|
نوع تفکر و سبک زندگی انسانها در طول تاریخ دستخوش تغییرات فراوانی بوده است. برخی سلایق و رفتارها به شکل نامناسبی از چارچوب طبیعی خود خارج شده است و برخی تفکرات متعصبانه و ناشایست به مرور زمان رو به اصلاح گذاشته است. یکی از این مسائل که در فرایند تغییر سلیقه جامعه جهانی روند مثبتی به خود گرفته است، مخالفت با عقاید نژادپرستانه است.
هنگامی که سخن از افراد نژادپرست میشود، نسبت به کلیشههای سینمای جهان، مرد مسن چهارشانه قدبلند و ایرلندی در تصوراتمان میآید که با موهای سفید و پوستی رنگ پریده آنچنان به بنبست فکری رسیده است که حتی حضور فردی سیاهپوست را در اطراف خود نمیتواند تحمل کند.
باید به این مسأله اذعان کرد، اینچنین تفکرات رادیکالی تقریباً با موضعگیریهای جوامع بشری رو به نزول گذاشته و یا اینگونه افراد مقبولیتی در جامعه برای اظهار عقیده ندارند. با اینحال با ریشهیابی در فرهنگ و اعتقادات مردم کشورهای مختلف، میتوان نشانههایی از نژادپرستی را جدایی از چارچوبهای روتین این طرز تفکر ناپسند، یافت.
کشته شدن جرج فلوید توسط یکی از افراد پلیس آمریکا و انتشار فیلم وی در فضای مجازی، خیلی زود سبب واکنش مردم آمریکا و دیگر کشورهای جهان به این حادثه شد، که در پی آن انگشت اتهام نژادپرستی سیستماتیک به سمت اداره پلیس ایالات متحده گرفته شده است.
همچنین کشته شدن جرج فلوید دامنه اعتراضات و انتقادات را به سایر کشورها نیز کشانده و سبب شده است که نژادپرستی به دغدغه روز جامعه جهانی تبدیل شود.
این درحالی است که در برخی کشورها همچنان شاهد کشتارها و استبدادهای نژادپرستانهای هستیم که جامعه جهانی نسبت به آن واکنشی نشان نمیدهد، از جمله این کشورها میتوان به فلسطین، یمن و ... اشاره کرد.
این اتفاق را (عدم واکنش جامعه جهانی به کشتارهای نژادپرستانه در منطقه) میتوان به 2 علت دانست: یک، قدرت رسانهای و تبلیغاتی کشورهای غربی که تمایلی به نشان دادن واقعیتهای رخ داده در خاورمیانه ندارند، دو، غفلت کشورهای منطقه.
به اعتقاد نگارنده دلیل اصلی شکلگیری این روند در منطقه میتواند عامل دوم باشد؛ زیرا اگر تأثیر رسانهای و تبلیغات کشورهای غربی عامل اصلی هدایت و کنترل این نوع تفکرات در جهان بود، کشورهایی از جمله آمریکا و انگلیس امروزه با این حجم از اعتراضات مواجه نمیشدند.
با بررسی شاخصههای نژادپرستی در نوع دیدگاه کشورهای منطقه، متوجه وجود این طرز تفکر ناپسند در ابعاد نسبتاً وسیع خواهیم شد. از بدو اعلام حاکمیت رژیم اشغالگر صهیونیستی تکیه کشورهای عربی ازجمله عربستان بر اتحاد نژاد عرب برای مقابله با جنایات این رژیم غاصب بوده است. این مسأله خود به اختلاف کشورهای مسلمان منطقه با اسرائیل، رنگ و بوی نزاع قومیتی داده است که در تفکرات عامه جامعه جهانی جایی ندارد؛ زیرا تکیه این کشورها بر این نوع دیدگاه سبب شده است با وجود وحدت عقیده در مسأله فلسطین نهتنها با جامعه جهانی، حتی با دیگر کشورهای اسلامی از جمله ایران نتوانند به اتحاد پایداری در این زمینه برسند.
در منطقه خاورمیانه همواره اقلیتهای قومی بهدنبال اتحاد و جداییطلبی از کشور متبوعشان هستند. اگرچه این موضوع در سایر نقاط جهان نیز وجود دارد ولی از اشتباه بودن این نوع تفکر نژادپرستانه نمیکاهد. درگیریهای نظامی در منطقه میان ترکیه، عراق و سوریه را میتوان یکی از نتایج این جداییطلبیها دانست، زیرا همجواری منطقه خودمختار کردستان عراق با ترکیه و سوریه، را دلیل نگرانی دولت ترکیه از قدرتگرفتن این قوم در منطقه و اقدام به جداییطلبی از این کشور میدانند.
تفکرات نژادپرستی در نوع تفکر دنیای مدرن و جامعه جهانی جایی ندارد و از سوی دیگر دین مبین اسلام با برابر دانستن انسانها این نوع دیدگاه را رد میکند. خداوند در قرآن در آیه 13 سوره حجرات ملاک برتری انسانها را نسبت به یکدیگر تقوا میداند.
در ایران نباید این مسأله را که در کشورمان تفکرات نژادپرستانه وجود ندارد بهصورت کلی رد کرد. بهدلیل وجود قومیتهای مختلف در کشور، میتوان گفت که مسأله نژادپرستی به شکل افراطی آن و اعتقاد به برتری نژادی وجود ندارد. البته برخی تحلیلگران وجود این دیدگاه را در نوع برخورد برخی هموطنانمان با مهاجران کشور افغانستان ریشهیابی میکنند. در جواب این نظریه باید گفت که مقوله عدم پذیرش اجتماعی نسبت به مهاجران کشورهای دیگر در بیشتر کشورهای جهان امری عادی تلقی میشود. البته این مسأله تأییدی بر این نوع رفتار نیست، ولی میتوان دلیل این ناهنجاری را در تفاوت فرهنگی و مسائل دیگر ریشهیابی کرد.
میتوان اوج تفکرات نژادپرستانه در ایران را که مردم ناآگاهانه با آن برخورد میکردند، ایجاد طنزها و لطیفههایی با نام اقلیتهای نژادی دید که خوشبختانه این مسأله با ایجاد یک پویش مجازی تا حد نسبتاً زیادی اصلاح شده است.
با اینحال برای مقابله با تفکرات نژادپرستانه باید ریشهای عمل کرد و با آموزشهای لازم در دوران تحصیل فرزندان کشورمان، برای قدرت گرفتن این طرز تفکر خطرناک و ناپسند مجالی ندهیم.
|