|
روی کار آمدن دونالد ترامپ در آمریکا گفتمان کهنه صلح از طریق قدرت را در سیاست خارجی آمریکا به عنوان گفتمان اصلی مطرح کرد.
گفتمانی که با شعار اول آمریکا و جنبش ترامپی مگا،آمریکا را دوباره می سازیم، همخوانی کامل دارد و قصد آن افزایش قدرت آمریکا برای بازدارندگی است.
ترامپ تا قبل از تجاوز هماهنگ با اسرائیل به ایران، آتش بس بین هند و پاکستان را نتیجه دخالت خود و گفتمان صلح از طریق قدرت میدانست و اکنون نیز ترک جنگ فیزیکی بین ایران و اسرائیل را اقدام دیگر خود در غالب گفتمان صلح از طریق قدرت میخواند.
هر چند در اینجا حضور آمریکا در یک طرف جنگ و دفاع جانانه ایران در غالب گفتمان مقاومت و حفظ امنیت از طریق پایداری و دفاع مقتدرانه این ادعای ترامپ را زیر سئوال برده است.
آنچه در پیشگیری از جنگ اهمیت دارد قدرت بازدارندگی کشورها دربرابر تهدیدها است.
بر این اساس پس از جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل به ایران، دکترین دفاعی کشور به ویژه در بخش بازدارندگی با توجه به گفتمان تهاجمی دشمنان نیاز به بازنگری جدی دارد.
این مهم لازمه حفظ امنیت با دشمنانی است که قدرت را مهمترین عامل برای دستیابی به صلح تحمیلی عنوان میکنند و در استفاده از قدرت بر تمام آنچه در اختیار دارند، توجه دارند.
اینکه دکترین فعلی نتوانسته بازدارندگی لازم را داشته باشد و دشمنان با بهانههای واهی تهاجمی به کشور داشتهاند، موضوعی قابل تأمل و نیازمند آسیب شناسی جدی است.
به همین دلیل قدرت بازدارندگی کشور باید ارتقا یافته و در صورت لزوم از عوامل بازدارنده جدید برخوردار شود.
در این زمینه اتکا اصلی باید به مردم باشد زیرا در دفاع اخیر نیز حمایت مردم از تمامیت ارضی، دولت و نیروهای مسلح موجب عقبنشینی دشمنان شد.
با این اوصاف لازم است دکترین دفاعی کشور با تعریف عوامل بازدارندگی جدید که می تواند افزایش قدرت ایران و صیانت از صلح اخلاقی در منطقه با آن باشد، بازتعریف شده و در این روند قدرت دفاعی کشور نیز با عواملی که دشمنان به دنبال حذف آنها از مولفههای قدرت کشور هستند مانند موشکهای بالستیک، انرژی هستهای و به کارگیری دانشهای روز تقویت شود.
افزایش قدرت با حفظ داشتههای قبلی و تعریف مولفههای نو موضوع مهمی در مقابله و خنثیسازی جنگهای جدید با دشمنان تحت عنوان گفتمان جنگ افزوزانه صلح از طریق قدرت خواهد بود.
|