در زندگی مدرن؛حیوانات خانگی جایگزین فرزند شده است!
تاریخ خبر : 1400-02-29
متن خبر :
اسدآباد- کبری هنری لطیفپور-خبرنگار همدانپیام: نگهداری از حیوانات خانگی پدیده ای است که این روزها در میان مردم و به خصوص جوانان باب شده است و علل مختلفی برای آن می توان برشمرد، البته همواره موافقان و مخالفان خود رانیز در برداشته است.
انسان عصر حاضر بیش از هر چیز از تنهایی رنج می برد پیچیدگی ها و پیشرفت تکنولوژی باعث شده انسان ها کمتر برای تعامل با یکدیگر وقت بگذارند، بر اساس رویکرد روان تحلیلی، احساس تنهایی که از درون فرد و اعماق وجودش سرچشمه می گیرد سبب می شود فرد نتواند خودش را دوست داشته باشد و یا نتواند از سوی دیگران دوست داشته شود در واقع در راستای مطالعات انجام شده در روان شناسی می توان گفت؛ احساس تنهایی برابر با وجود شکافی میان تعاملات اجتماعی و ارتباطات بین فردی مورد انتظار شخص با آن چه در واقعیت موجود است، تعریف می شود این مساله به ویژه بیشتر در میان جوانان عصر حاضر نمود پیدا کرده است، در این مواقع باید گفت انسان امروز به دلایل مختلف روانی، تقاطع شخصیتی، فرهنگی و اجتماعی در تنهایی است.ارتباطات بین فردی دچار نقصان شده و همه این مسائل نشان از جهانی پر از تناقضات و تعارضات درون فردی و میان فردی است که این مسائل به خودی خود می توانند سبب بسیاری از آسیب های روانی و شخصیتی انسان امروز باشد.
انسان برای حل این مشکلات و از میان برداشتن تعارضات عاطفی خود به راه حل های بسیاری متوسل میشود شاید یکی از راه حلها تمایل داشتن به برقراری ارتباط با انواع حیوانات خانگی باشد در عین نکات گفته شده در باره علت یابی این مساله، باید گفت نباید اهمیت مسائل ساختاری و اجتماعی را نادیده گرفت شاید هم این مساله میتواند صورتی از سبک خاص گذراندن اوقات فراغت باشد.
در اینجا لازم است ابتدا تحلیل جامعه شناختی از اوقات فراغت ارائه شود اوقات فراغت و نحوه گذران آن از مباحث تازه ای است که پس از انقلاب صنعتی ورشد صنایع توجه جامعه شناسان را به خود مشغول کرده است. با این که کنشگران آزاد هستند که چگونگی گذران اوقات فراغت خود را انتخاب کنند اما این عوامل ساختاری هستند که تا حد زیادی چگونگی گذران آن را تعیین می کنند، در جامعه سنتی تمایز و جدایی بین کار و اوقات فراغت وجود نداشت ولی تغییرات صورت گرفته در دنیای صنعتی سبب افزایش اوقات فراغت شده است و همین موضوع است که تمایل مردم را به گذراندن اوقات فراغت افزایش داده است که بدون شک نحوه این گذران جدا از ساختارهای فرهنگی و اجتماعی نیست.بوردیو سبک زندگی را فعالیت های نظام مندی می داند که از ذوق و سلیقه ناشی می شود و بیشتر جنبه عینی و خارجی داشته و در عین حال که به صورت نمادین هویت می بخشد در میان اقشار جامعه نیز تمایز ایجاد می کند. اوقات فراغت نزدیک ترین پیوند را با زندگی فرهنگی افراد، شخصیت و ذائقه آن ها دارد.
سرمایه های فرهنگی،اقتصادی،اجتماعی با تعیین چارچوب هایی انتخاب های افراد را تحت تاثیر قرار داده و سبب داشتن نوع خاصی از سبک زندگی می شود. مفهوم سبک ها و الگوهای فراغتی و مباحث مرتبط با آن به عنوان یک روش زیستی و بیان کنش فردی و اجتماعی جزئی از فرهنگ بوده ودر ارتباط با خرده نظام شخصیتی در پی تحقق مطلوبیت فردی اعضای جامعه است و کارکرد عمده آن،علاوه بر تامین نیازهای فراغتگران،نوعی کارکرد اجتماعی در راستای اجتماعی شدن و استقلال ارزش ها ، هنجارها و تامین حیات اجتماعی و ایجاد تعادل و توازن در نظام اجتماعی است.
در بین جامعه شناسان معاصر کسانی مثل گیدنز،وبلن وبک معتقدند افراد با مصرف نمایشی به خودشان هویت و معنا می دهند.این سبک زندگی خود را در ارکان و حوزه های مختلفی از جمله ورزشی،مطالعه،موسیقی،تئاتر و سینما نشان می دهد.الگوهای تربیتی وقتی در معرض یک سبک زندگی خاص قرار میگیرند تعیین می کنند که افراد چه اوقات فراغتی را در پیش بگیرند. به عقیده بوردیو سلیقه افراد تحت تاثیر جایگاه، موقعیت و منش آنهاست، به نوعی افراد طبقه پایین از مظاهر زندگی طبقه بالا استفاده میکنند تا فیگور نجیبزادگی یا طبقه بالا بودن را پیدا کنند.نگهداری و مراقبت از حیوانات خانگی هم می تواند به عنوان یک فیگور و نمودی از طبقه بالا و مرفه بودن استفاده شود.در این نوشتار هدف مذمت مراقبت از حیوانات به عنوان بخشی از زیست بوم ما نیست بلکه ایجاد پیوند عاطفی ضرورتی است برای گونه انسان تا بتواند آنچه را که در آغوش اولیه،بقایش را حاصل کرده بود،بازنوازی نماید و امنیت ارتباطی را تجربه کند.پیوند عاطفی مذکور فقط جنبه درون گونه ای ندارد و می تواند بین انسان و جهان اطرافش به تمامی،به طریقی دوسویه ومتقابل رخ دهد.حیوانات آینه ای تمام قد و واضح هستند که به فرد کمک کنند تا با دقت به رفتارش در ارتباط با آنها،به مسائل کمتر خود آگاه خود دست یابد و چه بسا به کشف سرکوبیهایی از ناخوداگاه نائل گردد.پس می توان گفت که ارتباط عاطفی که برای بقا حیاتی است،تنها محدود به روابط دو انسان نمی تواند باشد.به عقیده من ارتباط عاطفی سالم قطعا جدای از افراد انسانی با کلیت جهان هستی است.در این جا شاید این سوال به ذهن خواننده بیاید که چرا به نوعی از نگهداری و توجه قشر جوان از حیوانات انتقاد صورت میگیرد؟ مساله قطعا چرایی توجه و داشتن حیوانات خانگی است.
در بسیاری از مواقع افراد متمایل به این رفتار دلیل این رفتار و شکل و ماهیت ارتباط عاطفی با گونه های دیگر را نمی دانند و آن را تنها یک فرصتی برای متفاوت بودن می دانند که خود این مساله به زیست بوم و روابط ما آسیب زننده است.پس باید دست به کار شد و تلاش تخصصی را برای حل مشکلات عاطفی،ارتباطی و افزایش سواد اجتماعی نسل جدید صورت گیرد بر همین اساس آموزش های لازم جهت نحوه مواجه و حفظ محیط زیست بسیار ضروری است.
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام
بلامانع است.