|
|
 |
تاریخ چاپ : جمعه ، 23 مرداد 1405کد خبر : 107190 |
| |
قوم ایرانی به پیشواز
|
| نخستین 13به درون؛ نه بِدَر |
|
| تاریخ خبر : 1399-01-13 |
| نویسنده : توکل دارائی |
|
|
|
متن خبر : |
|
۱_ "13بدر" را تحریف کردهاند و در تقویم رسمی نامش را روز طبیعت گذاشتهاند.
لابد چون مردم در طول هزارهها نمیفهمیدهاند، شورای فرهنگ عمومی که وظیفهاش این است که نگذارد خدای ناکرده فرهنگ مردم خراب و غیر دینی شود، این نام بیمسما را انتخاب کردهاست.
شب چله هم شدهاست یلدای وارداتی سریانی و غیر ایرانی.
با این حال مردم این روز را با در رفتن از خانه به سر کردهاند و کسی تابحال نتوانسته آنان را به زور و تطمیع و تهییج از این سنت آبا و اجدادی جدا کند.
آن همه ظلم و فشار تازیان و فرماندارانشان را در تاریخ بنگرید، که چگونه با تحقیر ملت ایران و پارس، درصدد اضمحلال فرهنگ ملی بودند و تیرشان به سنگ خورد.
۲_ اما از سیزده بدر فارغ از وجه تسمیه و واژهشناسی و تاریخیابی آن، چه حاصلی برای قوم ایرانی است که برخلاف این همه پستی و بلندی، این روز را واننهاده و سر و جان فدای پاسداشتش نهادهاست.
جاهلانِ به فرهنگ ملی، مردم را به خرافهپرستی سیزده متهم کردهاند. این تهمت آنان همچون دیگر دشنامهایشان به تمدن ملی، در عمل پشیزی برای ملت ارزش نداشتهاست.
آنان نمیدانند که این قوم رنجکشیده از اغیار، در پناه اعیاد ملی خویش توانسته خود را باز بیابد و تن رنجور خویش را دمی آسودگی بخشد.
اکنون از دهها جشن ایرانی، تنها انگشتشماری باقی مانده و گرامی داشته میشود.
به کتیبههای گنجنامه همدان نگاه کنید؛ چه شکوهمندانه خدای آفریننده شادی را ستایش کردهاست.
ستایش از آن خدایی است که شادی آفرید و شادی را به ملت ایران ارزانی داشت.
بنابراین بدر کردن سیزدهمین روز از آغاز سال بهاری، جز پیوند انسان ایرانی با طبیعت نیست و به نیکویی گاهنامهای برای شکرگذاری سیراب شدن از چشمانداز نعمتهای خداوندگار است در پیوند آب و خاک و خورشید.
ملتی که همواره چشم به آسمان داشته است؛ و خشکسالی و ترسالی واژگانی آشنا برای او بودهاست برخلاف اروپای پر آب و بارانی؛ آب و طبیعت و دشت و دمنِ سیراب از بارندگی را قدر میدانسته است.
و هر جا آبی بوده؛ آبادی گسترده و دهی و اجتماعی برای زندگی ساختهاست.
13فروردین با این نگاه؛ تکریم پیوند ناگسستنی با طبیعت و در و دشت است.
"در" در این واژه هر چیزی است خارج از خانه و در هنگامهای برای ستایش طبیعت، "درکردن" هر چه پلشتی و نازیبایی و ناراستی در راستای ارزشهای فرهنگ ایرانی بودهاست.
انسان ایرانی خود را به دل دشت و کوه میزند تا پس از پشت سر گذاشتنِ دهشتِ زمستانی سخت، شاهد برآمدن بارِ صبرِ شبهای تاریک خویش، در آیینه شکوفههای بهاری و رویش گلها و جاری رودهای خروشان باشد.
۳_ بنابر این میتوان "13بدر" را یکی از پایهها و ارکان تشخّص و ویژگی زندگی در فلات ایران دانست؛ در کنارِ " نوروز بزرگ" و شب چله و مهرگان و تیرگان و اسفندارمذگان و....
ایرانی جانش را تازه میکند در کنار رود و از سبزه به آرامش و امیدی میرسد فراتر از هر نگاه در هر قاره و کشوری دیگر.
۴_ اما امروز "جان و جهان ایرانی" در خطر دستبرد دشمنی پنهان و دغل و بیماریِ کرونا شدهاست که از هر گوشه دنیا سر برآورده و قصد هلاک آدمیان ناآزموده و سهلانگار کرده است.
چگونگی مواجهه و برخورد ایرانیان با این ویروس نابکار و رهایی خود، خاندان، دوستان و هممیهنان از این غارتگری، و جان بدر بردن از یورش این وزش پنهانی، همچون تاریخ سربلند و پر تلاطم او کار سختی نخواهد بود.
درست مثل ایستادگیش در برابر تازیان و مغولان و تتاران و اغیار غربی؛ که هر یک را به تیر تدبیری به تسلیم واداشتهاست.
۵_ 13 فروردین در آخرین سال از قرن چهارده خورشیدی؛ رنگ دیگری دارد برای پاسداشت طبیعت و تکرار "بدر کردنِ13"، همچون هزارههای پیشین.
شاید بتوان گفت، این نخستین سالیاست که سیزده را نه "بدر"؛ بلکه باید به"خانه" کرد و از هجوم دشمن غدار و ویروس نامبارک به سلامت جُست.
پیمان همان است که بود؛ بر سر عهد پدران ماندن؛ لیک، امروز تدبیر به "13به خانه"و "13به درون" است تا به بیرون.
بودهاند کسانی که عزا میگرفتند در تلاقی محرم و نوروز؛ اما ایرانیان نه سوگ سیاوشگونهشان را وانهادهاند و نه شور و سور نوروز و نوشدنشان را.
هر دو را با هم و در کنار هم پاس داشتهاند.
این زیست و هنر ایرانی، اینک برای حرمت به زندگی و نگاهبانی از حرث و نسل خویش، میتواند و باید بتواند؛ "13را به درون خانه" بیاورد.
ما نخستین ایرانیانی هستیم که "13بدرون" را تجربه میکنیم، به همان عهدی که با پدرانمان بستهایم و با خدایی که شادی را آفرید. همین.
|
|
|
| |
|
|
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام
بلامانع است. |
|
|
|