|
کرونا یا همان کووید 19 را دیگر همه دنیا با هر سطح دانایی و آگاهی میشناسند و با آن درگیر هستند.
کرونا اثرات تخریبی فراوانی در بین تمام کشورها و جوامع انسانی برجای گذاشته است و با گذشت بیش از یک سال ونیم از همهگیری این بلای جهانی هنوز هم هیچ عالم(کارشناسان، متخصصان )و عامی نمیداند این بلا کی به پایان میرسد و یا چه پایانی میتوان برای آن رقم زد.
با این حال بسیاری جوامع انسانی به این نتیجه رسیدهاند که باید با بیماری کرونا و جلوگیری از ابتلای به آن زندگی کنند.
به عبارتی دیگر، کرونا یا کووید 19 در برخی جوامع نیز از حالت یک بیماری به شدت مسری فراتر رفته و به یک عارضه اجتماعی تبدیل شده است. کرونا به نمادی تبدیل شده برای دستهبندی آدمها به خوب و بد. این کرونا بخصوص در جامعه ایرانی خودمان تبدیل شده است به بهانهای برای جبههگیری مقابل دیگران، اگرچه این دیگران کارگزاران مقابله با بیماری کرونا باشند.
کرونا در این برهه از خیزش و گردش و قدرتنمایی خود در جامعه ما به ملاکی تبدیل شده برای پی بردن به بسیاری آسیبهای روانی و اجتماعی که باید بر آنها تأمل کرده و به فکر چارهجویی عاجل بود چون در غیر این صورت در آیندهای نه چندان دور با چالشهای بزرگ اجتماعی روبهرو خواهیم بود که اساس خانواده و ساختار فرهنگی و خیلی از باورهای ارزشمند دینی و ملی را نشانه رفته و تخریب میکند.
گزارشگر تلویزیونی که در این شرایط بسیار سخت و خطرناک از موج پنجم گسترش بیماری کرونا، با هدف آگاهیبخشی از این خطر بزرگ و تشویق مردم به رعایت شیوهنامههای بهداشتی بین مردم رفته است، میکروفون خود را برابر افراد مصاحبه شونده میگیرد و میپرسد آقا یا خانم چرا در این وضعیت بحرانی و لزوم رعایت نکات بهداشتی از ماسک استفاده نمیکنی؟ و طرف با صراحت پاسخ میدهد کرونا تمام شده است! یا کرونا کجا بود! من کرونا را باور ندارم! یا مثل آن پیرمردی که تقریباً پرخاشگرانه میگوید من از هیچ چیزی نمیترسم !
آیا واقعاً چنین افرادی که قطعاً جمعیت زیادی را در جامعه ما شامل میشوند از کرونا اطلاع ندارند؟ یا اطلاع دارند و فکر میکنند کرونا فقط برای قشر خاصی است و آنان به این ویروس کشنده مبتلا نمیشوند؟ یقیناً این چنین نیست و اکنون کمتر کسی از هموطنان ما است که متأثر از فاجعه کرونا نباشد، چون در همسایگی یا دوستان و آشنایان، یا بستگان و عزیزانی از هموطنان ما بودهاند یا هستند بیمارانی که به کرونا مبتلا شده و سوز تازیانه این اهریمن چموش را چشیدهاند، بنابراین هرکس تظاهر کند، کرونا را ندیده و نمیشناسد و قبول ندارد دروغ میگوید و خود را به خواب خرگوشی زده است. اینان به نوعی دارند جبههگیری میکنند و مخالفت و ضدیت خود را با واقعیتهای جامعه و آنچه پیرامونشان میگذرد نشان میدهند! چنین رویکرد فردی و اجتماعی در جامعه امروز ما فقط مختص به کرونا نیست .
مخالفتها و ضدیتها و جبههگیریها با بسیاری جریانهای اجتماعی و سیاسی و حتی باورها و اعتقادات ملی و مذهبی، عارضه خطرناک و یک پدیده بزرگ رفتاری است که مدتهاست گریبانگیر جامعه ما شده است و نیازمند عزم ملی و دلسوزانه و مسئولانه کاملاً جدی است تا جامعه را از این انحراف فرهنگی نجات داده و اعتماد و خودباوری و همسونگریهای فرهنگی را بین مردم بازگرداند.
در این شکلگیری فضای مسموم و مسخکننده اجتماعی، همه از خانواده و نهادهای دولتی و احزاب و گروهها مسئول هستند. چراکه جهتگیریها و دستهبندیهای بزرگ سیاسی در اصل موجب پدید آمدن افکار جدید در بین آحاد جامعه میشود، چراکه تاکنون اغلب فضاسازیها و جریانآفرینیها در جامعه ایرانی با خیلی باورهای عمومی همسو نبوده و ورود وسایل و ابزار ارتباطی جدید با اهداف تهاجمی غرب نیز موجب به وجودآمدن خلأفکری عمیق بخصوص در بین نسلهای جوان شده و متأسفانه ستیز ناخواسته ساختارهای فکری سنتی با هجمههای فرهنگی مدرنیته تاکنون به سود نوگراییهای نامأنوس و فریبنده تمام شده است .
در این میان نارساییها و برنامهریزیهای غلط اقتصادی نیز انگیزهای برای مقاومت نسلهای ایرانی برابر رویکردهای اغواکننده غربی و مولود فضای اینترنتی باقی نگذاشته است که از نمونه آن گریزانی نسلهای جوان از ازدواج پاک و تشکیل خانواده و فرار از مسئولیت بچهداری است و در ادامه آن سبک شمردن فضایل دینی و اخلاقی و حرمتهای رایج بین نسلهای گذشته میباشد .
|