ttttt پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
تاریخ چاپ : جمعه ، 16 مرداد 1405

کد خبر : 126799
 
بازخوانی سینمای دفاع مقدس در 4دهه متفاوت
تاریخ خبر : 1401-07-02
     
 
 
     
متن خبر :


 گونه دفاع مقدس، تنها گونه غیروارداتی سینمای کشور است؛ گونه‌ای به طور کامل وطنی که فراز و نشیب‌های بسیاری را به خود دیده است. هر چند که سیاست خاصی در پیدایش آن دخیل نبوده اما در ادامه، برخی کارشکنی‌ها در لوای حمایت از این گونه، سبب مظلومیت آن شد.

سینمای دفاع مقدس، در ابتدای دهه ۶۰، یک گونه (ژانر) سینمایی مستقل نبود. بیشتر مکانی برای فیلم سازانی بود که دغدغه اجتماع داشتند. در آن سال‌ ها، سینمای ایران پذیرای دو دسته فیلمساز بود: یک دسته، کسانی که از سینمای قبل از انقلاب آمده بودند و می‌خواستند به واسطه ساخت آثاری با محوریت جنگ، تطهیر شده و به دامن فیلم‌سازی در نظام جدید ایران بازگردند و دسته دوم، جوانان خلاقی که تازه به ناوگان سینمایی کشور افزوده شده بود.

بدنه فیلم‌سازان سینمای ایران در دهه ۶۰، خارج از این دو دسته نبود. به همین دلیل جنگ، وجه غالب سینمای ما مخصوصاً در نیمه نخست دهه ۶۰ است. نمی توان از نص صریح اجتماع دهه ۶۰ سخن گفت و ردپای جنگ و کشتار را در آن لحاظ نکرد. به همین دلیل، سینمای اجتماعی آن سال‌ها که بعدا به سینمای دفاع مقدس معروف شد، پذیرای حجم قابل توجهی از آثاری با محوریت جنگ تحمیلی بود. همین اتفاق سبب شد تا دهه ۶۰ تا به امروز، بیشترین کمیت‌ را در سال‌های سینمای دفاع مقدس داشته باشد.

 نیمه دوم دهه ۶۰ و جدا شدن سره از ناسره
در نیمه دوم دهه ۶۰، ورق به شکل نامحسوسی برگشت. کشور در مسیر آبادانی قرار گرفت و سینمای ایران به واسطه چند حضور بین‌المللی، توانست تقسیم‌بندی‌هایی در حوزه گونه (ژانر)های سینمایی داشته باشد؛ همان اتفاقی که بعدا به سینمای گلخانه‌ای تعبیر شد.

دفاع مقدس و کودک؛ دو ژانر مورد علاقه کارگردانانی بود که می‌خواستند در سینمای اجتماعی فعالیت کنند اما نمی‌توانستند به آن چیزی که می‌خواهند، برسند.

 به همین دلیل است که در نیمه دوم دهه ۶۰ و تا حدودی در نیمه نخست دهه ۷۰، شاهد درخشان‌ترین آثار حوزه سینمای کودک هستیم. برخی کارگردان هایی در آن سال‌ها کار کودک انجام دادند که دیگر تا به امروز هرگز به سمت آن نرفتند.

اما قدر مسلم آن که در نیمه دوم دهه ۶۰، بیشترین کارگردانانی که به سینمای دفاع مقدس وفادار ماندند، همان نسل جدیدی بودند که در هیاهوی پس از انقلاب، به ناوگان سینمایی کشور افزوده شدند.در نوک پیکان چنین جریانی، رسول ملاقلی‌پور و ابراهیم حاتمی‌کیا بودند.

 دهه ۷۰ و زدودن نگاه سنتی از سینمای جنگ
در دهه ۷۰، فضا برای کار در سینما بازتر می‌شود. گونه‌ها با تعدد آثار همراه می‌شوند و حتی گونه اکشن که در دهه ۶۰ و حتی امروز، حلقه مفقوده سینمای ملی بود و هست، با کثرت آثار همراه شده و مردم هم استقبال خوبی از این گونه به عمل آورند. این اتفاق در نیمه نخست دهه ۷۰، نمود بیشتری دارد. البته سینمای دفاع مقدس در این نیمه، بیشتر در همان مسیر روایت‌گری دهه ۶۰ قرار دارد.

این اتفاق در نیمه دوم دهه ۷۰ رخ می‌دهد. پیش‌قراول چنین جریانی هم ابراهیم حاتمی‌کیا و آژانس شیشه‌ای او است.

در فصل رویش ملودرام‌ها و حتی کمدی‌های ایرانی که با استقبال بسیار خوب مخاطبان مواجه می‌شد، سینمای دفاع مقدس، در تنش با بیان برخی صراحت‌ها، نمایندگان بسیاری را از دست داد تا این گونه پس از یک دوره شکوهمند، در نیمه دوم دهه ۷۰، به تولیدات حداقلی برسد که بسیاری از آن تولیدات نیز نمی‌توانستند جریان خاصی را به هنگام نمایش و ثبت در تاریخ بیافرینند.

 آغاز کمرنگ شدن سینمای جنگ در دهه ۸۰
در دهه ۸۰، رقابت سینماگران میان دو گونه ملودرام و کمدی درگرفت. در این دهه، کمدی‌های نازل، با شدت هر چه بیشتر تولید شده و به گیشه‌های پررونق سینما تبدیل شدند.

درگذشت ملاقلی‌پور در اسفند ۸۵، سینمای دفاع مقدس را با سکته ناقصی مواجه کرد. تا آن سال، سینمای دفاع مقدس، دو نماینده بزرگ داشت که حالا اصلی‌ترین آنها فوت می‌کند.

رجحان نگاه کمال‌گرایانه ملاقلی‌پور به نسبت حاتمی‌کیا در این بود که جناح مقابل نیز به فیلم‌های او توجه داشتند. جریان خاصی نتوانست ملاقلی‌پور را به نفع خود مصادره کند و همین، سبب شد تا فیلم‌های او مقبولیت خاصی میان دو جناح سیاسی پیدا کند.  این اتفاق حتی تا امروز برای حاتمی‌کیا رخ نداده است. فارغ از این دو فیلمساز، کمتر فیلمسازی را سراغ داریم که تا نیمه دهه ۸۰، دغدغه دفاع مقدس را داشته باشد.

وضعیت سینمای دفاع مقدس در یک دگردیسی آشکار، از تلالو دهه ۶۰ خود به یک ناکامی و انزوای بزرگ در پایان دهه ۸۰ رسید که حتی نگاه حمایت‌گرانه جشنواره‌هایی هم‌چون فجر نیز نتوانست استقبال ذائقه عمومی را برای این آثار به ارمغان بیاورد.

 تعبیر وارونه یک رویا در دهه ۹۰
در دهه ۹۰، شکل معادله به کلی تغییر پیدا کرد. نظام سرمایه‌داری در سینما به سمت بخش خصوصی متمایل شد و سرمایه‌های بسیاری از این بخش به سینما تزریق شد که البته اعتقاد یا توجهی به سینمای دفاع مقدس نداشتند. عمده این سرمایه‌ها در خدمت ملودرام‌ها و کمدی‌هایی بود که یا ساختار جهانی شدن داشتند و یا سود خوبی را در گیشه و البته پشت‌صحنه تولید، برای صاحبان آن به همراه می‌آوردند.

در همین کش‌وقوس، سینمای دفاع مقدس، یک زیرشاخه مفهومی به نام سینمای مقاومت به خود دید. سینمای مقاومت هر چه که نداشت، سبب رونق حداقلی بیان ارزشی در سینمای این دهه شد. گونه دفاع مقدس که دیگر واقعا به فراموشی سپرده شده بود و گاهی در جشنواره فیلم فجر نیز حتی یک نماینده هم به خود نمی‌دید، با این نگاه، به تولید چند فیلم در سال رسید.

البته باید به این نکته مهم اشاره داشت که سینمای دفاع مقدس امروز، همچنان در وضعیت انزوای عجیب خود قرار دارد. متأسفانه حامیان این سینما و به ویژه سازندگان این گونه آثار، نتوانستند از پس خط‌کشی‌های مرسوم حزبی خارج شوند و عموم این آثار در یک نگاه سیاسی خلاصه شده که طرفداران خاص خود را دارند. بسیاری از فیلم‌های دفاع مقدس امروز که متعلق به سینمای مقاومت هستند، با نقد طرف سیاسی مقابل مواجه شده و برچسب سفارشی‌سازی بر پیشانی تمامی این فیلم‌ها نقش بسته است.

جریان سینوسی سینمای دفاع مقدس در 4دهه نخست حیات خود، چندان با سیاست پیش نرفت. در تمام این سال‌ها، برخی نگاه‌های به اصطلاح حمایت‌گرانه، سبب تخریب این سینما و موضع‌گیری جریان مقابل شد.

در تمام این سال‌ها، افق دیگر گونه‌ها با ارتقای مفهومی همراه بود اما سینمای دفاع مقدس با همان شکل ابتدایی، مدیریت و حمایت شد؛ از پخش چندین‌باره تلویزیونی آثار تا جوایزی که به شکلی سفارشی به آنها تعلق گرفت و البته اظهار نگرانی‌هایی که همواره از کاهش تولیدات این گونه بر زبان مسئولان جاری می‌شد. دوقطبی شدن یک دهه اخیر سینمای ایران، میان کمدی و ملودرام و سهم سینمای دفاع مقدس در این بازی، زمان مرده اکران شد و البته همان برچسب‌های همیشگی نظیر سینمای نفتی، سینمای دولتی و . . .

 حرکت به سوی کمال
درست در نقطه‌ای که گمان می‌شد، تنها گونه وطنی سینمای کشور، به آخر خط رسیده و باید از این پس، تنها شاهد تکرار مکررات باشیم، موقعیت مهدی ظهور کرد؛ فیلمی که روایت یک پوست‌اندازی کمال‌گرایانه در آغاز پنجمین دهه حیات این گونه محسوب می‌شد. فیلمی که نقاط عطف جریان‌سازی دهه‌های قبل سینمای جنگ را به صورت توأمان در خود می‌دید؛ هم نتیجه قیامی خودجوش در روزگار سونامی ملودرام و کمدی بود و هم از سینمای مقاومت سخن می‌گفت. اتفاقی که حالا می‌توان از آن به عنوان حیات نوین سینمای جنگ در آغاز پنجمین دهه حیات خود تفسیر شود.

 

 
 
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.