|
حدود 2سالی که عفریت کرونا بر حریم زندگی مردم جهان چنبره زده است، تحولات گوناگون و تأثیرگذاری هم در جوامع مختلف از هر گوشه جهان به وقوع پیوسته است که اخبار مربوط به آن در زمان خود تیترهای اول رسانههای گوناگون را به خود اختصاص داده است.
اما در حالی که تأثیر خبرها در همین مدت از حوادث طبیعی مانند زلزله، سیل، آتشفشان، سونامی، آتشسوزی جنگلها، جنگهای چند روزه بین کشورهای هممرز، کودتاها، انتخابات مهم سیاسی یا رویدادهای بزرگ ورزشی، و صدها نمونه تحولات منطقهای و بینالمللی پس از گذشت چند روز به تدریج کمرنگ شده و در اذهانعمومی به بوته فراموشی سپرده شده است، این اخبارجهانی مربوط به بیماری همهگیر و مرگبار کرونا است که نه تمامی دارد و نه از درجه اهمیت روزانه و لحظهای ساقط میشود.
به راستی که بیماری ویروسی و مسری کرونا گذشته از تمام خطرها و آسیبهایی که در حوزه سلامت و بهداشت و مرگومیر و بحثهای علم پزشکی دارد، از جنبههای گوناگون اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و حتی روابط بینالمللی نیز، دنیا را تحتتأثیر خود قرار داده و اینکه میگویند، با کرونا باید زندگی کنیم، در مقابل دامنه تأثیر و نقش این بیماری ناشناخته و منحوس در زندگی فردی و اجتماعی و حیات بشری، حرف و نظریه بسیار کوچکی است و اگر قرار باشد با کرونا زندگی کنیم، باید حساب ویژهای برای این میهمان ناخوانده و نامأنوس باز کنیم. در واقع کرونا نیامده است تا با مردم جهان زندگی کند و اگر شده در سایه غفلت و سهلانگاری مردم گزندی هم بزند و به راه خود ادامه دهد. در واقع کرونا آمده است تا در زندگی مردم دخالت کند و روشها و آدابورسوم و فرهنگها را تحتتأثیر دخالتهای خود قرار دهد. کرونا یک راه پیش پای مردم قرار داده است و آدرس این راه همانا پروتکلهای بهداشتی است. یعنی اینکه اگر در هر برنامه و حرکت زندگی، چه در حوزه زندگی فردی و خانوادگی و چه در حوزه زندگی اجتماعی نظیر آیینهای ملی، مذهبی، مدرسه، دانشگاه، اداره، بازار، کارخانه و مزرعه این پروتکلها رعایت نشود، خارج از قاموس و خطو نشانهایی خواهد بود که کرونا برای جوامع بشری ترسیم کرده است.
(30 مردادماه) در خبرها آمده بود، فقط در مسابقه نهایی فوتبال قهرمانی ملتهای اروپا که چند هفته پیش بین تیمهای ملی ایتالیا و انگلستان با میزبانی شهر لندن برگزار شد، بیشتر از 30 هزار نفر از تماشاچیان حاضر در ورزشگاه با ازدحام و شلوغیهای خیابانی آلوده به ویروس کرونا بیمار شدند. خوب این اتفاق هرگز مصداق حرف (با کرونا زندگی کنیم نیست) و کرونا نمیخواهد با مردم زندگی کند، بلکه قصدش این است که دخالت کند و آزار برساند!
و اما نوشتارمان را با این پرسش پایان میبریم که، واقعاً چرا هیچ راه و علاجی برای پایان کرونا نیست؟ آیا علم تحقیقاتپزشکی و آزمایشگاهی در سطح روز پاسخگوی کشف منشأ پیدایش ویروس کرونا نمیباشد، یا این ویروس چموش ذاتاً غیرقابل علتیابی است ؟ رئیسجمهور کشور اندونزی که این روزها بیشترین جانباختگان روزانه ناشی از بیماری کرونا را دارد، هنگام هشدار و توصیه به مردم کشور خود برای رعایت بیشتر پروتکلهای بهداشتی اشاره کرد که چرخش ویروس کرونا در جهان با وجود گسترش واکسیناسیونها ، حداقل تا 10 سال آینده ادامه دارد. واقعاً اگر این بلای پرزحمت 10 سال دیگر بخواهد به دست و پای مردم جهان بپیچد، چه بر سرمان خواهد آمد؟!
|