یا همان کرونا است.
با گذشت نزدیک به 5 ماه از شیوع این ویروس در کشورمان و با وجود امیدواریهای خوشبینانهای که در هفتهها و ماههای اولیه نسبت به ناپایداری آن وجود داشت، اما با گزارشها و آمارهای رسمی منابع پزشکی، میبینیم که تازه مرحله اوجگیری شدیدتر این ویروس مرگبار در تابستان ایران آغاز شده و معلوم نیست چه مشکلات ویرانکنندهای از این بابت در انتظارمان است.
نکته تأسفبار در ارتباط با کرونا در جامعه ایران، این است با وجود اینکه آگاهی و جدیت مردم برای شکست قطعی کرونا روزبهروز افزایش مییابد، ولیکن در عمل اینگونه نیست و شواهد نشان میدهد که هشدارهای مسئولان نیز تأثیرگذار نیست و بهنظر میآید مردم دارند لجوجانه و بسیار نامعقول برعکس عمل میکنند! این همان خصلت ناشکیبایی مردمان ایرانی است که وقتی از اجباری ناخواسته بهستوه میآیند به آن ضربالمثل قدیمی عمل میکنند که «مرگ یکبار و شیون هم یکبار»، غافل از اینکه کرونا یک مشکل جهانی است و پای تمام مردم جهان در میان است و به همان نسبت نیز کرونا یک مسئولیت جهانی است و هر فردی نوعاً نمیتواند به تبع بیحوصلگی خودش از کرونا به جای مردم دنیا تصمیم بگیرد وجان جهانیان را به خطر بیندازد!
اما موضوع دوم و خطرناکتر مبتلابه جامعه خودمان، گرانیهای فزاینده و همهگیر قیمتها در تمام حوزهها و حیطه مصرف و نیاز است که همه مردمان و مسئولان میدانند و نیازی به تکرار عذابآور آن نیست! اما بهنظر میآید تمام مشکلات مربوط به گرانیهای لجامگسیخته در کشورمان ارتباط منطقی با تحریمهای اقتصادی و کمبود مواد اولیه و صرفاً افزایش دستمزدها و اینجور فاکتورها ندارد و پای عوامل نابخرد و سودجو و هیزمبیار معرکه در میان است!!!.
در این ارتباط برخی مواد اولیه و کالاهای صد درصد ضروری از خارج وارد میشود که عقلاً قیمت توزیع چنین کالاهایی هم قابل نظارت و کنترل میباشد اما دلیل قانعکننده گرانی قیمت محصولات صد درصد تولید داخل چه میتواند باشد، معلوم نیست! نظیر قیمتهای بهتآور اغلب میوه و تره بار فصلی و چهارفصل که از ابتدا تا انتهای نوبرانه آنها، کسی رنگ و روی ارزانی قیمت آن را در هیچ کجای کشور و از جمله شهر و استان خودمان ندیده و بهظاهر هم نخواهد دید، زیرا طبق معمول تاریخ اقتصاد سنتی ما، پا و دخالت عوامل واسطهگر در داخل و بیرون میادین میوه و ترهبار در میان است و قاعدتاً دامنه نفوذ و دخالت واسطهها و گردنهبندهای اقتصادی به باغها و مزارع هم میرسد.
بهطور یقین هیچ کشاورز و باغدار و تولیدگر زحمتکش و رنجبری در بخش کشاورزی کشورمان هرگز قیمت عادلانه و بهحق برای تولیدات خود را مزهمزه نخواهد کرد چون کشاورز و باغدار و اینگونه تولیدکنندهها نه هنر و فرصت و راه باراندازهای عمدهفروشی را بلد هستند و نه قاعده حساب و کتاب بازار مصرف را میدانند و بهناچار عرصه تاخت و تاز سودجویی و کلاهبرداری را بهواسطهها واگذار میکنند!
قطعا فقدان تشکلهای اقتصادی و تصمیمگیری متمرکز بهخصوص در کانونهای تولید کشاورزی و باغی و دامی موجب سردرگمی زحمتکشان تولیدکننده میشود. متأسفانه شوراهای اسلامی بخش و روستا و همچنین تعاونیهای روستایی نیز در این ارتباط یا ورود پیدا نمیکنند یا ضعیف عمل کرده و بیاثر باقی میمانند و در نتیجه بخشهای تولید روستایی در جامعه ما بدون متولی تشکیلاتی است و تا مادامی که این ضعف بزرگ برطرف نشود، قصه همین خواهد بود.
در این ارتباط حتی میتوان گفت، ضرورت صادرات و ارزآوری محصولات کشاورزی نیز نقش عمدهای در گران شدن قیمتهای مصرف داخلی ندارد.
|