|
دکتر رشید حیدریمقدم، رییس دانشگاه علوم پزشکی ابنسینا استان همدان از جمله دکترهای خاص و اخلاقمدار است. او متخصص فیزیولوژی ورزشی بوده در حال حاضر در آستان 50 سالگی قرار دارد. دکتر حیدری مقدم که به درجه استادی، عضو هیات علمی دانشگاه نیز هست، سابقه حضور در معاونتهای مختلف دانشگاه علوم پزشکی را داشته و ریاست هیات پزشکی ورزشی استان، حضور در فدراسیون پزشکی ورزشی کشور، عضویت در کنفدراسیون پزشکی ورزشی آسیا و.... را در کارنامه خود دارد.
او که به جرات میتوان گفت در رشته تخصصی خود در کشور سرآمد است بیش از 50 مقاله علمی از خود منتشر کرده و این روزها که کرونا همه فعالیتهای جهان را معطوف به خود کرده، سخت درگیر است تا از سلامت مردم استان همدان پاسداری کند. تلاش او، پرسنل دانشگاه و کادر درمان برای مقابله با ویروس کرونا انصافا ستودنی است. یکم شهریور ماه، زادروز حکیم هزارهها، بوعلی سینا و روز همدان به سراغ او رفتیم که ادامه مشروح گفتوگوی وی خواهد آمد.
کمی درباره آخرین وضعیت کرونا در استان همدان و اقداماتی که در این زمینه انجام دادهاید برایمان بگویید.
پیش از هر چیز لازم است توضیح دهم که یکی از اتفاقات خوبی که در استان ما وجود دارد همگرایی بسیار نزدیکی است که بین رسانههای استان در همه ابعادش با حوزه سلامت وجود دارد. این همراهی، همسویی، همدلی و دغدغهمند بودن دوستان رسانهای ما نبود در امر اطلاعرسانی بهویژه ویروس کرونا با مشکل مواجه میشدیم، بهطور کلی در آینده دنیا 2 مقوله پیچیده وجود دارد و ما برای اینکه در دنیا حرفی باید برای گفتن داشته باشیم باید به این 2 موضوع توجه کنیم و در نهایت جنگهای پرهزینه دنیا هم در این 2 موضوع است: 1-جنگ رسانه 2- جنگهای بیولوژیک.
اما درباره ویروس کرونا باید گفت، کرونا یک اتفاق جهانشمول بوده و تمام دنیا را دربرگرفته است و ما هم بهتبع گرفتار شده و روزهای بد و تلخی را در این 6 ماه گذشته تجربه کردهایم. به هرحال عزیزانی از حوزه سلامت را در سراسر کشور و همچنین عزیزانی از جامعه را از دست دادیم که این داغ بزرگی است. این بیماری سبب فرسودگی شغلی دتر بین همکاران من شده و در 6 ماه گذشته بهندرت کسی از کادر درمان توانسته یک روز را در خانه استراحت کند.
در مجموع کرونا زندگی ما را تغییر داده و پس از این ما در حوزههای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، آموزشی، تربیتی و حتی مسائل دینی باید این موضوع را لحاظ کنیم و ادبیات امروز ما دیگر برای فردا پاسخگو نیست. بهعنوان مثال در مسائل تربیتی بسیاری از چالشهایی که در خانواده داشتیم با کرونا بروز پیدا کرد و بخشی از آن را ما نتوانستیم مدیریت کنیم، امیدواریم در دوران پساکرونا که هرچه زودتر اتفاق میافتد، معادلات دنیا شکل دیگری به خود بگیرد.
در استان همدان خوشبختانه تا 15 خردادماه، ما وضعیت قابل قبولی داشتیم. از 15 خرداد تا 20 خردادماه بهدلیل چرخش جمعیتی بسیار زیادی که در استان با گردش درون خانوادگی وجود داشت، روزهای اوج این بیماری از ابتدای تیرماه آغاز شد و ما 40 روز بسیار سخت را در استان گذراندیم که تعداد مریضهای ما از 200 بیمار مشکوک به کرونا و علائم تنفسی به 600 نفر رسید. یکی از دغدغههای مهم ما در این دوران بحث افزایش دستگاههای اکسیژنساز بیمارستانها بود؛ زیرا مهمترین عامل حیات یک کرونایی مسائل تنفسی است. با تلاشهای شبانهروزی همکاران بنده، ما توانستیم پس از 72 ساعت نفسگیر، دستگاه اکسیژنساز جدید بیمارستان سینا را نصب کنیم و خوشبختانه بهموقع به داد ما رسید. 5 مورد دیگر هم آوردیم که اگر خداوند لطف کند و در این وضعیت بمانیم دیگر به دستگاه اکسیژنساز در استان نیاز جدی نداریم. در زمان عادی، بیمارستان سینا 6 تخت ICU داشت و ما 24 تخت دیگر اضافه کردیم و اگر این تختها نبود فوتیهای ما حتماً 30 درصد بالاتر از آمار کنونی بود. 8 عدد آمبولانس را از ابتدای شیوع کرونا وارد ناوگان خودرویی کردیم و اکو سهبعدی ریه را برای بیمارستان قلب گرفتیم. 4 مورد دستگاه سیتیاسکن گرفتیم که 2 مورد آن نصب شده و مابقی نیز درحال آمده شدن است. جلسهای با آقای کولیوند، رئیس اورژانس کشور داشتیم و قرار شد از 3 آمبولانس هوایی(هلیکوپتر) که بهزودی خریداری خواهند کرد، یکی را به استان همدان بدهند. یک تفاهم دیگری هم نوشتهایم که قرار شد 30 عدد موتورلانس برای پیادهراه بوعلی و یا جاهای تنگ به استان اختصاص داده شود و یک اتوبوس آمبولانس هم در آینده نزدیک به همدان داده خواهد شد.
من هر روز حدود ساعت 7 و نیم به محل کار میآیم، تا ساعت 3 سرکار هستم و ساعت 3 تا 4 خانه هستم. بعدازظهرها هم معمولا جلسات کاری دارم. 2 روز در هفته به کلینیک میروم و تا ساعت 10 شب مریض وزیت میکنم، پس از آن هم تلفنهایی که در کلینیک جواب ندادم را جواب میدهم. تقریباً تمام وقتم در خدمت دانشگاه علوم پزشکی و مجموعه بهداشت و درمان است و اگر خداوند کمک کند همه تلاشم را میکنم که خدمتی برای جامعه و مردم انجام دهم. این روزها شرایط کار برای همه همکاران ما در مجموعه دانشگاه علومپزشکی، بسیار دشوار است ولی من مطمئنم تلاش کادر درمان، باقیات صالحاتی است برای همه این عزیزان.
ما سربازانی هستیم که در این مملکت آموزش دیدهایم و باید از تمام ظرفیت خود برای هدیه کردن سلامتی به مردم جامعه کمک بگیریم. ما پیشمرگ سلامت مردم هستیم و باید هر کاری از دستمان برمیآید انجام دهیم، اما خواهشی از مردم بزرگوار استان همدان دارم که این مسأله را در نظر داشته باشند، ما هر کاری از دستمان برآید انجام خواهیم داد اما توجه داشته باشند در استان همدان 3 هزار و 200 تخت بیمارستانی وجود دارد، اگر خدای نکرده اتفاقی برای مردم همدان با 700 هزار جمعیت بیفتد، 95 درصد جمعیت ما بیمار نشوند و تنها 5 درصد بیمار شوند، ما 35 هزار تخت میخواهیم و این نکته بسیار مهم است. خدای نکرده بهسمتی نرویم که امکانات ما پاسخگوی نیازهایمان نباشد. خواهش میکنم در ایام محرم به احترام حضرت اباعبدا...الحسین(ع) کاری نکنیم که موجب تهدید سلامت مردم شود. به این پویش «هر خانه، یک حسینیه» توجه کنیم و تا جایی که امکان دارد در مکانهای روباز مراسم برگزار کنیم. مردم اقلام بهداشتی را نذر کرده و بین مردم توزیع کنند. کسانی که بیماری زمینهای مثل بیماری قلبی، عروقی، فشار خون، دیابت و ... دارند و افراد سن بالا در این ایام بیشتر مراقبت کنند.
آیا کرونا موجب نشده تا از زندگی، همسر و فرزندان خود دور شوید؟
من 2 فرزند دارم و خوشبختانه همسرم هم همکار ماست و شرایط بنده را درک میکند. به هرحال ما برای این روزهای سخت آموزش دیدهایم. من تاکنون در خانه خودم هم قرنطینه هستم. نیازهای اصلی بچهها را تأمین میکنم و در حد توان در خدمتشان هستم. خداوند لطف بزرگی به بنده کرده که خانواده شرایط من را متوجه میشوند. این روزها هر وقت به خانه میروم، لباسهایم را درمیآورم و به اتاق خودم میروم و بهدلیل اینکه ما در معرض خطر کرونا هستیم، سعی میکنم ارتباط زیادی با آنها نداشته باشم. چون به هر حال چه روزهایی که کلینک میروم و چه روزهایی که به دانشگاه میروم با بیماران کرونایی سر و کار دارم و خداوند لطف کرده تاکنون اتفاقی نیفتاده است.
تاکنون تست کرونا دادید؟
بله تا حالا 4 بار تست دادهام. خدا را شکر جواب آن منفی بوده است.
از اینکه کرونا بگیرید نمیترسید؟
واقعاً نه، چون من از 14 سالگی تجربه جنگ را داشتهام. من حس میکنم که اکنون سال 1399 است در سال 1499 از این 7 میلیارد و200 میلیون نفری که در روی زمین زندگی میکنند، استخوان کسی هم وجود نخواهد داشت، همه ما خواهیم مرد. ولی همیشه خودم میگویم خدا کند که آدم شرافتمندانه و با اقتدار در راه مقدسی که تلاش میکند، بمیرد. من فکر میکنم تمام کسانی که در بهداشت و درمان کشور درحال خدمت هستند چه آن بهورزی که در روستاهای دورافتاده است تا فوقتخصصترین همکاران ما، همه درحال جهاد هستند. ترس قدرت تصمیمگیری آدم را از کار میاندازد. من در جلساتی که با همکاران برگزار میکنم، میگویم ما برای این شرایط آموزش دیدهایم، هر چقدر با ترس و ... پیش برویم قدرت تصمیمگیری را از خودمان گرفتهایم. مدیریت در دانشگاه علوم پزشکی کار سختی است؛ مثلاً در دانشگاه بوعلی کار فقط جنبه آموزشی دارد اما در اینجا علاوه بر مباحث آموزشی باید برای مسائل غذا و دارو، بهداشت و نیز درمان مردم برنامه داشت.
گذشته از این باید مسائل اجتماعی و تنشهای رسانهای را بتوانیم مدیریت کنیم و این مسائل به وقت زیادی نیاز دارد. مثلا در همین مدت کرونا، عدد بالایی از همکاران ما به این بیماری مبتلا شدهاند. در برههای بنده با این مسأله مواجه میشوم که مثلاً در یکی از بیمارستانها، بخش عمدهای از کادر درمان درگیر کرونا شدهاند بهطبع باید طوری تدبیر کرد که بدون ایجاد نگرانی آن دوره را پشت سر گذاشت.
استنباط من این است کسی که اینچنین مسئولیتهایی را میپذیرید باید خویشتندار و آرام باشد، معقول فکر کند و تصمیمات احساساتی نگیرد؛ چون پیچیدگیهای این کار خیلی بالاست. یک شب ساعت 12 و نیم به من زنگ زدند که یکی از همکاران ما که کرونا گرفته بود تمام کرده و داریم او را CPR میکنیم، من فکر کردم دارند خودم را CPR میکنند. یک حس عجیب وغریبی پیدا کردم. به بچهها گفتم هر طور شده او را نگه دارید. پس از آن هم یکی از پزشکان شهرمان(دکتر عباسی) که زحمات زیادی هم کشیده است، گفتند خیلی بدحال است من تا ساعت 6 و نیم صبح هر کاری کردم نتوانستم بخوابم. ساعت 7 به بیمارستان آمدم و همکارم را دیدم که شرایطش بهتر شده و دیدم که آن همکار پرستارمان(خانم مشفقی) را با هر مکافاتی بود نگه داشته بودند و خدا را شکر هر 2 نفر کاملاً بهبود پیدا کردند و حالا سر کارشان هستند. من هم با برگشت این 2 همکار عزیزمان حال بهتری پیدا کردم.
گاهی نیز یک تنشهای اجتماعی پیش میآید؛ مثلاً یکی اعلام میکند که من داروی کرونا درست کردهام. تنش بسیار بزرگی ایجاد میکند ما باید وقت و انرژی زیادی بگذاریم و اینها را مدیریت کنیم. دارویی که فرد ادعا میکند برای کرونا ساخته است اصلاً معلوم نیست ترکیبش چیست؟ اصلا صلاحیت تجویزش را ندارد؛ نه صلاحیت درست کردنش و نه مجوزش را!
در کل تجربه سخت و شیرینی است، مثلاً ما برای دستگاه اکسیژنسازی که خراب شده بود، 72 ساعت نخوابیدیم. تمام هیأت رئیسه و معاونان دانشگاه در شرایط بدی بودیم. وقتی دراز میکشیدم، احساس میکردم که دارم خفه میشوم و از خواب میپریدم. خانمم میپرسید که چی شده؟ میگفتم احساس میکنم اکسیژن بدنم کم است، اندازهگیری میکردیم، میدیدیم کافی است. وقتی اکسیژنساز در بیمارستان سینا نصب شد من یک آرامش روانی پیدا کردم، خیالم راحت شد و به خانه رفتم. در 7 سال گذشته من موبایلم را خاموش نکردهام. وقتی رسیدم خانه، دیدم حالم خیلی بد است و اصلاً نمیتوانستم سرپا بایستم. گوشیم را روی سایلنت گذاشتم و به بچهها گفتم که من میخواهم بخوابم، حدود 3 ساعت خوابیدم. وقتی بیدار شدم دیدم خانمم چشمانش قرمز شده، گفتم چی شده، گفت 2 بار آمدم دیدم اصلاً تکان نمیخوری فکر کردم خدای نکردی، مردی! مثل یک فردی که بیهوش شده زیر پایت را تحریک میکردم میدیدم، تکان میخوری خوشحال میشدم که زندهای؛ یعنی این کار سختیهای عجیبی دارد ولی در قبال زحمتی که برای این مملکت کشیده شده ما چندان کاری نمیکنیم. اما خدا را شکر تا حالا توانستیم کارنامه قابل قبولی داشته باشیم. وزیر بهداشت آقای دکتر نمکی نیز بارها گفتند که استان در وضعیت قابل قبولی است. هم معاونان وزیر و هم نمایندگان سازمان بهداشت جهانی این موضوع را تأیید کردند، سازمان بهداشت همدان و اصفهان را فقط بازدید کرده و آنطور که گفتند برخی شاخصهای ما شاخصهای قابل ارائهای حتی در سطح جهانی است.
سازمان جهانی که به همدان آمده بودند از غار علیصدر بازدید کردند، گفته میشود از شرایط و پروتکلهایی که آنجا رعایت میشود را تأیید کردند و همچنین مبلغ خاصی را به همدان برای کارهای درمانی اختصاص دادند، این درست است؟
پایان اردیبهشت و ابتدای خرداد، 4 نفر از رؤسای دانشگاهها را دعوت کرده بودند، در سمنان یک جلسه ویدئو کنفرانس بود که این 4 رئیس دانشگاه باید یک طرحی به نام «هر خانه بهداشت، یک پایگاه سلامت» ارائه میدادند. ما جزو 4 دانشگاه کشور بودیم. رفتیم و طرح را ارائه دادیم. نماینده سازمان بهداشت جهانی هم بود و گفت طرح خوبی بود و شما خوب عمل کردید و من میخواهم به همدان بیایم. پس از آن جلسه ارتباطی را برقرار کردیم و به همدان آمدند و توافقاتی صورت گرفت، اگر آن توافقات محقق شود، حدود 70 میلیارد تومان به ما تجهیزات میدهند.
از غار علیصدر بازدید کاملی شد که خیلی خوب پروتکلها را رعایت کرده بودند و فاصلهگذاریها خیلی خوب رعایت شده بود و من تشکر میکنم. آنچه در بازدید مشاهده شد، همه چیز خیلی خوب و مرتب بود و همه پروتکلهای بهداشتی را هم رعایت کرده بودند.
فکر میکنید اختصاص مبلغ سازمان بهداشت جهانی تا چه بازه زمانی طول بکشد؟
سازمان بهداشت جهانی پروتکل خاصی دارد؛ مثلاً قرار است یک دستگاه CT اسکن به یک بیمارستان کبودراهنگ بدهند. اینها یک چک لیستی دارد، آن چک لیست را پر میکنند. مثلاً مسائل زیست محیطی، کنترل عفونت و عفونتهای بیمارستانی و ... تأیید شود، لیست را میفرستند و تجهیزات را میدهند.
زمان دقیق آن مشخص نیست؟
نه، ولی تقریباً قطعی است به احتمال زیاد تا یکیدو ماه آینده به دستمان برسد.
با توجه به شرایط کنونی آیا امکان پویا بودن گردشگری سلامت هست؟ مثلاً آیا امکان درمان مریضهای کرونایی در همدان وجود دارد؟
مریض کرونایی نه، اصلاً نمیخواهیم چنین کاری را هم بکنیم؛ چون هزینه تمامشده اینها برای ما خیلی بیشتر از منافعش است. به نظر نمیآید درحالحاضر گردشگری سلامت در هیچ کجای دنیا موفق باشد. دلیل این موضوع هم مشخص است؛ چون ما چندان تمایلی به گردش جمعیتی نداریم. درحالحاضر حتی تمایلی برای جابهجایی مریض بین شهرستانها هم نداریم؛ زیرا همین چرخش جمعیتی میتواند چندین نفر را در مسیر آلوده بکند. تلاش داریم بیمارستانهایمان را تقویت کنیم و چرخش جمعیتی را کم کنیم.
میگویند پزشکان آدمهای پولداری هستند، آیا واقعاً اینطور است؟
اگر آمار و ارقامی نسبت به جامعه بگوییم به نظر من اینگونه نیست و پزشکهایی که وضع خوبی دارند، تعدادشان زیاد نیست. مثلاً شما استان همدان را در نظر بگیرید، 4 هزار نفر پزشک در همدان داریم از اینها کمتر از ده درصدشان وضعیت مالی متوسط به بالایی دارند. شما حتما به این مسأله توجه کنید که هیچ شغلی آنقدر وقت و انرژی نمیگیرد و این کار استرس فراوانی دارد. مطمئناً هیچ پزشکی که مریضی را جراحی میکند آن شب درست نمیخوابد، چون دغدغه این را دارد که عارضه و مشکلی پیدا نکند، اگر کسی به کار پزشکی اعتقاد قلبی نداشته باشد و از آن لذت نبرد شغل زجرآوری است.
شما جزو قشر پولدار هستید یا قشر متوسط؟
من جزو قشر متوسط جامعه هستم. هیچوقت از خدا آرزوی مادی نداشتم ولی در زندگیم، در حد نیازم همه چیز دارم.
بهعنوان یک پزشک در اوقات فراغت چهکار میکنید؟
سه چیز برای من در اولویت است. ابتدا خانوادهام، سپس ورزش و مطالعه. این 3 تا اولویت استراتژیک زندگی من هستند و سعی میکنم برای این 3 اولویت وقت کم نگذارم. برای خانوادهام سعی میکنم وقت کم نگذارم. ورزش هم که نیاز فیزیولوژیک است و حتی در این ایام کرونا هم مطالعه میکنم. من مسائل اجتماعی را بیشتر دوست دارم و حوزه مطالعاتم در این زمینه است.
فرصت فیلم دیدن دارید؟
سریالهای شبکه خانگی را میبینم. کسانی که کار اجرایی میکنند، فشار کار زیاد و برنامه است که معمولا افراد به سلامت خود توجهی نمیکنند! اگر مدیری در هفته 3 روز ورزش نکند واقعاً مدیریت بلد نیست! چرا؟ چون شما اگر میخواهید منشأ خدمت باشید، مثلا یک امدادگر وقتی میخواهد جان یک نفر را نجات دهد، باید ابتدا خودش سالم باشد و اگر غیر از این باشد مفهومی ندارد. به نظر من بهعنوان یک نیاز فیزیولوژیک روزی نیم ساعت تا 45 دقیقه باید ورزش کنیم و پس از خدا و خانواده، زندگی من مدیون ورزش است. من پرتاب نیزه کار میکنم و هنوز رکود پرتاب دانشگاه در دست من است.
ما در بین کادر درمان استان همدان مورد فوتی داشتیم؟
نه خدا را شکر!
آینده کرونا را چگونه میبینید؟
پرسش سختی است و فکر نمیکنم کسی بتواند جوابی بدهد ولی با اینکه 140 پروژه واکسن در جهان درحال اجراست، 6 تای آن تقریباً نهایی شده، به نظر میآید این بحث واکسنها قطعی شود حداکثر تا پایان سال از آن پیک خطرناک عبور کنیم.
به نظر شما ما در پاییز پیک خطرناکی داریم؟
آنفلوآنزای فصلی در پاییز اجتنابناپذیر است. آنفولانزا سنین پایین را درگیر میکند ولی کرونا سنین بالا را، ترکیب این 2 بسیار خطرناک است اما آرزوی من این است که این اتفاق نیفتد.
اما هیچکس نمیتواند درباره این ویروس اظهارنظر کند و هرچه هست مقالهای است. مثلاً در مقاله گفته شده گرما میتواند تأثیرگذار باشد و دیدیم نیست یا گفتیم کسی که تب و سرفه و تنگی نفس داشته باشد کرونا دارد ولی ما اکنون مریضهایی داریم که هیچ یک از اینها را ندارد؛ یعنی جزو معیارهای ما نیست ولی در مجموع اگر این شرایطی که حالا داریم و اگر در بحث محرم اتفاق گستردهای نیفتد و با تعداد بیمار کمی وارد پاییز شویم شاید بتوانیم کنترل بکنیم. نکته دیگر این است که در زمستان تردد و مسافرتها کمتر است و این هم میتواند بخشی از مشکل ما را حل بکند.
|