ttttt پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
تاریخ چاپ : جمعه ، 23 مرداد 1405

کد خبر : 107034
 
دوستت دارم تا هر زمان دیگر
تاریخ خبر : 1398-12-28
نویسنده : مهدی ناصرنژاد
     
   
     
متن خبر :



 کرونایی آمد و شاید تمام معیارهای زندگی و روابط و قرارومدارهای اجتماعی در روی کره خاکی را به‌هم ریخت. تا پیش از این کار دنیا به هر طریقی که در دادوستدها و شیوه‌های زندگی و ایده‌های شخصی شکل گرفته بود، پیش می‌رفت و هرکس به کاری دست می‌زد که فکر می‌کرد درست است و باید انجام دهد؛ اما درحال‌حاضر که حدود 3 ماه از «پاندمی» کرونا در جهان می‌گذرد. می‌بینیم که چیزی سر جای خود باقی نمانده و همه عوض شده است؛ هواپیماها در هر کجای دنیا سر جای خود میخکوب و زمین‌گیر شده‌اند، سوت داورها در تمام رقابت‌های ورزشی از صدا افتاده است و جاده‌ها خلوت‌تر از همیشه در انتظار مسافری هستند!
کرونا شاید آمده است تا سرآغاز بدعتی تازه در تمام سازوکارهای فعالیت و زندگی انسان‌ها باشد و در این شروع تازه چه بسی مفهوم دلبستگی‌ها و تعلقات انسانی و خلاصه این عشق و مهربانی هم تغییر کند و در مسیرهای دیگری قرار بگیرد! فعلاً کرونا با 2 دسته از آدم‌ها کار دارد؛ یکی آنان که هدف آماج این ویروس واقع می‌شوند و به بیماری دچار می‌گردند و یکی هم آنان که بیشتر از ظرفیت‌های حرفه‌ای خویش به کار درمان قربانیان کرونا اشتغال دارند و بهای سنگینی هم از خود می‌پردازند. حالا بماند حرف‌وحدیث‌های فراوان درباره آن دسته‌ای که در زمره هیچ دسته و گروهی نیستند و همیشه در کمین نشسته‌اند تا بلکه حادثه‌ای پیش آید و بتوانند موج‌سواری کنند. اینان دسته‌ای هستند که هرگز از کار و اندیشه خود عقب‌نشینی نکرده و لحظه‌ای از اعمال کثیف خود توبه می‌کنند که دیگر مرده باشند و نامی و اثری از آنان باقی نمانده باشد!
کرونا به گونه دیگری هم عمل می‌کند و با ترسی که به جان‌ها انداخته است، می‌رود تا زمینه‌ساز خیلی رفتارهای جدید و ادبیات نوظهور در نوع تعامل بین افراد دور و نزدیک بهم باشد و اگرچه ممکن است چنین دگردیسی‌های اخلاقی زمان بیشتری ببرد اما آن اتفاقی که به واسطه کرونا باید بیفتد، می‌افتد و هیچ کارش هم نمی‌توان کرد!
چند روز پیش برای تهیه مایحتاج روزانه خانواده به مغازه محل مراجعه کرده بودم. مغازه‌دار آداب‌دان محل برای رعایت اصول بهداشتی در ارتباط با کرونا، اصرار داشت تا از مشتریان خود به جای وجه نقد، کارت بانکی بگیرد. یکی از مشتریان محترم که به نظر می‌آمد اهل محل هم نباشد، یک قطعه اسکناس ارائه داد و گفت کارت ندارد. مغازه‌دار به همین منظور یک وسیله انبر مانند کنار گذاشته بود و وجوه نقدی را به وسیله آن انبر از مشتریان دریافت می‌کرد و همین شیوه به آن آقای غریبه برخورد و پرخاشگرانه خروشید که «مگر من کرونا دارم؟!» و آقای مغازه‌دار با همان متانت پاسخ داد: «خیر آقای محترم، بنده کرونا دارم و نمی‌خواهم دیگران مبتلا شوند!».
این ترس از کرونا و یا رعایت اصول بهداشتی در مراوده‌های دوستانه، در فعالیت‌های معمول ادارات و حتی در بین خانواده و فامیل قطعاً باعث برخی سوء تفاهم‌ها نیز خواهد شد و خدای ناکرده به نقطه‌ای از دلخوری برسد که گفته‌اند «شیشه بشکسته را پیوند کردن مشکل است».
هیچ چاره‌ای هم نیست، کرونا با توپ بسیار پر آمده است. حالا این ویروس کرونا جنگ، تروریسم میکروبی است یا یک اتفاق و جهش ویروسی، به عهده پزشکان و دانشمندان است که بگویند و شفاف‌نمایی کنند، اما ما می‌گوییم حقیقت زندگی انسان از همان نقطه زاده شدن تا آخرین مرحله آموختن و به کار بستن در زندگی و نهایت مردن است، ولیکن زندگی را عواطف انسانی و زشت و زیبایی آن شکل می‌دهد و نوع احساس و برداشت انسان از طرز بیان عواطف دیگران است که شدت و ضعف دوستی‌ها و دلبستگی‌ها در همه قشر و گروه و نسبت‌ها را تعیین می‌کند.
این آخرین یادداشت من برای روزنامه «همدان‌پیام» در سال 1398 بود. معلوم نیست کرونا برایم فرصتی دیگر بگذارد یا نه! اما به همه همشهریان و علاقه‌مندان و دوستان که یادداشت‌های مرا مطالعه می‌کنند، می‌گویم: «دوستت دارم تا هر زمان دیگر».

 
 
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.