|
۱- رسانه در ایران علاوه بر ایفای نقش خود در مواقعی نقش برخی نهادها را ایفا و کارکرد آنها را داشته است.
این اتفاق هرچند در مواقعی موجب رویکرد مردم به عنوان مخاطب به رسانهها شده اما برای رسانهها کم هزینه نیز نبوده و هزینههایی را به آنها تحمیل کرده که در مواردی جبران ناپذیر بوده است.
۲- بیشترین حوزه و نهادی که رسانهها وظایف آن را در کم کاری آن، در ایران ایفا کردهاند، احزاب هستند.
احزاب در ایران علاقه شدیدی دارند که در اصطلاح به دست دیگران مار بگیرند و در اکثر موارد این دیگران، رسانهها بودهاند.
۳- ورود رسانهها به کار حزبی و فعال شدن برخی مدیران ، سردبیران و خبرنگاران رسانهها در سطح دبیرکل یک حزب در نهایت دیگر احزاب را بر علیه رسانهها کرده که هزینه این رقابت نامنصفانه هزینه بسیار برای رسانهها بوده است.
تعطیلی بسیاری از رسانهها در زمان قدرت گرفتن احزاب رقیب کمترین هزینهای بوده که رسانهها پرداخت کردهاند.
۴- پرداخت این هزینهها رسانهها را آگاه کرده تا بر رسالت خود و انجام فعالیت ها و ایفای نقش و کارکرد خود تمرکز کنند.
هر چند نگاه اصحاب قدرت به رسانهها به عنوان رقیب دلیلی شده تا همچنان رسانهها شرایط و فضای لازم برای انجام رسالت خود را نیز به طور کامل نداشته باشند.
۵- اگر از مدیر و مسئولی به درستی در رسانهای نقدی شود و کمکاری یا رانتخواری گروهی افشا شود، آن رسانه باید هزینه شکایت و حذف بسیاری منافع قانونی و اتهام سیاهنمایی و ... را به تن بخرد، واقعیت امروز فعالیت رسانهای است.
فضایی که در آن رسانه نباید انتظار گردش آزاد اطلاعات و توجه به سوتزنی رسانهای را داشته باشد مگر اینکه بپذیرد برای رسیدن به این فضا باید همچنان هزینه بدهد.
۶- سوت زنی تنها وظیفه رسانه نیست و اصل این وظیفه در رقابتی حزبی بر عهده احزاب است.
رقابت حزبی به این دلیل خوب است که احزاب مراقب هم هستند و با فریاد و سوت زدن کوچکترین اشتباه رقیب، از آن برای ساختن اعتبار برای خود استفاده میکنند و به همین دلیل احزاب در یک اجبار اجتماعی و حزبی سعی در رفتار درست خواهند داشت.
۷- حال اگر احزاب بخواهند این وظیفه را هم به رسانهها محول کنند در واقع تمام کارکردها و نقشها را از رسانه ها مطالبه کردهاند.
اینکه در انتخابات شورای شهر از رسانهها خواسته شود بیشتر به رانت و تخلفات شوراها و شهرداری ها پرداخته شود، لازمه آن بیان مصداق و مستندات آنها توسط احزاب است تا رسانهها برخورد با آن را تبدیل به یک مطالبه عمومی کنند وگرنه این نوع بیان تنها رفتاری شعاری برای مبارزه با فساد خواهد بود.
روشن است رفتار شعاری نه تنها فساد را ریشهکن نخواهد کرد بلکه موجب گسترش فساد نیز خواهد شد.
|