|
معینی از نخستین فعالان بخش خصوصی در صنعت بذر کشور به شمار میرود؛ مسیری که ایده شکلگیری آن به حدود 3دهه پیش و پس از بازدید او از یک ایستگاه تولید بذر در کانادا بازمیگردد. او پس از بازگشت به ایران، ایده راهاندازی مجموعهای مشابه را مطرح کرد؛ ایدهای که در آن زمان با توجه به دولتی بودن صنعت بذر با مخالفت مواجه شد، اما چند سال بعد و همزمان با آغاز طرح خصوصیسازی صنعت بذر، زمینه تحقق آن فراهم شد و ایستگاه بذر پاسارگاد فعالیت خود را آغاز کرد.
این مجموعه امروز علاوه بر تولید بذر، با راهاندازی واحد تحقیق و توسعه (R&D) موفق به معرفی و ثبت ارقام اختصاصی جدیدی از گندم و جو شده است؛ ارقامی که با عملکرد بالا و مقاومت در برابر سرمازدگی و تنشهای خشکی، توانستهاند رضایت کشاورزان را جلب کرده و تأثیر مثبتی بر اقتصاد و درآمد آنان داشته باشند. معینی معتقد است در شرایطی که کوچک شدن سطح اراضی کشاورزی و افزایش هزینههای تولید، توجیه اقتصادی فعالیت کشاورزان را با چالش مواجه کرده است، توسعه ارقام پربازده و استفاده از فناوریهای نوین میتواند نقش مهمی در حفظ صرفه اقتصادی تولید و تأمین امنیت غذایی کشور داشته باشد.
از همینرو به مناسبت روز ملی کارآفرین و ترویج آموزشهای فنیوحرفهای با این کارآفرین به گفتوگو پرداختیم که در این گفتوگو از چگونگی شکلگیری ایده تأسیس ایستگاه بذر پاسارگاد، تجربه و چالشهای خصوصیسازی صنعت بذر، موانع پیش روی تولید، اهمیت معرفی ارقام پربازده، نقش مهارت و فناوری در مسیر کارآفرینی، ظرفیتهای هوش مصنوعی و همچنین چشمانداز بخش کشاورزی کشور سخن گفت.
از چگونگی آغاز فعالیت حرفهای و شکلگیری کسبوکارتان بگویید؟
فعالیت اصلی ما در زمینه تولید بذر اصلاحشده گندم و جو است. تقریبا جزو معدود شرکتهای تولیدکننده بذر در کشور هستیم که واحد تحقیق و توسعه (R&D) نیز داریم. برخی این واحد را «دانشبنیان» مینامند، اما من ترجیح میدهم همان عنوان «تحقیق و توسعه» را به کار ببرم؛ زیرا در تمام دنیا این بخش با همین عنوان شناخته میشود و خرد جهانی نیز همین اصطلاح را برای چنین فعالیتهایی به کار میبرد، نه عنوان «دانشبنیان».
در این سالها موفق شدهایم ارقام جدیدی از بذر را نیز معرفی و ثبت کنیم که خوشبختانه توانستهاند رضایت جامعه هدف کشاورزی را جلب کنند و در سبد اقتصادی کشاورزان نیز تأثیر مثبتی داشته باشند. آغاز فعالیت من در این حوزه به زمانی بازمیگردد که تولید بذر در کشور کاملا در اختیار دولت بود. حدود ۲۴ تا ۲۵ سال پیش تنها مجموعه فعال در این حوزه، شرکت خدمات حمایتی کشاورزی وابسته به وزارت جهاد کشاورزی بود و تولید بذر را بهصورت دولتی انجام میداد.
حدود ۳۰ سال پیش سفری به کانادا داشتم. در آلبرتا که یکی از قطبهای تولید غلات این کشور از جمله گندم، جو و ذرت است، از یک ایستگاه تولید بذر بازدید کردم. شیوه فعالیت، ساختار و نوع مدیریت آن مجموعه برایم بسیار جذاب بود و همان سفر باعث شد پس از بازگشت به ایران به دنبال راهاندازی مجموعهای مشابه باشم.
در آن زمان این پیشنهاد را به وزارت جهاد کشاورزی ارائه کردم، اما چون هنوز بحث خصوصیسازی مانند امروز مطرح نبود، با مخالفت جدی مواجه شد. به من گفته شد که تولید بذر یک وظیفه کاملا دولتی است و ارتباطی با بخش خصوصی ندارد. به همین دلیل حدود 4تا 5سال این موضوع را کنار گذاشتم.
پس از چند سال، وزارت جهاد کشاورزی پروژهای با عنوان «خصوصیسازی صنعت بذر» تعریف کرد. با آغاز این طرح، نخستین شرکتی بودم که در ایران برای دریافت مجوز اقدام کرد و مجوز فعالیت را اخذ نمود؛ زیرا در واقع ایده اولیه این پروژه از همان طرحی بود که سالها قبل مطرح کرده بودم.
از آن زمان فعالیت شرکت آغاز شد و امروز، پس از حدود ۲۴ تا ۲۵ سال، ایستگاه بذر پاسارگاد به مجموعهای تبدیل شده است که علاوه بر تولید بذر، صاحب ارقام اختصاصی گندم و جو نیز هست. این ارقام عملکرد بسیار مطلوبی دارند، در برابر سرمازدگی و تنشهای خشکی پایان فصل مقاوم هستند و توانستهاند نتایج قابل قبولی در مزارع کشاورزان به دست آورند.
به نظر شما مهارت تا چه اندازه در راهاندازی و موفقیت یک کسبوکار تأثیرگذار است؟
به اعتقاد من، اساس هر کاری مهارت است. اگر فردی مهارت نداشته باشد، آن شغل عملا محکوم به شکست خواهد بود. مهارت از 2مسیر به دست میآید؛ نخست آموزش آکادمیک که فرد دانش آن را فرا میگیرد و سپس با حضور در میدان عمل، تجربه کسب میکند. همین تجربه به مرور زمان تبدیل به مهارت واقعی میشود. به همین دلیل معتقدم اگر بخواهیم از ۱۰۰ نمره سهمبندی کنیم، دستکم ۸۰ درصد موفقیت به مهارت و تجربه برمیگردد.
بزرگترین چالشی که در ابتدای مسیر فعالیت خود با آن روبهرو بودید چه بود و چگونه از آن عبور کردید؟
بزرگترین چالش ما دولت بود. هنوز هم معتقدم خصوصیسازی واقعی در کشور به طور کامل محقق نشده است و دولت در بسیاری از حوزهها، از جمله حوزه فعالیت ما، دخالت میکند. این دخالتها در سالهای گذشته زیانهای فراوانی به ما وارد کرده است.
بارها درخواست کردهایم که حدود و اختیارات دولت و بخش خصوصی به طور شفاف مشخص شود و هر کدام در چارچوب وظایف خود فعالیت کنند، اما متأسفانه این اتفاق نیفتاده است. در حوزه ما، بسیاری از تصمیمگیریها توسط افرادی انجام میشود که تجربه فعالیت در بخش خصوصی را ندارند؛ در حالی که فلسفه مدیریت دولتی و خصوصی کاملا با یکدیگر متفاوت است. همین تصمیمها بارها موجب خسارت به مجموعه ما شده است. اگر دولت به حریم فعالیت بخش خصوصی احترام میگذاشت، امروز صنعت تولید بذر کشور بسیار جلوتر از جایگاه فعلی بود.
چه زمانی متوجه شدید که ایده شما ارزش دنبال کردن دارد؟
از همان روزی که از مجموعه تولید بذر در کانادا بازدید کردم، به ارزش این ایده ایمان آوردم. در آن زمان عملکرد مزارع کشور ما در زمینهای آبی حدود 5/2 تا 3تن در هر هکتار بود. برای کشوری که با کمبود منابع آب روبهروست، این میزان تولید کافی نیست.
امروز نیز میانگین برداشت گندم و جو در کشور بین حدود 3800 کیلوگرم تا 4تن در هکتار است. اگر بتوانیم با استفاده از ارقام اصلاحشده، بدون افزایش سطح زیر کشت و تنها با همان منابع آبی موجود، عملکرد را به 8تا ۱۰ تن در هکتار برسانیم، در واقع امنیت غذایی کشور را تضمین کردهایم. از نظر من این بزرگترین موفقیتی است که میتوان برای بخش کشاورزی کشور رقم زد.
سختترین تصمیمی که در مسیر کسبوکارتان گرفتید چه بود؟
تولید به طور ذاتی با سختی همراه است و هر بخشی از آن چالشهای خاص خود را دارد. اگر بخواهم مهمترین موضوع را مطرح کنم، باید بگویم بزرگترین چالش ما، بهویژه به دلیل استراتژیک بودن محصولی که تولید میکنیم و ارتباط مستقیم آن با امنیت غذایی کشور، تحمیل سیاستهای دولت به بخش خصوصی بوده است. به اعتقاد من، مهمترین تهدیدی که فعالان این حوزه با آن مواجه هستند، همین سیاستهای دولتی است.
در این مسیر حتما شکستهایی هم داشتهاید. بزرگترین شکست شما چه بود و چه درسی از آن گرفتید؟
بله، بزرگترین ضربهای که در این سالها خوردم به سال ۱۳۹۳ برمیگردد. در آن مقطع دولت برای محصولاتی که من با تسهیلات بانکی در اختیار کشاورزان قرار داده بودم، یارانه در نظر گرفت، اما مطالبات ما را سالها پرداخت نکرد.
در نهایت، در سال ۱۳۹۸ مجبور شدم تسهیلاتی را که با نرخ سود اولیه ۱۴ درصد دریافت کرده بودم، همراه با سود و جرایم انباشته که به حدود ۲۲ درصد رسیده بود، تسویه کنم. چون دولت مطالبات مرا پرداخت نکرد، برای جلوگیری از مصادره کارخانه توسط بانک، ناچار شدم منزل شخصی، ساختمان مرکزی شرکت و حتی زمین 30هکتاری را که برای واحد تحقیق و توسعه خریداری کرده بودم، بفروشم.
این تلخترین تجربه دوران فعالیت اقتصادی من بود. اکنون حدود ۳۵ سال است که در بخش کشاورزی فعالیت میکنم و نزدیک به ۲۵ سال آن را در صنعت بذر گذراندهام. از دست دادن زمین تحقیقاتی که برای آینده مجموعه در نظر گرفته بودم، هنوز هم یکی از بزرگترین خسارتهایی است که آثار آن را احساس میکنم.
با توجه به سالها فعالیت در حوزه کشاورزی و پشت سر گذاشتن فراز و نشیبهای متعدد، وضعیت کشاورزی کشور و بهویژه استان را چگونه ارزیابی میکنید؟
واقعیت این است که نگاه خیلی مثبتی ندارم. وقتی به برنامههایی که از ابتدا برای توسعه کسبوکار و صنعت بذر در نظر گرفته بودم نگاه میکنم، احساس میکنم تنها حدود ۱۰ درصد از اهدافم محقق شده و ۹۰ درصد دیگر به دلایل مختلف عملی نشده است. به طور طبیعی وقتی یک فعال بخش خصوصی که با تمام توان برای رسیدن به اهدافش تلاش میکند، به چنین نتیجهای میرسد، میتوان شرایط کلی بخش کشاورزی را نیز ارزیابی کرد. آمارهای مختلفی از سوی دستگاههای دولتی ارائه میشود، اما به شخصه اعتقاد چندانی به این آمارها ندارم و معتقدم واقعیتهای میدانی تصویر متفاوتی را نشان میدهد.
نقش هوش مصنوعی و فناوریهای نوین را در آینده کسبوکارها چگونه میبینید؟
اگر بخواهم به نقش هوش مصنوعی نمره بدهم، بدون تردید نمره ۱۰۰ از ۱۰۰ را انتخاب میکنم. به اعتقاد من، هر فرد یا مجموعهای که نتواند خود را با هوش مصنوعی و فناوریهای نوین هماهنگ کند، در هر صنف و صنعتی که باشد، بهتدریج از رقابت عقب خواهد ماند و در نهایت با شکست روبهرو میشود. بنابراین همه فعالان اقتصادی باید هرچه سریعتر خود را با این فناوری همراه کنند؛ در غیر این صورت متضرر خواهند شد و حتی ممکن است ناچار شوند فعالیت خود را متوقف کنند.
موفقیت را در یک یا دو جمله چگونه تعریف میکنید؟
موفقیت حاصل تلاش، پشتکار و کوشش مستمر است؛ البته بهره هوشی نیز نقش خود را دارد، اما سهم آن به اندازه پشتکار نیست. به باور من، شاید تنها ۱۰ درصد پیشرفتهای دنیا حاصل نبوغ افراد باشد، اما ۹۰ درصد آن نتیجه تلاش کسانی است که با پشتکار مسیر خود را ادامه دادهاند. بنابراین زیربنا و فونداسیون موفقیت، پشتکار است.
با توجه به شرایط امروز بازار کار، چه توصیهای برای جوانانی دارید که سرمایه زیادی ندارند اما میخواهند از صفر کسبوکاری راهاندازی کنند؟
متأسفانه یکی از بزرگترین مشکلات ما به ساختار آموزشی کشور برمیگردد. هم در آموزش و پرورش و هم در آموزش عالی با چالشهایی روبهرو هستیم. بسیاری از جوانان پس از پایان تحصیلات تصور میکنند باید شغلی آماده و یک میز و صندلی در اختیارشان قرار گیرد، در حالی که این نگاه، بزرگترین اشکال نظام آموزشی ماست.متأسفانه در کشور ما مهارتآموزی جایگاه لازم را ندارد و بسیاری از فارغالتحصیلان، پس از پایان تحصیل، جز یک مدرک کاغذی، تجربه و مهارت عملی کافی برای ورود به بازار کار در اختیار ندارند.
در پایان اگر نکتهای باقی مانده، بفرمایید؟
تنها نکتهای که دوست دارم مطرح کنم این است که مردم باید امیدوار باشند، تلاش کنند و از کوشش دست نکشند. هر یک از ما علاوه بر مسئولیت نسبت به خود، در برابر جامعه و اطرافیان نیز مسئول هستیم. ما در کشوری زندگی میکنیم که سختیها و ویژگیهای خاص خود را دارد، اما ناچاریم با تلاش و همدلی برای ساختن آیندهای بهتر قدم برداریم. امیدوارم بتوانیم با کار، پشتکار و مسئولیتپذیری، سرزمین بهتری برای مردم ایران بسازیم.
|