|
در جهانی که شیفته سرعت دیجیتال شده است، کند بودن سنجیده و عمدی دستنویسی، شاید همان چیزی باشد که به اندیشه شفافتر کمک میکند. آن آدمی را میشناسید که در جلسه، در حالی که همه لپتاپهایشان را باز میکنند، یک دفترچه بیرون میآورد؟ شاید او به چیزی عمیقتر از نوستالژی رسیده باشد. ما در دورانی زندگی میکنیم که ابزارهای دیجیتال وعده میدهند همه چیز را سریعتر، کارآمدتر و متصلتر کنند. با این حال، نکته جالب اینجاست: برخیها هنوز دفترچههای فیزیکی با خودشان حمل میکنند. شاید آنها از زمانه عقب نماندهاند. شاید آنها چیزی را کشف کردهاند که علوم اعصاب به آن اشاره میکند، این که عمل نوشتن با دست کاری با مغز ما میکند که تایپ کردن به سادگی نمیتواند آن را بازتولید کند.
تا به حال متوجه شدهاید که یادداشتهای دستنویس را بهتر از یادداشتهای تایپشده به خاطر میسپارید؟ نشریه ساینتیفیک امریکن (Scientific American) توضیح میدهد که «درگیر کردن دستگاه حرکتی ظریف برای تولید حروف با دست، اثرات مثبتی بر یادگیری و حافظه دارد.» این موضوع فقط به نوستالژی یا سلیقه مربوط نیست بلکه به نحوه واقعی کارکرد مغز ما مربوط است.
وقتی با دست مینویسید، فقط در حال ثبت اطلاعات نیستید. شما در حال ساختن یک تجربه چندحسی هستید. مغز شما حرکت دست را هماهنگ میکند، بازخورد بصری دیدن شکل گرفتن حروف را پردازش میکند و همزمان بخشهای مسئول زبان و درک را درگیر میسازد. این فرایند چیزی را ایجاد میکند که عصبپژوهان آن را «شناخت تنمند» مینامند. یادگیریای که نه فقط ذهن، بلکه کل بدن را درگیر میکند.
در مقایسه، تایپ کردن تقریبا منفعلانه است. هر حرف به همان حرکت پایهای نیاز دارد. انگشتان شما از راه حافظه عضلانی کلیدها را پیدا میکنند، در حالی که ذهن آگاه شما از فکر جلوتر میدود.
افسانه «کارآمدی»
دامی که در آن افتادهایم این است: ما سرعت را با اثربخشی یکی گرفتهایم. تایپ کردن میتواند سریع باشد، اما سرعت همیشه به معنای عمق نیست. یک نفر میتواند خیلی سریع یک پاراگراف کامل را تایپ کند و تازه بعدا متوجه شود که در طول شکلگیری آن فکر، اصلا حضور نداشته است.
دستنویسی سرعت را تغییر میدهد. چون کندتر است، ذهن را وادار میکند کمی بیشتر با یک ایده بماند. این کندی میتواند کمتر شبیه یک محدودیت و بیشتر شبیه یک صافی عمل کند؛ صافیای که کمک میکند فکرهای ضعیفتر کنار بروند و فکرهای قویتر فرصت پیدا کنند شکل بگیرند.
|