|
خشت اول حکومتداری در هر کشور بر اساس عرفهای فرهنگی و مذهبی پایهگذاری میشود و سردمداران منتخب در آن کشور درچهارچوب قوانین مدونی که مورد تأیید حقوقدانان و نخبگان و فعالان مدنی جامعه خودی میباشد، به اداره کشور میپردازند.
جامعه طبقاتی متشکل از قشرهای گوناگون مردم از قومیتها و مذاهب گوناگون با افکار و ایدهها سطح توان مالی مختلف هستند که ممکن است به لحاظ گرایشهای سیاسی و متأثر از آداب و سنتهای فرهنگی، دایم باهم در تضاد باشند که متعادلسازی آن کار حکومتداری را مشکل میسازد. جامعه همچنین در تلاش برای تامین معاش و ثبات حیات خویش، هریک در حوزههای بهشدت متفاوت علمی، فرهنگی، نظامی، فرهنگ و هنر، صنعت، پزشکی و فعالیتهای خدماتی، همواره باهم در رقابت و برخورد هستند که باز هم بر عهده حکومت است تا با ایجاد یک هارمونی منظم و پویا، حوزههای گوناگون اجتماعی را با هم همسو و همگرا سازد تا مگر حرکت و حیات جامعه معنا پیدا کند.
در کنار تمامهارمونیهای خوش آهنگ اجتماعی، تک صداهای هنجارشکن و مفسدهجویی نیز وجود دارد که گرد بادهای مسموم آن نظم و امنیت جامعه را نشانه میرود و این شاخکهای حساس دستگاه امنیتی حکومت است که چنانچه در مقابل چنین بادهای هرزه تحریک نشود و به موقع چرخهای ویرانگر ارابههای هنجارشکن را از کار نیاندازد، نه تنها جامعه مردم، بلکه خود بدنه حکومت نیز آسیب خواهد دید.
حال چنین جامعه هزار حنجره و هزار صدا با هزاران ایده و تصورات ایجاد شده در اذهان خود، با تمام حواس ششگانه متوجه حکومت هستند تا هر یک بهنوعی حکومت را قضاوت کنند و مطالبات خویش درگرو عملکرد و خروجی حکومت داری آن قرار دهند. غیرقابل انکار است که هنجارها و ناهنجارهای تنیده برهم در جامعه نتیجه تفکر و تصمیم سازیهای دولتها است و از غفلتها و سهلانگاریها است که نابرابریها در یک جامعه تبدیل به کلاف سردر گم میشود و کار گشودنش به مشکل بر میخورد .
اکنون و در برهه کنونی از تاریخ جامعه ایرانی، به نظر میآید بیشترین تلاش دولت متوجه انجام طرحهای بزرگ زیربنایی است، عمده این طرحها در حوزه هوا فضا، نفت و گاز، جادههای پهن زمینی و تسهیلات دفاعی است و جالب است بدانیم چنین برنامهریزیهای زیربنایی و زیر ساختی در هر جامعه و بین مردم، بیشتر از اینکه بچشم قشرهای عمده و اکثریت مردم عادی بیاید، فقط نظر خواص و قشر قلیل حوزههای علمی و تخصصی را جلب میکند.
دیگر اینکه دولت فعلی، بدون اینکه پروژه جدید و خارج از اولویتی را برای اجرا و سرمایهگذاری بپذیرد، منابع خود را معطوف به اتمام پروژههای ناتمام و طرحهای تولیدی تعطیل شده و ورشکسته ساخته است که بازهم چنین اهتمام نظرها فقط توجه فعالان عرصههای مخصوص به خود، نظیر کارکنان و کارگران واحدهای تولیدی تعطیل شده و معطل را جلب خواهد ساخت و طیفهای فراگیری را شامل نخواهد شد. اما نکته مشترک و معضل دامنگیر تمام قشرهای جامعه همانا موضوع گرانی و نوسان قیمت کالاهای ضروری است که در شرایط فعلی چون اتفاق خاصی برای جلب توجه و رضایت چنین قشرهای فراگیری نیافتاده است و از این جهت که اغلب قشرهای مردم بطور روزانه حین تهیه مایحتاج خود با قیمتهای گران و خارج از توان خود مواجهه هستند، سایر تحولات اجتماعی و اقتصادی را از همین دریچه میبینند و قضاوت میکنند.
در واقع مردم در برابر اخبار مختلف پیرامون سیر مثبت تحولات اقتصادی، انتظار دارند نتیجه و خروجی چنین اقدامات و چارهجویی دولت برای بهبود شرایط اقتصادی را در خریدهای روزانه خود لمس کنند، غافل از اینکه شاید طلیعه بسیاری از کاهش قیمتها و بهبود شرایط، کمی دیرتر به جویبارهای دورتر و باریکتر برسد!.
باری به هر جهت، امروز شرایط به گونهای رقم میخورد که هر کس و هر قشری از جامعه ما به اقتضای حال و روز و حوزه کار و فعالیت و وظیفه خویش و همچنین به تناسب توانایی مالی و موجودی جیبی که برخوردار میباشد، طرز فکر و قضاوت مخصوص بخود را پیرامون عملکرد دولت دارد. هر کس همسو با انتظار خود و حوزه تولید ذهنی و هنری و فنی خود انتظاراتی از مسئولان مربوطه دارد و خلاصه اینکه، هرکسی از ظن خود شد یار من، از درون من نجست اسرار من.!
|