|
براساس آمارهای موجود، در کلانشهری مثل همدان هماینک بیش از ۵۰ هزار واحد کسبوکار فعالیت دارند که تعداد آن به نسبت جمعیت شهر بسیار بیشتر از ظرفیت و نیاز واقعی است و حدود ۲۰ هزار واحد صنفی بهصورت غیرمجاز فعالیت دارند.
بهطورکلی در همدان و سایر شهرستانهای استان به لحاظ ضعف بخش صنعت و فقدان کارخانجات و شرکتهای بزرگ اقتصادی اشتغالزا، اغلب جویندگان کار از روی ناچاری به کسب و کار شخصی روی میآورند بدون اینکه به عواقب و کاربری مؤثر شغلی که انتخاب میکنند، بیندیشند.
همه روزه در هر رهگذر و کوی و برزنی از شهر که مکانی برای ایجاد مغازه سراغ باشد، کسب و کاری راه میافتد، اما خیلی کم اتفاق افتاده عمر فعالیت مغازهای به یکسال هم بکشد و اینگونه مشاغل خودخواسته به ناچار پس از گذشت چند ماه به علت رکود و کسادی کسب و کار بهصورت غمانگیزی به تعطیلی میانجامد و به جز سرخوردگی و بدهکاری چیزی برای عاملان آن باقی نمیماند.
در هر شرایطی از هر کسبوکار و نمونه شغلی در هر کوی و محل در شهر همدان به تعداد فراوان وجود دارد. شهر پر است از سوپرمارکتی و انواع و اقسام فروشگاههای زنجیرهای با انبوه اجناس تکراری و اغلب غیرضروری!. گُله به گُله هر محل و کوچه پس کوچه یک مغازه میوهفروشی، بنگاه معاملات ملکی و آرایشگاه و پیرایشگاه زنانه و مردانه و مشاغل دیگری که به سختی میتوانند از هر محله معدود مشتریانی برای خود (جلب) کرده و سهم ببرند. کلانشهر همدان بیشتر از نیاز واقعی خودش کسب و کار دارد، اما از همان قدیمالایام در کل شهر و از هر شغل و کسب و کار تعداد انگشتشماری بودند و هستند که دارای اسم و رسم و شهرت بین مردم شهر میباشند و کارشان رونق دارد. شهرت برخی از کسبه قدیمی همدان از قناد و ماستبند و عطاری و خشکبارفروشی و آهنگری و مکانیکی و... حتی به دیگر شهرهای کشورمان نیز رسیده است و نان خوبی هم از شهرت نیکوی خود میبرند و نوش جانشان باد.
این قاعده کسبوکار و تلاش و تولید در تمام عرصههای زندگی است. (مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد)، یکی از اصول اصلی هر مشغلهای، صبر و حوصله با پشتوانه انصاف و کیفیت محصول و خدمت است. در زمانه ما متأسفانه اغلب صاحبان مشاغل بدون توجه به لازمه موفقیت و پایداری شغل خود، ناخودآگاه نقش یک واسطه را بازی میکنند و کمتر اراده و ابتکار عملی برای بهبود و گسترش شغل خود به خرج میدهند. همیشه هر کس در هر شغل، مقام، هنر، فرهنگ، صنعت و خدمت، خودش باید ضامن کار و موفقیت خود باشد. سرمایه و درآمد پایدار در هر کاری میزان انصاف و عدالت و مردمداری و مشتریمداری و بالأخره کیفیت محصول و کاری است که ارائه میدهد. هیچ تاجر و مهندس و دکتر و کاسبی یک شبه صاحب شهرت و عنوان و ثروت نمیشود و اصولاً اگر یک شبه هم به جایی برسد، برایش باقی نخواهد ماند. ریشه خودش باید پای بگیرد و استوار شود و به رطوبت حیات دست یابد و نهال تازه در هر خاک و عمقی به بار نخواهد نشست.
دنیا هر چقدر هم بلبشو و مردم هرقدر گرفتار مشکلات خود باشند، بازهم کسی نمیتواند با مردمفریبی و تقلب از دیگران سبقت بگیرد و به خط پایان برسد چراکه دیر یا زود زمین میخورد. این روزها سوای معدود افرادی که به پولهای باد آورده دسترسی دارند، اما اکثریت مردم جامعه که با دشواری درآمدی حاصل میکنند و زندگی را به سختی میگذرانند، برای یک ریال مخارج خود هم حساب و کتاب دارند و خوب میدانند چه کالایی و چه نوع خدمتی را از کجای شهر و از دست چه کسی دریافت کنند و به همین لحاظ است که سراغ کیفیت و انصاف هستند و مقابل مغازهای مردم به صف میایستند و دهها مغازه همسان آن در همان راسته و خیابان و محل از بیکاری پشه میپرانند!. بنابراین، مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد.
|