|
در میان خبرنگارانی که بخشی از تاریخ رسانهای همدان را ثبت کردهاند، عکاسانی هستند که روایتشان نه با واژه، که با نور و تصویر شکل گرفته است؛ آدمهایی که پیش از آنکه خبر را بنویسند، آن را میبینند و پیش از آنکه تصویری ثبت کنند، لحظهای را انتخاب میکنند که شاید دیگر هرگز تکرار نشود.
وحید سهرابی یکی از همین چهرهها بود؛ عکاس جوانی که عمر حرفهایاش کوتاه بود، اما قابهایی که از زندگی، طبیعت و آدمها به یادگار گذاشت، نشان میدهد برای ماندگار شدن همیشه به سالهای طولانی نیاز نیست.
سهرابی هشتم اردیبهشت ۱۳۶۸ در همدان متولد شد و از سال ۱۳۸۷، فعالیت جدی خود را در عرصه عکاسی با عضویت در خانه عکاسان حوزه هنری استان همدان آغاز کرد. خیلی زود دوربین برای او تنها یک ابزار نبود؛ تبدیل شد به زبان شخصیاش برای دیدن جهان، زبانی که در آن میشد چیزی فراتر از یک اتفاق روزمره را روایت کرد.
مسیر حرفهای او بعدها به دفتر منطقهای خبرگزاری ایسنا در همدان و روزنامه همدانپیام رسید و از سال ۱۳۹۰ نیز برای دو سال در دفتر مرکزی ایسنا در تهران به فعالیت پرداخت. حضور او در فضای رسانهای، تجربه عکاسی خبری را با نگاه تجربی و خلاقانهای همراه کرد که در آثارش نیز قابل مشاهده بود.
سهرابی در سال ۱۳۸۹ موفق شد عنوان عکاس برگزیده بخش جوان، زیر ۲۵ سال، جشنواره تصویر سال را به دست آورد؛ موفقیتی که برای یک عکاس جوان، نشانهای از استعداد و مسیری بود که میتوانست در سالهای بعد گستردهتر شود.
اما آنچه وحید سهرابی را از یک عکاس صرفا خبری جدا میکرد، نگاه متفاوت او به تصویر بود. در روایتهایی که دوستان و خانوادهاش پس از درگذشت او از شیوه کارش بیان کردند، از علاقهاش به عکاسی خلاقانه و صحنهآراییشده، استفاده متفاوت از فضا و وسواسش در انتخاب و انتشار آثار سخن گفته شد.
او به هر تصویری رضایت نمیداد. برای انتخاب و انتشار عکسهایش وسواس داشت و ترجیح میداد تنها گزیدهای از آثارش را در معرض دید قرار دهد. شاید همین حساسیت بود که باعث میشد عکس برای او صرفا ثبت یک لحظه نباشد؛ هر قاب باید حرفی برای گفتن داشته باشد.
در نگاه او، طبیعت نیز مرز مشخصی نداشت. از فضاهای طبیعی به گونهای استفاده میکرد که مفهوم بینهایت در تصویر شکل بگیرد. طبیعت در عکسهایش فقط پسزمینه نبود؛ بخشی از روایت بود، گاهی وسیع، گاهی رازآلود و گاه چنان گسترده که مخاطب را از قاب فراتر میبرد.
وحید سهرابی در سالهای فعالیت خود، عکاسی مستند را نیز جدی دنبال کرد و بخشی از آثارش به ثبت فضاهایی اختصاص یافت که نگاه شخصی او را به جهان نشان میداد. بعدها مجموعهای از عکسهایش با عنوان «جزیره» به نمایش درآمد؛ مجموعهای که حاصل علاقه او به هرمز و نگاه متفاوتش به طبیعت و زندگی در این جزیره بود.
اما چهارشنبه دهم خرداد ۱۳۹۶، این مسیر ناگهان متوقف شد. حادثهای در همدان، فرصت ادامه دادن را از عکاسی گرفت که هنوز در ابتدای راه بود. وحید سهرابی در ۲۹ سالگی از میان جامعه رسانه و هنر همدان رفت و دوربینش، پیش از آنکه بسیاری از قابهایش را ثبت کند، خاموش شد.
چند ماه پس از درگذشت او، دوستان و همکارانش برای زنده نگه داشتن یادش، مجموعهای از عکسهای او را در نگارخانه تابستان خانه هنرمندان ایران به نمایش گذاشتند. این نمایشگاه تنها نمایش چند تصویر نبود؛ بازگشت دوباره نام یک عکاس جوان به میان مخاطبانی بود که میتوانستند جهان را از دریچه نگاه او ببینند.
در میان آثار بهجامانده از سهرابی، تصاویری از طبیعت جزیره هرمز، خیابانهای بارانخورده تهران، تابلوها و خاطرههای فراموششده و قابهایی از زندگی دیده میشود؛ تصاویری که هر کدام بخشی از جهان شخصی او را با خود حمل میکنند.
برای خانواده بزرگ همدانپیام، نام وحید سهرابی تنها نام یک عکاس جوان در آرشیو نیست. بخشی از سالهای جوانی رسانهای همدان در قابهای او ثبت شده است؛ قابهایی که امروز بیش از هر زمان دیگری ارزش پیدا کردهاند، چون صاحب دوربین دیگر پشت آن نایستاده است.
وحید سهرابی از آن نسل جوانی بود که هنوز فرصت زیادی برای تجربه، آموختن و ساختن داشت. رفتنش یادآور حقیقت تلخ حرفه رسانه است؛ اینکه گاهی یک خبرنگار یا عکاس، پیش از آنکه به همه آنچه در ذهن و دوربینش دارد فرصت دهد، از قاب زندگی خارج میشود.
با این حال، عکس میماند.
نور میماند.
لحظهای که او دیده و ثبت کرده است، میماند.
و شاید ماندگارترین بخش زندگی یک عکاس همین باشد؛ اینکه روزی خودش در میان قابها نباشد، اما نگاهش همچنان از پشت عکسها به مخاطب خیره شود.
وحید سهرابی؛ عکاسی که زود رفت، اما نگاهش در قابهای همدان ماندگار شد.
|