حدود ساعت ۱۲ شب بود، با پدر و مادرم برای رساندن خواهرم به ترمینال رفتیم، موقع برگشت از یکی از خیابانهای شهر رد میشدیم، پرنده پر نمیزد، دقیق که شدم دیدم خیابان چندان هم خالی نیست و هنوز شهر نفس میکشد.
در آن حوالی مادری را با دختربچهاش که چهرهای کبود دارد، میبینم، در میان زبالههای سفید و سیاه کنار خیابان سعی داشتند ظروف پلاستیکی را جدا و پسماندههای غذاهایی را جمع کنند تا بتوانند شکمشان را سیر کنند.
پدرم گفت دخترم ببین این خانم با بچهاش در این وضعیت کرونا دارند آشغال جمع میکنند تا شکم خودشان را سیر کنند، خدا بهشان رحم کند. به پدرم گفتم یک لحظه نگهدار تا با آنها صحبت کنم و بپرسم چرا این وقت شب اینجا آمدهاند و درحال جمعآوری زباله هستند؟ پدرم توقف کرد. رفتم پیش آن زن، پرسیدم اسمت چیست؟ خودش را معصومه معرفی کرد، از دخترش که فاطمه بود، با آن چهره مظلومش که داشت یک به یک ظروف پلاستیکی را جدا میکرد پرسیدم میدانی ویروس کرونا آمده، پس چرا دستکش و ماسک نزدی، ممکن است مریض شوی؟ گفت: «مامانم گفته خیلی مواظب باشم، مواظبم، چند روز پیش هم که در خیابان بودم، چند نفر آمدند سراغم، یک خانم مهربان و چند آقا، یک چیزهایی درباره کرونا گفتند و چند تا ماسک و دستکش دادند و رفتند.»
پرسیدم: خب اگر ماسک و دستکش داری پس چرا استفاده نمیکنی؟ چند ساله هستی؟ فقط پاسخ داد: «۹ سالمه»! جواب سؤالم را نداد و باز تا نیمه سرش را در میان زبالهها فرو کرد و مشغول زیر و رو کردن دستمالها، ماسکها و دستکشهای آلوده شد تا شاید بتواند ظرفهای پلاستیکی را شکار کند.
رو به فاطمه گفتم: چند تا خواهر و برادر هستید؟ گفت «من با مادر و یک خواهر و یک برادر کوچکتر از خودم زندگی میکنم». پس پدرت کجاست؟ گفت «پدرم معتاد و کارتنخواب بوده و حالا یک سال است که از او بیخبر هستیم اما مامان میگوید بابا مرده است، برای همیشه خیال کنید مرده چون نیست، آدمی هم که نیست با مرده هیچ فرقی ندارد، اینها حرفهای مامانم است اما من دلم برای بابا تنگ شده...»
یک ساعتی را کنارشان ماندیم. از فاطمه پرسیدم فقط شبها به کمک مادرت میآیی و زباله جمع میکنی یا نه کار دیگری هم انجام میدهی؟ پاسخ داد: «نه، روزها در خیابان آدامس و جوراب میفروشم، با کمک مادرم نانآور خانهام.»
پرسیدم: سواد داری؟ مدرسه میروی؟ گفت: «سواد خواندن و نوشتن دارم و میدانم که ویروس کرونا خطرناک است و شهر در اوایلی که کرونا آمده بود، قرنطینه شد. پیش از کرونا ما اصلاً زبالهگردی نمیکردیم، همین پارسال در اسفندماه پس از کرونا پیش از اینکه بیاییم زبالهگردی کنیم، دستمان خیلی خالی بود، یک روز هیچی در خانه نبود بخوریم، یعنی از شب گذشته شام نخوردیم، فردایش هم صبحانه و ناهار نخوردیم. شب که شد ضعف کردیم. مامان به من و خواهرم و داداشم گفت اگر میخواهید ضعف نکنید تا میتوانید آب بخورید، خواهر 5 سالهام آنقدر شکم خالی آب خورد که رودهاش پاره شد و دلش درد گرفت. ما از کرونا بیشتر از گرسنگی نمیترسیم!»
به گفته این دختر ۹ ساله این روزهای تعطیلی مدارس بستری فراهم کرد که برای کار و فعالیت در این روزهای کرونایی بیشتر به خیابانها برود و کار کند، فاطمه تعطیلی مدارس بهعلت شیوع ویروس خطرناک کرونا را مشابه تعطیلی تابستان میدانست و معتقد بود در این روزهای کرونایی باید کمکخرج خانه باشد.
مادر فاطمه زیاد حرف نمیزد، فقط مشغول جمع کردن ظرفهای پلاستیکی بود اما هردوی آنها امیدوار هستند اوضاع مانند گذشته شود، هر چند پیش از این هم زندگی برایشان دشوار بود اما به گفته خودشان این روزها اگر زبالهگردی نکنند و روزها هم فاطمه آدامس و جوراب نفروشد، خود و خانوادهشان از گرسنگی میمیرند.
کودکان کار نیازمند توجه و حمایت بیشتر
یک پژوهشگر اجتماعی در اینباره به ایسنا گفت: در این روزها که متأسفانه کرونا بر زندگی و روابط مردم سایه انداخته و نگرانیهایی را در سطح جهانی و ملی برای خانوادهها ایجاد کرده، کودکان کار و خیابانی بیشتر در معرض مخاطرات و پیامدهای نامطلوب آن از نظر اقتصادی، بهداشتی و سلامتی بوده، بنابراین نیازمند حمایت و توجه جدی از جنبههای مختلف هستند.
مهرداد هوشمند اظهار کرد: مشکلات اقتصادی و معیشتی ناشی از شیوع ویروس بر اقتصاد و وضعیت نامطلوب اقتصادی و درآمدی خانوادهها موجب شده که کار کردن کودکان در محیطهای بیرون و خیابان افزایش پیدا کند که این امر احتمال شیوع و انتقال این ویروس را بین این قشر آسیبپذیر بهدلیل نبود دسترسی آنها به استفاده از وسایل بهداشتی و مواد ضدعفونیکننده و ماسک تشدید میکند که این امر تهدیدی برای سلامت آنها و جامعه است.
وی افزود: پدیده کودکان کار یک مسأله اجتماعی و تاریخی است و ماهیت پیچیدهای دارد و عوامل گوناگونی در افزایش آن دخالت دارد و پدیدهای چند عاملی است و متغیرهای مختلفی در ایجاد آن تأثیرگذار هستند که باید از زوایای مختلف مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد که ضرورت دارد همه سازمانها و نهادهای مسئول با اتخاذ رویکرد مشارکتی به مقابله با زمینهها و عوارض و پیامدهای نامطلوب این پدیده بپردازند و برای کاهش و تعدیل آن گام بردارند.
هوشمند در ادامه گفت: واقعیت این است که بستر کار و فعالیت این کودکان آسیبپذیر، بیرون از خانه و محیط اجتماعی نامناسب است و موجب میشود که آنها در طول روز با افراد و گروههای مختلفی در ارتباط باشند و بهدلیل استفاده نکردن و دستیابی آنها به وسایل بهداشتی و مواد ضدعفونی کننده و جدی نگرفتن این ویروس از سوی آنها و خانوادههایشان و فقر اقتصادی، قربانیان این ویروس خطرناک در این روزهای تلخ باشند.
این مدرس دانشگاه در پایان افزود: اوضاع نامناسب اقتصادی و تنگناهای معیشتی ناشی از شرایط بد کرونایی موجب شده تا کودکان کار و خیابانی بیشتر وارد چرخه کار شوند و با افراد مختلف در خیابانها در ارتباط باشند و با تجربههای مختلفی در دوران کودکی مواجه شوند، تجربیاتی که با زندگی بسیاری از کودکان متفاوت است.
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام
بلامانع است.