|
در بازارهای شهر، دیگر صف طولانی برای میوه و سبزی دیده نمیشود. دیگر خبری از سبدهای پراز مایحتاجی که مشتریان در فروشگاهها، این سو به آن سو میبردند نیست و اگر هم هست به اندازه سالهای گذشته دیده نمیشود.
یک زمانی مشتریان با خوشحالی برای خرید دست به سبد میبردند، اما حالا با حساب و کتاب سراغ هر قلم کالا میروند، بهطوریکه خانم نادره، خانهدار و مادر دو فرزند، میگوید: دیگر نمیتوانم هر هفته میوه و سبزی تازه بخرم. بیشتر پولمان صرف اقلام اساسی مانند مرغ و برنج و روغن و حبوبات شده، میوه به یک خوراکی نسبتا لوکس تبدیل شده است.
او اضافه میکند: تورم بالا سبب شده حتی خرید سبزیجات هم محدود شود، قبلا سبد خریدمان پر از سبزی و میوه بود، حالا فقط آنچه که بسیار ضروری است را میخریم.
محمود، کارمند دولتی هم وضعیت را اینگونه شرح میدهد: حقوق ثابت ما اصلا با قیمتها همخوانی ندارد. وقتی قیمت گوشت بالای یک میلیون تومان است و مرغ هر ماه بالا میرود، دیگر جایی برای خرید میوهها و غذاهای باکیفیت نمیماند. ناچاریم درابتدا نیازهای اصلی را تأمین کنیم.
او اشاره میکند که خانوادههای متوسط به بالا زیر خط فقر آمدهاند. و حالا قشر متوسط و پایین به دلیل کاهش قدرت خرید، مجبور شدهاند خریدهای غیرضروری را به کلی کنار بگذارند.
ملزومات رفاهی قربانی اقتصاد
در کنار غذا و میوه، خرید لباس و کفش هم از اولویت خارج شده است. سارا، فروشنده لباس در یکی از فروشگاههای خیابان بوعلی میگوید: مشتریان زیادی داشتم که در ماه بیش از یکبار به اینجا آمده و خرید میکردند اما حالا شاید چندماه یکبار به این فروشگاه میآیند. خیلیها حتی یک دست لباس جدید هم نمیخرند.
وقتی درآمد خانوارها برای نان، برنج و گوشت و اقلام اساسی کم است، خرید لباسِ خوب یا حتی معمولی به آخرین گزینه تبدیل میشود.
او ادامه میدهد: مردم بیشتر دنبال تخفیفها و جنس ارزان هستند و خرید برند یا کیفیت متوسط کاهش پیدا کرده است.
حسین، یک پدر خانواده، وضعیت را از زاویهای دیگر توضیح میدهد: بچهها به مدرسه میروند و لباس و کیف لازم دارند، اما ما مجبوریم یک لباس قدیمی را دوباره به آنها بدهیم تا هزینهها سرسامآور نشود.
تفریح و فرهنگ اولویتی فراموششده
این محدودیتها فقط به خرید کالاهای ضروری ختم نمیشود. بسیاری از خانوادهها مجبور شدهاند تفریح و فرهنگ را هم حذف کنند.
فاطمه، معلم مدرسه هم میگوید: قبلا آخر هفتهها با بچهها سینما یا تئاتر میرفتیم، حالا حتی سعی میکنیم چنین برنامههایی را لغو کنیم چون پولمان برای یک بلیت سینما هم نمیرسد. حتی کتاب و کلاسهای آموزشی هم اولویت خود را از دست دادهاند.
او با نگرانی اضافه میکند: فرهنگ و آموزش که بخش مهم زندگی خانواده است، اکنون به دلیل فشار معیشتی از برنامه روزمره حذف شده است.
بازاریها و کسبه محلی هم از تغییر رفتار مصرفکنندگان میگویند.بهطوریکه رضا، فروشنده میوه و سبزی، بیان میکند: سبد خرید مشتریها کوچکتر شده، تعداد خریدها کاهش پیدا کرده و سود ما هم کم شده است. این وضع سبب شده که بازار کساد شود.
او اشاره میکند که خانوادههای متوسط و پایین، حتی اگر بخواهند کمی تفریح کنند، اولویت را به صرفهجویی در هزینه غذا و مایحتاج گذاشتهاند.
کارشناسان اقتصادی میگویند تورم بالای ۵۰درصد در سالهای اخیر سبب شده که سیاستهای معیشتی و حمایتی به مهمترین نیاز خانوار تبدیل شود. و وقتی قدرت خرید کاهش پیدا میکند، طبیعی است که مردم خریدهای غیرضروری مثل لباس، تفریح و حتی آموزش را به تعویق بیندازند. این تاثیر مستقیم روی کیفیت زندگی و توسعه فرهنگی جامعه دارد.
وضعیت اقتصادی و تورم، سبد خرید مردم را تغییر داده و فرهنگ و آموزش به حاشیه رفته است. در حالی که خانوادههای متوسط و پایین سعی میکنند نیازهای اولیه غذایی را تأمین کنند، خرید لباس و فعالیتهای فرهنگی و تفریحی به شدت کاهش یافته است. تحلیلگران هشدار میدهند که اگر حمایت و برنامهریزی مناسبی برای کنترل تورم و افزایش قدرت خرید صورت نگیرد، نسل آینده با کاهش دسترسی به آموزش و فرهنگ مواجه خواهد شد.
به نظر میرسد در چنین شرایطی، تنها راه کمک به مردم، تمرکز دولت و بازار بر کالاهای اساسی، حمایت از خانوادهها و ایجاد فرصتهای فرهنگی و آموزشی مقرون به صرفه باشد، تا فشار معیشتی باعث کنار گذاشتن نیازهای انسانی و فرهنگی نشود.
|