|
در علوم مدیریتی نوین نیروی انسانی از مهمترین عناصر کلیدی توسعه کسب و کارها بر شمرده میشود زیرا در فرایند تولید، نیروی انسانی عامل خلق ایدهها و به کارگیری از منابع فیزیکی است.
از آنجا که رفتار افراد و سازمانها بر یکدیگر اثر میگذارد بیشک در سازمانهایی که برای بهبود عملکرد افراد اقدام میشود، این اثرگذاری ها در جهت افزایش اثربخشی و کارایی فرد و سازمان هدایت میشود و نیز متقابلاً نیروی انسانی کارآمد منجر به افزایش بهرهوری و سودآوری میشود.
در سازمانهای پیشرو با به کاربردن شیوههای مدیریتی مناسب در حوزه منابع انسانی و ترسیم الگوی مشخص برای رفتار افراد در شرایط مختلف بسترهای لازم برای پیشرفت و توسعه سازمان فراهم میگردد و این میسر نخواهد شد مگر با مطالعه منظم رفتار افراد در سازمان و کارآمدتر نمودن افراد در سازمان، زیرا منابع انسانی عامل اصلی خلاقیت، نوآوری، رشد تولید و تعالی سازمانی محسوب می شوند. بنابراین لازم است برای توسعه و حفظ کسب وکار خود به تلاش و همکاری بیوقفه سرمایه های انسانی و همچنین اتخاذ رویکردهای مدیریت رفتار تعالی سازمانی توجه گردد و برای نیروی انسانی خود مجموعهای از قوانین و مقررات که افراد را چه در بهبود عملکرد وظایفشان و چه در زندگی فردی و اجتماعی آنها کمک کند، ترسیم نمایید. در نتیجه با چنین شرایطی افراد ناچارند تلاش نمایند تا با رفتار در چهارچوب قانون و مقررات، نقش مؤثری را در سازمان ایفا کنند.
پس ناگزیر دانش و اطلاعات و یادگیری سازمانی افراد را ارتقا دهید و برای مشارکت نداشتن در فعالیتهای بهبود سازمانی توسط کارکنان شناسایی نشدن دقیق افراد سازمان و حمایت و ایجاد انگیزش در آنها، نبود شرایط لازم جهت گفت وگوی متقابل افراد و سازمان، در دسترس نبودن اطلاعات و دانش مورد نیاز سازمان،آگاه نبودن افراد از خط مشی و راهبرد سازمان، نبود مشارکت فعال در فعالیتهای بهبود سازمانی، نداشتن سیستم بازنگری و بهبود اثربخشی رهبری، نبود سیستم لازم جهت اندازهگیری بازنگری و بهبود نتایج کلیدی، چارهای بیاندیشید.
|