ttttt1405-05-231405-06-02bool(false) 1405-05-231405-06-02bool(false) پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
تاریخ چاپ : دوشنبه ، 2 شهريور 1405

کد خبر : 110072
 
به تنبل بگو کار، نصیحت بشنو
تاریخ خبر : 1399-04-21
نویسنده : ابوعطا
     
   
     
متن خبر :



 جدیداً مد شده که هر فردی به پول‌وپله رسیده حتماً باید به تلویزیون بیاید و با بیان خاطراتی از دوران سماق مکیدن و پیاز سق زدن خود به همگان اثبات کند که مسیر دستیابی به موفقیت از تلاش و بارکشی (اصطلاح مؤدبانه همون که می‌دونید) شبانه‌روز می‌گذرد، بعد هم یکی ‌دو بیتی شعر آبکی تحویل ملت ‌دهد که «تا خر نشوی کوچه و بازار نگردی هرگز نشوی اسب بیابان حقیقت» حالا به ما چه اصلاً، به‌هرحال حتماً کسانی هم وجود دارند که بدون بهره‌مندی از جیب پدر و پدربزرگ و صندوق ذخیره ملی به آلاف و اولوف رسیده‌اند.
از آن طرف تمام کسانی هم که در گرداب فقر دست‌وپا می‌زنند اصرار دارند به شما اثبات کنند که روزی برو و بیایی داشته‌اند و روی سبیل شاه نقاره می‌زده‌اند، اما تعدادی افراد نامرد از عوامل فراماسونری جهانی تصمیم گرفته‌اند آن‌ها را به سبب خدماتی که به ملت می‌کرده‌اند کنار بگذارند، در ادامه حتماً به جمله‌ای از پروفسور حسابی یا سمیعی یا کاپیتان شهبازی هم اشاره خواهند کرد که «خاورمیانه جایی است که اگر بخواهی خانه خودت را آباد کنی باید خانه ملت را بر سرشان خراب کنی»، در ادامه این دیالوگ احتمالاً با گفتن مصرعی شبیه به این «فلک به مردم نادان دهد زمام کار» حسابی دل شما را می‌سوزانند و در پایان هم جمله «از اسب افتادیم از اصل نیفتادیم» بهترین و زیباترین پایان‌بندی برای چنین خطابه جان‌سوزی است.
یک سری افراد هم وجود دارند که چون اعتقاد دارند «کار خودشونه» و «جهان توسط سه چهار نفر اداره می‌شود» منتظر نشسته‌اند که «خودشان» یعنی همان «اربابان جهان» پی به مغز شیطانی و مخوف آنها برده و دعوت‌نامه بنویسند و جنابشان را به‌عنوان تحلیلگر ارشد مدل‌های سیستم اداره جهان استخدام کنند.
درهرصورت من نمی‌دانم چه اصراری وجود دارد که همه ما ایرانی‌ها باید ثابت کنیم یا اجدادمان خان و خان‌زاده بوده‌اند یا خودمان هستیم، برادر من، خواهر من، خوب کمی عادی بودن هم بد نیست، اصلاً بیایید همه با هم آدم‌های معمولی باشیم که همان کارهای به‌ظاهر کوچکی که در دست داریم را درست انجام می‌دهند.
الان طرف برداشته 10 سال تحقیق کرده و کتابی نوشته که ثابت کند «فقر سبب کاهش پهنای باند ذهن و اشتباهات مستمر فقرا می‌شود» خوب که چی؟ یعنی شما از آن مسئول اقتصادی ما که آخرین کتابی که خوانده «کدو قلقله زن» و آخرین شعری که حفظ کرده «تک تکِ اردک» بوده انتظار داری بیاید این چرت‌وپرت‌های تو را بخواند؟ مثلاً می‌خواهی ثابت کنی که آموزش فنی و حرفه‌ای و تمام برنامه‌ریزی‌های عدالت اجتماعی غلط است و به‌جای آن باید با دادن پول بلاعوض، ابتدا ذهن طرف را باز کنند و بعد او را ارتقا دهند؟ زحمت کشیدی جناب نویسنده! خوب اگر ما این‌قدر پول داشتیم که می‌دادیم به فقرا و ولشان می‌کردیم بدون هیچ برنامه توانمندسازی و مصیبت دیگری برای خودشان زندگی کنند.
و اما بعد... نه دیگه، اما بعدی نداریم، فقط همین‌طوری خواستم با این اصطلاح گوگولی «و اما بعد» حالی کنیم، خلاص، تجمع نفرمایید، بروید سرکار و زندگی‌ خودتان.

 
 
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.