|
یکم: موضوع پرچالش بیکاری و ایجاد اشتغال سالهاست دغدغه اصلی و مهم مسئولان بوده و عمده تلاش مجموعه مدیریتی کشور برای رفع مشکل بیکاری صرف ایجاد شغلهای جدید شده است و در این راستا سرمایهگذاریها و هزینههای هنگفتی نیز انجام شده است که این مهم در جای خود قابل اهمیت است؛ اما این سکه روی دیگری هم دارد که متأسفانه مورد غفلت قرار گرفته و یا بهصورت جدی مورد توجه واقع نشده است؛ ایجاد فرهنگ کار و تربیت نیروی ماهر با مهارتهای مختلف.
■ دوم: نگارنده معتقد است در کشور ما بهویژه استان همدان تعداد نیروهای بیکار زیادند اما بهجرأت میتوان ادعا کرد بیکاران فعلی جامعه ایرانی اهل کار نیستند که اگر بودند هرگز بدون کار نمیماندند! کار زیاد است اما متأسفانه کارکن خیلی کم!!
اغلب بیکاران فعلی - که عمدتا هم بدون هدف و توجه به نیاز بازار کار در یکی از دانشگاههای غیرانتفاعی کشور فارغالتحصیل شده و یک مدرک بیاستفاده کارشناسی یا بالاتر گرفتهاند - دنبال استخدام در دستگاههای دولتی، اشتغال در شرکتهای بزرگ و یا پشت میزنشینی هستند و بهندرت یافت میشوند بیکارانی که تن به کارهای یدی، کمی طاقتفرسا و خدماتی بدهند که نیاز اصلی بازار کار امروز را تشکیل میدهد .
بهشخصه کارآفرینی را میشناسم که مجموعه بسیار زیبای خدماتی برای سرویسدهی به خودروها در شهر همدان تأسیس کرده که برای راهاندازی به حد اقل ۵۰ نفر نیروی کار خانم و آقا با حقوق و مزایای قانونی نیاز دارد، اما بیش از ۶ ماه است نتوانسته این تعداد نیرو را از خیل بیکاران شهر همدان جذب و کادر پرسنلی خود را تکمیل کند! باور کردنی است؟؟
این کارفرما میگوید تاکنون روشهای مختلفی را از کانالهای گوناگون بهکار گرفته اما موفق به جذب نیرو از میان جوانان تحصیل کرده نشده و مراجعان بهویژه خانمها همینکه متوجه نوع کار - خدماتی - میشوند انصراف داده و باوجود نیاز شدید مالی بیکاری را به تن دادن به کار یدی و خدماتی ترجیح میدهند و عدهای نیز عنوان میکنند چون نوع کار خدماتی و عمومی است ممکن است آشنا یا فامیلی در مراجعه به اینجا ما را در حال کار ببیند و آبرویمان کم و زیاد شود!
نوع نگاه فرهنگی به مقوله کار را میبینید؟
نگارنده سالها پیش در سفری به کانادا بهعینه مشاهده کردم که خانمی تقریبا ۲۵ ساله با تیپ و قیافهای بسیار زیبا و رعنا به شاگردی اتوبوس مسافربری بینشهری مشغول بود و چمدانهای بزرگ و سنگین مسافران را با زحمت و بهسختی در صندوق اتوبوس جابهجا میکرد و نهتنها از این کار ابایی نداشت بلکه افتخار میکرد که برای تأمین معاش و هزینههای زندگیاش دارد کار میکند و از نوع کارش هم خشنود بود .
از همان کار فرمایی که ذکرش شد، شنیدم به دلیل حل مشکل نیرو به مدیرکل کار استان مراجعه و تقاضا کرده حالا که جوانان بیکار استان حاضر به کار در مرکز خدماتی من که با سرمایهای هنگفت و به سبک کاملا مدرن ایجاد شده، نیستند مجوزی صادر کنید که بتوانم از نیروی کار افاغنه استفاده کنم.
■ سوم: نتیجه حاصله از مطالب گفتهشده این است که نیاز به نیروی فعال در بازار کار زیاد است اما اهل کار خیلی کم یافت میشود !
نگارنده معتقد است ریشه این مشکل، فرهنگی است و دولت باید بیشتر از آنچه زمینه را برای تحصیل جوانان در رشتههای بیفایده در دانشگاههای غیردولتی فراهم کند، آنان را به حرفهآموزی در رشتههایی که موردنیاز بازار کار است، ترغیب کند.
امروزه شاهدیم اغلب کارفرمایان، تولیدکنندگان، حتی کارگاههای کوچک و کسبه خرد، دربهدر دنبال نیروی کار ماهر و اهل کار هستند اما هرچه میگردند کمتر پیدا میکنند.
از تیم های موردنیاز در بخش ساختمانسازی گرفته تا دفاتر شرکتهای گوناگون را میشناسم که کمیت کارشان لنگ چند نیروی خوب، ماهر، اهل کار و مهمتر از اینها دارای سلامت و وجدان کاری است که دستشان کوتاه است و خرما بر نخیل . همین نیاز را میتوان در آگهیهایی که نیازمندیهای نشریات منتشر میکنند، دعوت به همکاریهایی که در دیوارهای شهر و پشت شیشه مغازهها نصب میشود، احساس کرد .
چهارم: جا دارد مسئولان امر در سطوح ملی علاوه بر آنکه به فکر ایجاد شغل جدید هستند به 2 کار اساسی نیز همت گمارند. ابتدا تغییر فرهنگ کار و نوع نگاه جامعه به این مقوله و دوم ایجاد زمینه برای حرفهآموزی جوانان.
هرچند درحالحاضر سازمانی با عنوان آموزش فنی وحرفهای در کشور وجود دارد اما آنگونه که بایسته است بدان توجه نشده و میطلبد بسیار گستردهتر از توان و امکانات این سازمان به این مهم ورود کرد.
پیشنهاد مشخص این است که دانشگاه آزاد اسلامی با همه امکانات و داراییهایش بهجای جذب دانشجو در رشتههای اشباعشده و تولید دانشنامههای بیمصرف تبدیل به یک مرکز بزرگ و تخصصی کارآموزی حرفهای شود و جوانان کشور را متناسب با نیازهای اساسی تربیت و تحویل بازار کار دهد.
امید!
|