|
۱- میگویند ایرانیها دقیقه نودی هستند به این معنی که کارها را تا آنجایی که میتوانند به عقب انداخته و در زمانی که فرصت رو به اتمام است در اصطلاح فوتبالی دقیقه 90، با تمام وجود برای انجام آن کار تلاش میکنند.
این فرهنگ که شاید ریشه در آموزش داشته باشد در جامعه به نوعی نهادینه شده و کار با برنامه و در اصطلاح بر اساس زمانبندی معمولاً انجام نمیشود.
۲- کار دقیقه نودی شاید در مواردی مانند آموزش با نتیجه خوبی همراه شود، اما در کار اجرایی منجر به نیمه تمام شدن طرح و پروژه خواهد شد.
روشن است وقتی پروژهای در 10 یا 20 سال به نتیجه نرسیده در 6 ماه هم به نتیجه نخواهد رسید.
۳- مدیریت زمان به عنوان علم جدید مدیریت چندان در ایران شناخته شده نیست و معمولاً زمانبندیها به صورت سنتی و با فرهنگ دقیقه نودی است.
این در شرایطی است که علم مدیریت زمان با نگاه دقیقه نودی تضاد داشته و استفاده حداکثری از زمان را حتی با حذف قید مکان در برخی پروژههای تولیدی و با انتقال واحد تولیدی به کشتی یا قطار و دریافت مواد اولیه در مبدا و تحویل کار تولیدی در مقصد، پیگیری میکند.
۴- بیتوجهی به زمان دلیلی شده تا برخی مدیران در آغاز قرن جدید کارهایی را پیگیری کنند که باید در قرن گذشته به سرانجام میرسید و امروز مرحله نوسازی پروژهها و بهروزرسانی آن انجام میشد.
این اتفاق در استانی مانند همدان این روزها بیشتر با مباحثی که درباره طرح جامع شهری، قطار و هواپیما انجام میشود قابل درک است.
۵- بیتوجهی به زمان دلیلی شده تا توسعهای که پیگیری میشود، توسعه روز نباشد و در صورت موفقیت هم فاصله استان با توسعه را چندان کم نکند.
زیرا در شرایطی که تکنولوژی روز بسیار پیشرفت کرده، توسعهای که در استان پیگیری میشود تکنولوژی قدیمی و به نوعی در مواردی توسعه قرن ۱۸ و ۱۹ است.
۶- در چنین شرایطی احساس پایان سال و نزدیک شدن به سال جدید همان احساس دقیقه 90 را در برخی مدیران زنده میکند و آنها دستوراتی صادر میکنند تا کارهایی که برخی از آنها در یک قرن انجام نشده، در فرصت 10 روزه تا عید انجام شود.
روشن است که این دستورات جنبه اجرایی ندارد و بیشتر در اصطلاح ژست مدیریتی است و قرار نیست اتفاقی با این دستورات رخ دهد.
۷- وقتی طرح یا پروژهای در زمان تعیین شده پایان نمییابد یا کاری خوب پیش نرفته و از برنامه عقب میافتد لازم است دلایل ناکامی آن مطالعه شود وگرنه بدون شناخت عوامل ناکامی، با دستور جدید کاری پیش نخواهد رفت.
با این اوصاف عجله در دقیقه 90 برای پایان کارهای نیمه تمام و جبران عقبماندگیها نتیجهبخش نخواهد بود.
آغاز قرن جدید میتواند زمان تغییر فرهنگ دقیقه نودی در رویکرد به اقدامات و پیگیری یا برنامه و زمانبندی اصولی طرحها و توجه به علم مدیریت زمان باشد به شرط آنکه این کار هم به دقیقه 90 حواله نشود.
|