|
بر اساس آنچه کارشناسان ارائه کردهاند، اقتصاد دانشبنیان سبب افزایش بهرهوری منابع تولید میشود و افزایش بهرهوری منابع تولید نیز رشد اقتصادی را در پی دارد. همچنین با اقتصاد دانش بنیان میتوان به کاهش هزینهها از طریق افزایش رقابت جهانی امیدوار شد.
در این میان کارآفرینی به عنوان مقوله مهم در بحث اشتغالزایی، ارتباط تنگاتنگ با اقتصاد دانشبنیان دارد و از این نظر حرکت به سمت تولید دانشبنیان و اشتغالآفرین بدون در نظر گرفتن کارآفرینی ممکن نیست.
بنابراین اگر میخواهيم در حوزههای دانشبنیان موفق عمل کنیم و خروجی لازم که همان اشتغال پایدار و بهرهوری واقعی است را داشتهباشیم، باید کارآفرینی را به عنوان یک اولویت ببینیم و موردتوجه قراردهیم.
فراموش نکنیم که کارآفرینی سنگ بنای تولید و اشتغال دانشبنیان است و در این راستا حمایت از کارآفرینان یک ضرورت محسوب میشود.
در اهمیت کارآفرینی همین بس که دستیابی به اقتصاد رشد یافته و پویا بستگی فراوانی به نوآوری، کارآفرینی، اشتغال مولد و منابع انسانی فعال دارد. تجربه جوامع پیشرفته نیز بهخوبی نشان میدهد که در زیست بوم اقتصاد دانشبنیان، کارآفرینی جایگاه ویژهای دارد.
اینکه چقدر توانستهایم از ظرفیتهای موجود استفاده و کارآفرینی را در زیستبوم جدید اقتصادی بر محور دانشبنیان نهادینه کنیم تا آثار و نتایج آن را در تولید با کیفیت و اشتغال پایدار بهدست آوریم، باید در جای خود مورد بررسی و نقد قراربگیرد، اما آنچه امروز با تمام وجود نیاز به آن را احساس میکنیم، رشد و ارتقاء کارآفرینی در جامعه است تا اولویتهای مهمی چون تولید و اشتغال دانشبنیان به معنای واقعی و نه در سطح شعار و روی کاغذ محقق شود.
در نشست مشترکی که توسط کانون کارآفرینان استان و همدانپیام برگزار شد تعدادی از کارآفرینان و مدیران استان دور هم گرد آمدند تا مشکلات را بیان کرده و برای دستیابی به راهکارهای مناسب برای حل مشکلات پیش رو همفکری کنند که خلاصه آن را در ادامه میخوانیم.
تیمسازی اصلِ گمشده کارآفرینی
محمود رجبی، مدیرعامل شرکت تعاونی پایابسپار آریا
بهنظر من کارآفرینی در همدان روی ریل و هر روز در حال پیشرفت و توسعه است. ادارههای کار، شرکت شهرکها و اداره کل صمت هم کمک زیادی در این مسیر میکنند.
البته موفقیت در کارآفرینی به موارد زیادی بستگی دارد. یکی از مهمترین آنها تیمسازی است که اتفاقا کار سختیست. جانشینپروری هم یکی دیگر از دلایل موفقیت است. در همین راستا و پس از کسب تجربه بیش از 3دهه، شرکت ما قائم به شخص نیست و حتی اگر مدیران هم حضور نداشته باشند کارها بهدرستی پیش میرود؛ این اتفاق برای توسعه و سرپا نگهداشتن کسب و کار کارآفرینی بسیار مهم است.
استفاده از ایدههای درست مورد دیگری است که لازمه کارآفرینی و قرارگرفتن در مسیر درستِ کسب و کار است. حدود 3دهه پیش من در میدانبار کار میکردم که چند جوان تحصیلکرده گفتند همدان در سالهای آینده با مشکل آب مواجه میشود و تولیداتی مرتبط با صرفهجویی در آب کارایی بالایی خواهندداشت که خیلی زود با آنها شریک شدم و بدون کارخانه تولید را آغاز کردیم و پس از 2سال کارخانه اجاره کرده و بعد هم یک کارخانه متروکه را خریداری و راهاندازی کردیم. امروز آن ایده به 7شرکت تولیدی که 4باب آن دانشبنیان است تبدیل شده و هزار کارگر را مشغول بهکار کرده است.
مورد مهم دیگر این است که کارآفرینی و مدیریت باید در رگ و خون باشد و اصل کار هم تیمسازی و روابط انسانی ماندگار است که در غیر اینصورت با شکست مواجه میشود. بنابراین، ما نمیتوانیم بگوییم همه مشکلات تولید و کسب و کار بهخاطر مسائلی است که دولتیها پیش میآورند بلکه علاوه بر تسهیلگری دولت، کارآفرینان هم باید بلدِکار باشند تا کسب و کارشان به موفقیت برسد.
اما اگر درباره موانع پیشرو هم بگویم یکی مشکلات آزاردهنده پیش پای تولیدکنندگان تعدد سامانههاست. اکنون 27سامانه وجوددارد که یک تولیدکننده برای فروش کالای تولیدی خود باید در همه آنها عضو شده و گزارشهای لازم را ارائه کند. این موضوع علاوه بر اینکه وقت زیادی از تولیدکنندگان را میگیرد انرژی زیادی را صرف خود میکند. در صورتیکه دولت باید تسهیلگری کند اما با ایجاد چنین گلوگاههایی برای تولیدکنندگان آنها را به اپراتورهای سازمانهای دولتی تبدیل کرده که سبب میشود از تولید و کسب و کار بازبمانند.
دولت باید از هوش و نبوغ استفاده کند و فعالان اقتصادی را درگیر برخی مسائل پیش پا افتاده نکند.
اتاق شیشهای چه شد؟
حمیدرضا رهبر، مدیرعامل شرکت صنایع پارس راد
من در ابتدا یک پرسش از مسئولان دولتی که در مقابلم نشستهام میپرسم و آن اینکه؛ چرا واحدهای موفق همیشه مورد حمایت مسئولان هستند، ولی کوچکترها کمتر حمایت میشوند؟ یک پرسش همگانی دیگر اینکه چرا همه مشکلات را به مسائل منطقه و مشکلات صنعت و اقتصاد ربط میدهیم و این مسأله ریشهیابی نمیشود؟
بهنظر میرسد عمده مشکلات به فرهنگ حمایت از تولید ربط دارد.
بسیاری از صنایع استان با پایینترین ظرفیت اسمی در حال کار هستند به این دلیل که در بدنه اصلی حمایتی و نظارتی کارایی خاصی نمیبینیم.
سربازهای خط مقدم اقتصادی کشور هیچ نقشی در تورم، بخشنامهها و قوانین خلقالساعه ندارند. مدتهاست که دشمنان زیاد داریم به همین دلیل هم بخش خصوصی باید چندین برابر کشورهایی با وضعیت عادی تلاش کرده و برنامهریزی کنند؛ یک تولیدکننده در ایران باید لباس آهنین به تن کرده و بعد وارد عرصه تولید و اقتصاد شود چون فرهنگها مشکل دارند.
ما همه از نیت مدیران در سازمانهایی مانند تأمین اجتماعی، مالیات، بانکها و ... خبر داریم ولی مشکل در بدنه این سازمانها، نهادها و بخشنامههاست و تا زمانی که مسئولان تصمیمات انقلابی نگیرند سیاستهای این بخش تغییر نمیکند.
امروز مهمترین مشکل تولید و کشور موضوع انرژی است. مشکلات و بروکراسی اداری زیادی در حوزه انرژی پیش پای تولید وجوددارد. البته بخش خصوصی هم بیتقصیر نیست. یکی از این مشکلات تشکلها هستند، آیا اینها وظایف خود را در برابر کسب و کارها و عوامل دولتی بهدرستی انجام میدهند؟ معتقدم در برخی از آنها بهدنبال گرفتن صندلی هستند که تعدادشان هم کم نیست.
اما یکی از این تشکلها که به وضوح از آن نام میبرم اتاق بازرگانی است که هنگام انتخابات قول اتاق شیشهای را دادند اما رسانهها قصور کرده و از عوامل اتاق جویای اتاق شیشهای نمیشوند.
تشکلهای بخش خصوصی باید فعال باشند اما کل وظیفه آنها ارتباط با سفرای کشورهای مختلف نیست چون بخش عمده این اتفاق بهدست دولت انجام میشود. تشکلهای خصوصی در برابر فعالکردن واحدهای راکد و نیمهراکد وظیفه دارند. آنها باید تلاش کنند درآمد سرانه، تولید ناخالص و صادرات را افزایش بدهند.
در کل مشکلات زیادی پیش رو داریم ولی نمیدانیم اینها را کجا مطرح کنیم.
تشکلهای خصوصی مطالبهگری نمیکنند
داوود بهرامی، مدیرعامل شرکت فراپیوند
شرکت من لیدر شکستهای نوین در همدان است ولی ده سال است که با همدان کار نمیکنم چون اینجا بهایی به ایده و فناوری نوین نمیدهند؛ نه مدیران دولتی و نه بخش خصوصی.
تاکنون تولیدات نوین زیادی داشتهام؛ بهعنوان نمونه سال82 نخستین سیستم جامع (VRP) غرب کشور را طراحی کردم ولی فقط یک مورد فروختم و همان سیستم هنوز در دانشگاه بوعلی در حال فعالیت است. بارها طرحهای نوین را به ادارت بردم ولی چون مسئولان وقت با آنها آشنایی نداشتند، نتوانستند از آنها استفاده کنند و امروز آسیب آن را دیدهایم. همین مشکل را با بخش خصوصی هم داشتهام.
اقتصاد دیجیتال و نوظهور فراوانی در دنیا وجود دارد و از این طریق تولید ثروت میشود ولی در ایران و همدان فرسنگها با آنها فاصله داریم. ما میتوانستیم در ایران دلار تولید کنیم اما از طرفی تحریم هستیم و از طرفی دیگر فیلتر.
مسأله اصلی دیگری که وجود دارد این است که مدیران استان بهعنوان نماینده وزارتخانهها اختیارات خاصی در استان ندارند. عمده بودجهها در مرکز توزیع میشود و اعتبار کمی به استانها تعلق میگیرد که تبعات آن گریبان بخش خصوصی را میگیرد. با چنین اعتبارات استانی شرکتهای همدان چطور میتوانند با غولهای تهران رقابت کنند؟
اغلب شرکتهای همدان از مباحث فناوری و اقتصاد دیجیتال استفاده نمیکنند. زیرساختهای حاکمیتی همدان هم مشکل دارند. اطلاعات باید شفاف و فرآیندها مکانیزه باشند. پس اگر بخواهیم مشکلات را کلی موردبحث قرار دهیم نخستین مشکلِ حاکمیت، داده و اطلاعات است یعنی باید داده باز (open data) در کشور وجود داشته باشد. مشکل بعدی در دستگاههای دولتی این است که مدیران جدید وقتی پست را تحویل میگیرند میخواهند همه چیز را بازنشانی (reset) کنند چون برنامه مشخصی دنبال نمیشود.
همدان آنقدر ظرفیتهای بسیار بالا، نه از حیث منابع طبیعی بلکه منابع انسانی در حوزه دیجیتال، دارد که میتوان ثروتهای هنگفتی برای همدان ایجاد کرد. یکی از این ثروتها همان شاهراه دیتایی است که از استان عبور میکند. در همدان میتوانیم دیتا سنتر در پارک علم و فناوری ایجاد کرده و پلتفرمهایی در حوزه اقتصاد دیجال راهاندازی کنیم و به ثروت هنگفتی دست بیابیم اما شرایطی که پیشتر گفتم سبب شده نتوانیم در همدان کار کنیم.
من با تعدادی از تشکلهای بخش خصوصی هم در این موارد صحبت کردهام آنها هم به طور کامل بروکراتیک هستند و صحبتها و نگاههای، عموما، ناکا رامد و بیربط نسبت به اوضاع واقعی جامعه دارند. در بخش خصوصی همدان مطالبهگری وجودندارد. من هنوز نمیدانم کمیته بهبود فضای کسب و کار چه کاری انجام میدهد؟
بارها به دادگاه رفتهام
مصطفی حقیقی، مدیرعامل شرکت شهرکهای صنعتی استان
در این نشست بهنظرم به یک گفتمان مشترک نزدیک شدهایم و آن مسأله فرهنگ است که فرهنگ غالب تناسبی با تولید و توسعه ندارد.
وقتی شعار سال تعیین میشودکل مجموعههای دولتی، خصوصی، مجلس و حاکمیت را دربر میگیرد اما برای انجام آن همه نگاهها به بخش دولتی معطوف میشود. امروز آقای رهبر به مشکل برق اشاره کرد. این مشکل را بهطور کامل درک میکنم چون من هم تولیدکننده هستم اما در بخش دولتی. البته به طور احتمال نگرانی و استرس من کمتر از شماست چون میدانم که بالأخره میتوانم طوری کارم را پیش ببرم. اما به هرحال ما هم در شرکت شهرکها اگر تلاش نکنیم، نمیتوانیم حقوق کارکنان را پرداخت کنیم. ایجاد زیرساخت، تأمین آب، برق، گاز، تلفن و زمین جزو وظایف ماست ولی برای تأمین آنها در مواقعی با بعضی از بخشهای دولت با چالش مواجه هستیم چون در مواردی نگاهها بخشی است.
بهنظر شما آیا متولی تولید اداره کل صمت است؟ خیر اینطور نیست. متولی تولید کل شاکله دولت است و هیچ سازمانی نمیتواند تنها متولی تولید باشد؛ باید ابروبادو مه و خورشید و فلک همه دست به دست هم برای توسعه و تولید کشور دست به دست هم بدهند.
امروز ایراداتی به شاکله دولت در حوزه تولید گرفتید، همه اینها درست است اما در بخش خصوصی هم مشکلاتی وجوددارد. بهعنوان نمونه، بخش خصوصی در بخش شفافیت ایراداتی دارد. اتاق شیشهای باید در همه بخشها چه دولتی و چه خصوصی، ایجاد شود.
ما مدام میگوییم باید توسعه صنعتی صورت بگیرد اما وقتی ناترازی قابل ملاحظه در بخش برق وجوددارد راحت نمیتوانیم روی سرمایهگذاری برنامهریزی کنیم. از طرفی هم اقداماتی برای تسهیل کار بخش خصوصی انجام میدهیم ولی زیرذرهبین دیوان محاسبات میرویم و باید پاسخگو باشیم. به عنوان مثال در شهرکی که 30سال پیش ساخته شده مشکلاتی پیشروی تولیدکنندگان وجود داشت که برای رفع آنها هزینهای کردیم اما موردبازخواست دیوان محاسبات قرارگرفتیم و به دادگاه رفتیم. حرف دیوان محاسبات درست است چون میگوید برای شهرکی که 30سال پیش ساخته شده نباید هزینه کنید. خلاف کردیم اما این تخلف ندانسته نبود چون میخواستیم مشکلات موجود را برای تولیدکنندگانی که 2هزار کارگر دارند را برطرف کنیم. من برای حل مشکلات تولیدیها بارها موردبازخواست دیوان محاسبات قرارگرفته و به دادگاه رفته و پاسخگو بودهام.
اگر قرار است از این گفتمانها نتیجه بگیریم و رونق تولید اتفاق بیفتد باید همه ساختارهای دولتی و خصوصی دور یک میز بنشینند و از نگاه بخشی دست بردارند و تصمیم واحد و جدی بگیرند.
مخالفان توسعه صدای بلند دارند
احمد شانیان، مدیرکل صنعت، معدن و تجارت استان
به عقیده من دلیل اینکه همدان به نقطه مدنظر نرسیده این است که افرادی که توسعهمحور هستند ساکتاند و آنها که مخالف توسعه هستند صدای بلندی دارند؛ ولی در کل اغلب مردم همدان خواستار توسعهاند.
اما افراد و بخش خصوصی حرفهای وضعیت خود را در شرایط مختلف حفظ میکنند و حتی در تلاطمها روبه جلو میروند. پس نمیتوان بدون داشتن تخصص و اراده لازم کاری را آغاز کنند و انتظار موفقیت هم داشته باشند.
ولی از طرفی بروکراسی اداری و قوانین دست و پاگیر هم در مواقعی واحدهای تولیدی و کارآفرینان را دچار چالش میکند. بهغیر از مسائل تولید، در بسیاری از بخشهای دیگر هم باید تغییراتی ایجاد شود. بهعنوان نمونه، صادرکنندگان و واردکنندگان برای تخصیص ارز روند طولانی را پشت سر میگذارند. فقط مسأله این نیست، مسأله این است که باید شعار سال که تولید است نه فقط روی سربرگها که در همه بخشها تغییر ایجاد کند ولی میبینیم اینطور نیست و اگر قطعی برق و گاز و اقدامات آلایندگی و... صورت میگیرد این قطعی ابتدا گریبان تولید را میگیرد؛ همه اینها نگاههای بخشی را نشان میدهند و هرگز نباید یک دستگاه متهم به حمایتنکردن از تولید باشد.
از طرفی امور دولتی سیستمی نیست و به طور عمده سلیقهای انجام میشوند به همین دلیل ممکن است همه کارها سرموقع و درست انجام نشوند. ولی اگر همه امور سیستمی انجام شوند از پایینترین فرد یک اداره تا بالاترین مدیر آن مجبورند با سیستم پیش بروند و درست و بهموقع کار کنند.
برای حل این مشکلات نباید همدیگر را متهم کنیم بلکه باید زیستبوم تهیه کنیم.
نکته دیگر اینکه باید به سمت توسعه شرکتهای دانشبنیان حرکت کنیم. پیشبینی شده تا سال 2050 حدود 80درصد اقتصاد دنیا را اقتصاد بیوزن تشکیل میدهد.
موضوع دیگر اینکه فرهنگ را نمیتوان در کوتاهمدت تغییر داد. این موضوع یک پروژه است و نمیتوان توسط 2 یا 3نفر انجام داد.
در حوزه تولید همیشه فکر میکنیم دولت باید جلو بیفتد در صورتی که بخش عمده کار توسط بخش خصوصی انجام میشود. بخش خصوصی باید بداند دلسوزترین فرد برای کسب و کار او خودش است و دولت هم باید حمایت کند.
برای فرهنگسازی همه باید اقدام کنیم و نمیتوان همه اینها را از دولت بخواهیم. وقتی در طول 4سال 4وزیر در یک وزارتخانه تغییر میکند، نمیتوان انتظار داشت یک فرد روی تغییر فرهنگ کار کند.
همه باید به یک هدف فکر کنیم
عباس جعفری، رئیس اداره کارآفرینی اداره کل تعاون کار و رفاه اجتماعی استان
اشاره به تهیه اکوسیستم کارآفرینی شد که باید بگویم در استان تهیه شده ولی نقشپذیری هریک از اجزای این اکوسیستم (ادارات، سازمانها و افراد عضو) همراستا و طبق برنامه نیست و تا زمانی که یک هدف ثابت برای این اکوسیستم تعریف نشود هر یک از اجزا صرفاً به نقشآفرینی و وظایفی که به آنها محول شده میپردازند. یکی دیگر از مشکلات بزرگ این است که در تصمیمگیریهای دولتی نقش و جایگاه دولتی دیده نشده است. دولتیها برای بخشی تصمیمگیری و سیاستگذاری میکنند که از آن بدنه نظر و مشورت قابل توجهی گرفته نمیشود. در واقع برای قشری تصمیم میگیریم که در آن بخش فعالیت نکرده و با عملکرد آن آشنا نیستیم و مسائل و مشکلاتشان را نمیشناسیم. از طرفی هم بخش بدنه دولتی پویایی و انعطاف لازم را در حوزه اجرا ندارد و ملزم به اجرای تصمیمات بالادستی است. در کنار اینها موانع بالادستی و نظارتی داریم که کوچکترین اخلاقگرایی در قانون را نفی میکنند و معتقد به اجرای ضوابط و قوانین و مخالف اعمال سلیقه از سوی مسئولان اجرایی و کارشناسان هستند، که همین سبب به حداقلرسیدن پویایی و انعطافپذیری در بدنه دولتی شده است. در همدان واحدهای زیادی وجود ندارند که با کارایی بالا از فناوریهای نوین استفاده میکنند تا بتوانند با نوآوری و خلاقیت ایجاد ارزش افزوده کنند. مشکل تولید فقط کمیت نیست بلکه کیفیت و ارزش افزوده است که در سیاستگذاریها مغفول مانده است.
به حق خود قانع نیستیم
مسعود دهبانیصابر، مدیرعامل شرکت نمایشگاههای بینالمللی استان
هیچکدام از ما به حق خود قانع نیستیم.
برخی از قوانین به مدیران اجازه کار نمیدهند ولی در مواردی وقتی کسی به آنها مراجعه میکند کار او را به پاییندستیها میسپارند درصورتی که میدانند کار انجامشدنی نیست. یعنی وقتی کارآفرینی احساس مورد توهین واقعشدن میکند و به مدیر مراجعه میکند او کار را به پاییندستیها میسپارد تا هم در آن لحظه وضعیت را مطلوب نشان دهد و هم بالادستی را از خود راضی کند. که اگر قوانین اجازه میدادند مدیر مربوطه کار را انجام میداد و کار به جای باریک کشیده نمیشد.
بهنظرم بروکراسیهای اداری سبب شده مدیران مظلوم واقع شوند. آنها بسیاری از مشکلات و موانع را نمیتوانند به مراجعین خود توضیح بدهند.
البته بروکراسیهای اداری تنها مانع پیشرو نیستند، برخوردهایی که در سازمانهای نظارتی با مدیران میشود هم بسیار سختگیرانه است و سببشده در مواردی نتوانند آنطور که باید تصمیمات تسهیلگرانه بگیرند.
دیکته نانوشته غلط ندارد یعنی تا زمانی که کاری انجام نشده مشکلی پیش نمیآید و کس آنها سؤال و جواب نمیکند ولی وقتی مدیری کاری انجام میدهد باید پاسخگو هم باشد که ممکن است در مواردی برای او گران تمام شود به همین دلیل ممکن است کارها آنطور که باید در راستای خواسته بخش خصوصی پیش نرود.
|