|
ما اگر خواهان گردش چرخه اقتصادی و فرهنگی ایرانزمین از دریچه گردشگری هستیم، لازم است نخست زنگارهای محدودکننده را از نگاه خود برداریم و آنچه را که در اختیار داریم به درستی به جهانیان معرفی کنیم.
سالهای متمادی است که گردشگری ایران از نگاه گردشگران خارجی به یک مسیر مکانیزه شده به نام «مسیر کلاسیک» خلاصه میشود. ما هرچه توانستهایم ویترین گردشگری این مسیر کلاسیک را پر زرق و برق کردهایم آنچنان که گاهی این رنگ و لعاب نه تنها سنخیتی با روح هنر و معماری ایرانی-اسلامی ندارد، بلکه کاملاً تصنعی و بوتیکی مینماید، شاهد این مدعا را میتوان در مرمت و بازسازی بافت تاریخی شهرهای مرکزی ایران به سلیقه امروزی و نه متناسب با روح تاریخی آن جستوجو کرد.
البته که نمیتوان به سادگی از شکوه ذاتی شهرهای مسیر کلاسیک گردشگری ایران گذشت، اما متولیان امر احتمالاً از این مهم غافلند که هر اندازه که آب در آسیاب گردشگری مسیر کلاسیک بریزند دارند بر طبل محرومیتزایی گردشگری در سایر نقاط ایران میکوبند، محرومیتزایی اجباری که میتواند با اندکی برنامهریزی و همت سبب ایجاد اشتغال پایدار و روح امید در این مناطق باشد و در نهایت همبستگی ملی را تقویت کند.
در واقع ما گردشگری 4 گوشه جغرافیای فرهنگی ایران را به امان خود رها کرده و به بعد پنجم که همان مسیر کلاسیک است آنچنان چسبیدهایم که گویی فرزند دردانهای است که مهر مادری تنها شامل حال اوست، حال آنکه اگر کمی به عقب بنگریم میبینیم که این نازپروری عواقب ناهنجاری بر خود این دردانه بر جای گذاشته است و ما از آن غافلیم.
سالهاست بحث توسعه پایدار گردشگری نقل محافل و مجالس است و حیرتآور آنکه متولیان امر با اینکه در ظاهر از توسعه گردشگری موزون و متناسب سخن میرانند، اما در عمل سر سوزنی به توسعه زیرساختی و تبلیغاتی اهتمام نمیورزند.
نگارنده با توجه به حیطه فعالیت خود در غرب ایران، مسیر گردشگری غرب را به عنوان نمونه از میان مسیرهای گردشگری شرق و شمال و جنوب ایران بر میگزیند و هدف از ارائه موضوع بیش از آنکه گردشگری داخلی باشد در باب گردشگران ورودی به کشور است.
مراد از مسیر گردشگری غرب سراسر مسیر شمالغرب تا جنوبغرب ایرانزمین شامل استانهای اردبیل، آذربایجانهای شرقی و غربی، زنجان، قزوین، همدان، کردستان، کرمانشاه، ایلام، لرستان، چهارمحالوبختیاری، کهگیلویه و بویراحمد و خوزستان است.
در یک نگاه اجمالی از مجموع ۲۶ اثر ثبت جهانی شده ایران در زمره میراث ملموس جهانی یونسکو ۱۰ اثر آن در جغرافیای غربی کشور قراردارد یعنی بیشترین آثار ثبت جهانی شده ایران در غرب کشور قرار دارد و کاملاً مشخص است بسیاری از آثار تاریخی و فرهنگی ایران که در این فهرست قرار ندارند ارزشی به مراتب بیشتر از برخی آثار فهرست کنونی دارند؛ نمونه آن حجاریهای طاقبستان است که در اثر بیمهریهای کذایی جایش در فهرست میراث جهانی خالی است.
وقتی صحبت از آثار تاریخی غرب ایران به میان میآید باید سفر خود را از هزارههای دور آغاز کنیم تا به امروز برسیم. اما صد افسوس که به جای بالیدن و فخرفروشی به غنای تاریخی خود بخش بزرگی از هویت تاریخی فرهنگیمان را در گوشهای رها کردهایم و به دنبال نشان دادن تنها بخشهایی از هویت وجودی خود هستیم.
چگونه است سنگنگاره آنوبانینی با بیش از 4هزار و۳۰۰ سال قدمت نمای سنگنگاره داریوش هخامنشی است، اما نه تنها به درستی معرفی نشده است، بلکه از یک محوطهسازی ساده نیز رنج میبرد، یا آنکه کتیبه سارگن دوم آشوری مهجور و درمانده به حال خود رها شده است!
آثار تاریخی غرب ایران را نمیتوان در یک دوره تاریخی خاص دستهبندی کرد. از روزی که پای انسانهای نخستین به این آب و خاک باز شد تا امروز که ما میراثدار گذشتگانیم این داستان ادامه داشته است، اما افسوس که متولیان امر آگاهانه از پرداختن به این واقعیتها عاجزند.
هویت تاریخی تنها بخش کوچکی از جاذبههای گردشگری غرب ایران است.
|