|
یکی از خوبیهای شغل خبرنگاری این است که لازم نیست خودت را به آب و آتش بزنی تا مگر موضوعی و سوژهای برای گزارش دادن و نوشتن پیدا کنی!
به قول آن استاد روزنامهنگاری ما، فرق یک خبرنگار فعال و مسئولیتپذیر با افراد عادی این است که خبرنگار به هر حرف و صحنهای که در سطح جامعه و بین مردم کوچه و بازار میشنود و میبیند تأمل میکند، اما افراد عادی اغلب بیتفاوت از کنار حوادث و اتفاقات روزمره میگذرند.
به عبارتی جامعه امروز ما پر از خبر و سوژه گزارشی است و هر طرف چشم بگردانی موضوعات فراوانی برای اطلاعرسانی هست .
راستش چند وقتی است درگیر یک پرونده معمولی و حقوقی در یک سازمان شلوغ و پر رفتوآمد هستم و بیشتر از 2ماه است هنوز نتیجهای نگرفتهام. یک شخص محترم که به نحوی و غیرمستقیم با پرونده بنده و امثال بنده مرتبط میباشد و منتظر است تا با مشخص شدن نتیجه کار بنده معاملهای را به انجام رساند، صراحتاً پیشنهاد داد مبلغ کمی (500 هزار تومان) کف دست کسی بگذاریم تا این کار چند روزه به نتیجه برسد. هرگز یادم نمیآید در زندگیام از این پولها به کسی داده باشم و اعتقاد دارم چوب چنین کارهای چندشآور به چشم خودم و نسلهای آینده که حق دارند در جامعهای سالم زندگی کنند، خواهد رفت. همواره در مواجهه با چنین معضلات اجتماعی به حکم وظیفه و رسالتی که دارم، دست به دامن قلم و رسانه شدهام تا با انتقاد و اطلاعرسانی، همت مسئولان بالادستی را برای رسیدگی به مشکلات مردم و جلوگیری از تخلفات و اشاعه بداخلاقیهای اجتماعی و بخصوص احقاق حقوق اربابرجوع در خیلی ادارات و سازمانها بخصوص سازمانهای پرمخاطب معطوف کنم تا چارهاندیشی کنند.
یادم هست حدود 2 دهه پیش جلسات مربوط به تکریم اربابرجوع مرتب در ستادهای مرکزی و کمیتههای شهرستانی آن زیرنظر استانداران و اداراتکل فرهنگوارشاد اسلامی در سراسر کشور برگزار میشد و سازمانهای مختلف نیز عضو چنین ستادها و کمیتهها بودند و خود نگارنده نیز به نمایندگی از سازمان متبوع خویش در ستاد استانی عضویت داشتم و پیشنهادها و شکایتهای مردمی نیز در این ارتباط جمعآوری و بررسی میشد. گذشت و گذشت تا اینکه در دولت قبلی نیز طرح صیانت از حقوق شهروندی در تمام ساز و کارهای اجتماعی به تصویب رسیده و لازمالاجرا شد، اما متأسفانه در عمل حقی از قشرهای مردم در رهگذار مشکلات اجتماعی که یک پای ثابت آن همیشه مربوط به سازمان و ادارات و نهادهای مختلف برای احقاق حقوق شهروندی مردم هستند، برآورده نشد.
اما در مورد آخر و با توجه به مشاهدات عینی خودم نسبت به بیتوجهی به جایگاه حقوقی مردم و لازمه تکریم اربابرجوع، داشتم فکر میکردم اینبار شکوهنامهای در قالب یک یادداشت خبرنگار خطاب به شخص آقای رئیسجمهور بنویسم تا بلکه با قاطعیتی که در شخص آقای رئیسی سراغ دارم، تکریم اربابرجوع را به وزرا و مسئولان و دستاندرکاران ریز و درشت مسائل و مشکلات مردم گوشزد نماید، تا اینکه از حسن تصادف، آفتاب آمد دلیل آفتاب و آقای رئیسجمهور روز چهارشنبه سیویکم شهریورماه در نشست هیأت دولت، به موضوع مغفولمانده تکریم اربابرجوع پرداخت و به کارگزاران تحت امر خود تأکید کرد که راه بیتوجهی و سبکشماری اربابرجوع را در کریدورها و اتاقهای تو در توی ادارات ببندند و نگذارند بیش از این مردم نسبت به خدمتگذاران واقعی هم دلسرد بشوند.
|