ttttt پایگاه اطلاع رسانی روزنامه همدان پیام
 
تاریخ چاپ : يكشنبه ، 1 شهريور 1405

کد خبر : 104449
 
اغور به خیر پهلوان
تاریخ خبر : 1398-10-25
نویسنده : مهدی ناصرنژاد
     
 
 
     
متن خبر :


 در دنیای پر زرق‌و‌برق ورزش امروز و به‌ویژه فوتبال عامه‌پسند، تیم فوتبال پاس به یکی از دل‌مشغولی‌های جامعه فوتبال همدان و با کمی خوش‌بینانه‌تر بگوییم، جامعه فوتبال استان تبدیل شده است.
متأسفانه همانطور که این روزها در مطبوعات محلی پرداخته می‌شود، فوتبال استان به‌ویژه پاس در این برهه بیشتر از هر زمان دیگری حال خوشی ندارد و به قولی با هزار اما و اگر و من بمیرم و تو بمیری روی پای خود دوام آورده، مسابقات دسته 2 فوتبال کشورمان را ادامه می‌دهد.
همین تیم که در پایان نیم‌فصل نخست با درد و رنج فراوانی توانست در جایگاه دوم گروه خود بایستد، در نخستین بازی نیم‌فصل دوم که روز یکشنبه گذشته (22 دی‌ماه 98) در بندرعباس انجام شد، با نتیجه 2 بر 2 در مقابل نماینده دسته دومی این شهر متوقف گردید درحالی‌که نیمه نخست مسابقه را 2 بر صفر از حریف خود جلو بوده است.
قطعاً اتفاقات رخ داده در تعطیلات یک ماهه پایان نیم‌فصل نخست بر روند موفقیت و حرکت رو به جلوی تیم پاس خیلی تأثیر گذاشته و خدا کند این اتفاقات سرنوشت تیم پرماجرای شهرمان را در پایان فصل به ناکجاآباد نکشاند!
یکی از این اتفاقات، البته 2 تا از این اتفاقات این است که در اتفاق اولی به دلیل بدهکاری‌های سنگین پاس به این وآن، پنجره نقل‌وانتقالات به روی این تیم بسته شد و پاس نتوانست با جذب بازیکنان مورد علاقه‌اش نقاط ضعف خود را برای نیم‌فصل دوم ترمیم نماید و ناچار به همان بضاعت نیم‌فصل نخست قناعت کرد، اتفاق دوم هم این است که احمد جمشیدیان سرمربی پاس که در 2 فصل اخیر با این تیم و برای شهر خود در کشاکش بود، گذاشت و رفت و البته با علم به نداری و گرفتاری‌های پاس، مشکلات شخصی خویش را بهانه قرار داد و هر 2 پایش را توی یک کفش کرد که نمی‌دانم و در توان من نیست!
باید بگوییم و همه اهل فوتبال همدان می‌دانند، تیم پاس را خیلی از دایه‌های مهربان‌تر از مادر از همان ابتدا بدهکار و بدبخت کرده‌اند همان‌هایی که ادعای کاربلدی در ورزش و فوتبال و مدیریت فوتبال داشتند، خود را به پاس آویزان کرده‌اند و در تمام سال‌های گذشته فصل به فصل موجودی و دارایی پاس را قطره قطره مکیدند و بدهکار این و آنش کرده و او را از لیگ برتر به دسته دوم رساندند. همه این آقایان ادعای پهلوانی و مردانگی داشتند غافل از اینکه، آقاجان! در ورزش مثلاً حرفه‌ای شما و با قراردادهای میلیاردی نباید حرف از پهلوانی و مردانگی زد!
گذشت آن روزگارانی که مردان مرد هر شهر و دیار در عالم ورزش و آمادگی و سلامت کمر همت می‌بستند و بدون هیچ انتظار و ریا فقط برای شهر خود و بزرگی نام مردم خود وارد گود رقابت در ورزش می‌شدند. اما از زمانی که پای پول و اسم ورزش حرفه‌ای به میان آمد و فوتبالیست‌ها یا رشته‌های دیگر از این شهر و از آن کشور با قراردادهای میلیاردی برای باشگاه‌های دیگر بازی می‌کنند، دیگر پهلوانی هیچ معنی و مفهومی ندارد، مگر همان مسابقات محلی و آماتوری که به غیر از یک جایزه نمادی پای پول و قرارداد در میان نیست و برای زنده نگهداشتن مرام پهلوانی پای به میدان می‌گذارند.
امروزه وقتی تمام زندگی، خوشبختی، خانه، ماشین آنچنانی و سفرهای خارجی یک ورزشکار در گرو پول و درآمدهای نجومی از ورزش می‌باشد حرف زدن از پهلوانی مثل متل‌گفتن و جوک‌گفتن‌های تکراری و آبکی برای بچه‌های تازه دندان درآورده است.
گذشت و رفتند و گذشتند آن پهلوان‌های قدیمی، پهلوانی که در آخرین رهگذر تلخ و فروخورده از هم محلی آشنای خود شنید که (اغور به خیر پهلوان، کجا با این عجله)!؟

 
 
نشر و نقل مطالب فقط با ذکر نام روزنامه همدان پیام بلامانع است.