ttttt پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
تاریخ چاپ : جمعه ، 23 مرداد 1405

کد خبر : 112450
 
روزی روزگاری روستایی بود و ایلی در میانه کوهپایه‌ها
تاریخ خبر : 1399-07-19
نویسنده : مهدی ناصرنژاد
     
   
     
متن خبر :


 پانزدهم مهرماه در ایران به نام روز ملی روستا و عشایر بود. روستا و روستازاده و کمی دورتر اما در همسایگی روستاها عشایر هم بودند که همزیستی مسالمت‌آمیزی را در کار تولید محصولات زراعی و فرآورده‌های دامی باهم می‌گذراندند.
روستایی و عشایری تمام ریشه اقوام ایرانی نیستند اما کیست که باور نداشته باشد شاکله اقتصادی ایران کهن براساس کار و تولید و حیات جمعیت روستایی و عشایری این مرزوبوم بوده و در زمان حاضر نیز می‌تواند چنین باشد. به‌طور کلی روستا و عشایر ریشه در آب و خاک ایران دارد و اگرچه این ریشه هنوز هم در آب است ولیکن شاخسار این درخت سایه‌گستر با گسترش شهرنشینی‌ها از سالیانی که به نیم قرن می‌رسد، روی به‌ زردی گذاشته است و عزمی جزم و برنامه‌ریزی‌های عاجل و کارآمدی توسط مسئولان امر می‌طلبد تا حیات پربرکت روستانشینی و کوچ روی عشایر را از انقراض واقعی نجات دهد.
براساس پرونده‌های آماری موجود تا حدود 70 سال پیش بافت جمعیتی کشورمان به‌گونه دیگری قابل مطالعه و تأمل بود؛ یعنی در چنین برهه‌ای از تاریخ جامعه ایران، حدود 75 درصد از جمعیت آن سال‌های کشور ساکن مناطق روستایی بودند و عشایر پرجمعیت را هم شامل می‌شد و تنها حدود 25 درصد جمعیت ایرانی را شهرنشینان شامل می‌شدند و صنعت کشورمان نیز عمدتاً محدود به صنایع‌دستی می‌شد و اغلب نیز شامل دست‌بافته‌ها و دست‌ساخته‌های صنعت‌گران روستایی در کنار انبوه تولیدات زراعی و فرآورده‌های دامی و خشکبار بود.
سیر وارونگی جمعیت روستایی و شهری در آن زمان که با پروسه مهاجرت تدریجی روستانشینان به شهرها آغاز شد، در زمان خود بر پایه ضرورت‌های اجتماعی شکل می‌گرفت، به این معنی که چون با تثبیت مدنیت شهری و گسترش مشاغل خدماتی در شهرها نیاز به نیروی انسانی را اجتناب‌ناپذیر می‌ساخت، دولت‌ها چاره کار را در تشویق جوان‌های روستایی به مهاجرت و روی آوردن به مشاغل روزمزدی می‌دیدند و بدین‌گونه دریچه‌های ورود جمعیت جوان روستایی به شهرهای بزرگ باز شد و فرهنگ جدیدی در افکار روستانشینان شکل گرفت. این روند ادامه داشت تا تغییرات اقلیمی و آغاز خشکسالی‌ها و پدیده کم‌آبی برای فعالیت‌های کشاورزی که هنوز تاحدود 95 درصد با روش‌های سنتی انجام می‌شد و علاوه‌بر این کمبود آب شرب در روستاهای حاشیه اقلیم‌های بیابانی و کویری، مزید بر علت شد و روند مهاجرت از روستاها به شهر در فضای غفلت و بی‌توجهی مسئولان، شتاب فزاینده‌ای گرفت. البته در چنین شرایط و در بستر رشد آگاهی‌های اجتماعی روستانشینان نسبت به امکانات و زیرساخت نابرابر عمرانی و رفاهی در نقاط شهری و روستایی، هیچ انگیزه‌ای برای جوان‌های روستانشین و به‌تبع آن عشایری برای سکونت در زادگاه‌های آبا و اجدادی خود باقی نگذاشت و به‌قطع مسئولانی نیز که بدین امر واقف بودند، دانسته و ندانسته مانع قابل دفاع و توجیه‌پذیری برای جلوگیری از روند مهاجرت‌های ویرانگر از روستا به شهر، ایجاد نکردند.
بدین ترتیب و در یک بازه زمانی نه‌چندان طولانی روستاهای ایران تخلیه و تخریب و متروکه شد و اگر هم روستا و روستانشین و عشایری باقی ماند یا ترجیحاً به‌دلیل شرایط و امکانات شخصی در دسترس معدود هموطنان روستایی و عشایری بود، یا معدود هموطنان روستایی هم بودند که کمترین امکانی برای شهرنشینی نداشتند و یا در جایی خوشبختانه هنوز باریکه‌های نهری و قناتی‌ آباد و زمینی طلاخیز و باغی شکوفه‌زا وجود داشت و زندگی روستانشینی ادامه داشت. چکامه مهاجرت و ترک فرهنگ و نشاط کار و زراعت و تولید روستایی به هر دلیل و انگیزه‌ای که اتفاق افتاد، درهمین چند دهه اخیر به اندازه هزاران سال تحمل حوادث قهری ویرانگر و هزاران جنگ قبیله‌ای و سرزمینی و هجوم مغول و تاتار به این سرزمین و ارزش‌های ناب فرهنگی و اقتصاد هزاران ساله سنتی آن آسیب زد و هم ساختار و حیات مولد روستایی در کشورمان را ویران کرد و هم به رشد متوازن شهر‌ها آسیب جدی وارد نمود. خیل عظیمی از هموطنان روستایی علاوه‌بر اینکه با مهاجرت بی‌رویه به شهرها به امید زندگی بهتر، چیزی به‌دست نیاوردند بلکه عزت و کرامت بالانشینی در روستاهای خود را نیز در حاشیه و گرداب‌های زندگی غریبانه در شهرها از دست داده و نابود شدند.
در تمام این سال‌ها با بودجه‌های سنگین و اضطراری که توسط دولت‌ها برای ایجاد مختصر زیرساخت‌های خدماتی و رفاهی در حاشیه‌های بدقواره شهر‌ها برای مهاجران هزینه شد و هنوز هم ادامه دارد و به‌جایی نرسیده است، می‌شد امکانات و راهکارهایی برای آبادانی دوباره روستاهای قابل برگشت فراهم ساخت، اما چنین سیاستگذاری‌ها یا آنقدر محدود و نارسا بود که عقیم ماند، یا مشوق‌ها در حد مسکن بود و عارضه‌ها دوباره عود کرد و یا آنقدر امروز و فردا کردند تا برای همیشه دیر شد.
خوشبختانه در برهه کنونی از شرایط اقتصادی و رویکردهای تولیدی توسط دانش‌آموخته‌هایی با اصالت روستایی، نگاه به قابلیت‌های روستانشینی زاویه‌های جدیدی پیدا کرده است.
نیاز کشور ما به محصولات کشاورزی و باغی از تمام انواع حیاتی تا عادی آن هر روز دامنه بیشتری به‌خود می‌گیرد. اگر روزی اقتصاد مولد روستایی و عشایری در کشور ما یک سنت آبا و اجدادی بود و رو به انقراض گذاشت، امروز تولید در حوزه و فضای زراعتی و دامداری و تمام فرآورده‌ها و صنایع تبدیلی وابسته به آن، یک رویکرد کار آفرینی و ایجاد مشاغل پایدار است و کمی برنامه‌ریزی و شعور اقتصادی مبتنی‌بر علوم جدید می‌طلبد تا جامعه ما به روستا و روستانشینی و اقتصاد مولد روستایی به‌عنوان بهشت موعود نگاه کند و نگاه و ایده توسعه‌طلبانه می‌خواهد تا به یک نظر خاک را کیمیا کند!

 
 
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.