ttttt پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
تاریخ چاپ : سه شنبه ، 13 مرداد 1405

کد خبر : 116094
 
فقط یک روز به‌نام پدر بی‌انصافی نیست؟!
تاریخ خبر : 1399-12-06
نویسنده : مهدی ناصرنژاد
     
 
 
     
متن خبر :


 در یکی از بهترین روزهای خدا که خورشید عالم‌تاب به اسم و یاد و برکت میلاد مبارک مولا و مقتدا و امام اول و برحق شیعیان راستین جهان، حضرت علی(ع) طلوع می‌کند و آسمان‌ها و زمین را با نور خود روشن می‌سازد، از مقام تمام پدر‌ها هم تجلیل به عمل می‌آید.
روز 13 رجب از ماه قمری که مولود کعبه در جهان طلوع کرد، برای ما شیعیان ایرانی و پیروان شرافتمند مولای متقیان علی‌ابن ابوطالب(ع)، روز قشنگ «پدر» هم هست و در این روز شیرین و دلنشین از مقام شامخ پدر قدردانی می‌کنیم.
برای یک پدر هیچ چیزی در دنیا لذت‌بخش‌تر از این نیست که اگر در فرصت کوتاه روز پدر هم که شده، فرزندان خود را کنار خویش ببیند و برای یک لحظه هم که شد ، نگاه صمیمی و مهربان جگرگوشه‌های خود را فقط و فقط ازآن خودش بداند.
چه شیرین و باشکوه و غرورانگیز است آن لحظه روح‌بخش که پسر شانه‌به‌شانه خود را در آغوش پدر ستون کند و پدر با عطر خوش و دل‌انگیز موهای فرزند، نفس‌نفس جان بگیرد و حس بودن و ماندن برای همیشه را در وجود خود و در تپش‌های منظم قلب فرزندش احساس کند.
اما ‌ای کاش همه روزهای خدا به نام روز پدر بود، نه به این خاطر که شاید چنین روزی بچه‌ها هم مهربان‌تر و دست‌یافتنی‌تر باشند، نه به این دلیل که بچه‌ها به‌زحمت بیفتند و برای تهیه شاخه گلی به‌یاد پدر، خود را خسته کنند، که خدا می‌داند، خستگی فرزند هرگز مطلوب پدر نیست، فقط و فقط به این دلیل که برای پدر همیشه این فرصت باشد تا حرارت وجود پاره‌های تن خویش را از نزدیک احساس کند.
 کاش از اول به پدر‌ها بی‌مهری نمی‌شد و روزی را به‌نام پدر در تقویم‌های رسمی علامت نمی‌زدند، چون چنین کاری به‌خودی‌خود مرزبندی و جدایی بین پدر و فرزندی را سبب می‌شود، یک سال باید منتظر باشی و لحظه‌شماری کنی و چشم و گوش به‌راه و دق‌الباب در خانه داشتی باشی تا مگر فرزندان بهتر از جان، آن روز را با لبخند و ظاهری آراسته از در درآیند و سراغ بابا را بگیرند. نه این قاعده اصلا درست و سزاوارانه نیست. اصلا چرا باید به بهانه روز پدر و یا مادر و یا هر عزیز دیگری، کسی و آن‌هم کسی به‌نام پدر یا مادر را به این بهانه ارزش‌گذاری کرد! آیا واقعا عزیزترین‌ها شایسته ارزش‌گذاری با اشیا و هدایای زمینی هستند؟ در کجای قاموس خداوندی و تبیین‌ شأن یک مادر یا پدری نوشته شده یا گفته شده و یا وحی است که فرزندی توانمند با هر درجه علاقه‌مندی و ارادت به پدر یا مادر عزیز خود در روزی به این مناسبت با کادویی به ارزش مادی یک‌دست کت‌وشلوار فاخر یا ساعتی نفیس و یا هر چیز ارزشمند، درجه خلوص خود را ابراز کند و از سویی یک فرزند کم‌درآمد و عائله‌مند چیزی بیشتر از یک پیراهن یا کمتر از آن نتواند برای تبریک روز عزیزترین خود تدارک ببیند؟ مگر نه این است که در نزد آفریدگار عادل شأن و مقام تمام پدر‌ها و مادر‌ها همسنگ و برابر است، پس چرا ما بندگان خدا خودمان مسبب مرزبندی و ارزش‌گذاری کم و بیش برای خودمان هستیم.
این قرار و مدار ناصوابی بود که از انسان‌های این دوران سر زد و شاید موجب رنجش خاطر و شکست دل خیلی از مادران و پدران رنج‌کشیده شد. اساسا شأن و مقام یک پدر یا مادر در کانون یک خانواده بستگی به کیفیت تربیتی است که فرزندان در آن خانواده لمس می‌کنند، لُب کلام اینکه در هر درجه از شأن و مقام پدری در نزد فرزندان خود باشی، همان محصول را از وجود آنان برداشت می‌کنی که خود در وجود فرزند کاشته‌ای! می‌گویند گندم از گندم بروید، جو ز جو! امید است پدر‌ها و مادر‌ها در مقام تعلیم و تربیت، همان بذری را در وجود فرزندان خود بپاشند که انتظار محصول آن را دارند! و اما حکایت قلب ما این است که، پدر مهربان و زحمتکش که چه عرض شود، بلکه مصیبت‌کشی داشتیم که قدرش ندانستیم و به‌جبر زمان از دست دادیم و حال هم حسرت و افسوس هیچ سودی ندارد!
در روزگار کودکی حال از روی دست‌تنگی و یا باورهای جوانی، عادتمان شده بود تا به‌مناسبت روز پدر همراه هدیه‌ای بچگانه، نامه‌ای هم برای پدر نوشته و واگویه‌های جوانی و احساسی خود را قلمی کنیم، گذشت و سال‌هایی از پس آن آمد و رفت و اصلا فراموشمان شده بود که دوران کودکی و جوانی به‌مناسبت روز پدر چه مکاتباتی با او داشتیم و به مقتضای گذر عمر و بزرگسالی در عوالم دیگری بودیم و در فاصله دور با آن روزگار قرار گرفته بودیم تا اینکه دست اجل بابا را از ما گرفت و تألمات روحی هم به روال سرد و بی‌روح روزگار کج‌مدار و بی‌وفا با ما نتوانست کاری بکند و از فراغ بابا بکشد! تا در ایام پساتشریفات مقرر شد گاوصندوق همیشه خاموش و مرموز حجره بابا به‌دست ما گشوده شود.
 چنین شد و ذخایر گاوصندوق هم با رؤیت همگان اگرچه برای خیلی‌ها مایه امید و دلگرمی شد اما برای ما چیزی غیر از افسوس و حیرت ماترکی بیش نداشت و درس بزرگی که دیر آموختیم و درخدمت به پدر کاری برایمان نکرد. البته ارثیه ویژه و سفارش شده پدر برای من دیگران را هم به حیرت آورد و حقیقتی از کنه وجود پدر عیان ساخت که شاید با هیچ تجربه و حادثه‌ای قابل فهم نمی‌بود! پدر نامه‌های دوران کودکی مرا در لفافه‌ای ابریشمین و زردوزی شده پیچیده بود و در کناره یکی از نامه‌ها با آن دست خط منحصر به‌فرد و دلنشین خود یادداشت کرده بود: «... جان، نمی‌دانی این نامه‌های قشنگ و ساده تو چگونه تمام رنج عالم را از جان من می‌زداید و هر وقت دلتنگ می‌شوم با خواندن این نامه‌ها آرام می‌گیرم.»
آری همیشه برای پدر و مادر‌ها رفتاری از فرزندان ارزشمند و به‌جان سپردنی است که با هیچ ارزش‌گذاری مادی و هدایای ازبین‌رفتنی قابل مقایسه نیست.

 
 
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.