|
براساس آمارهای منابع رسمی درحالحاضر حدود 8/5 میلیون نفر شاغل در سازمانهای دولتی، شرکتهای رسمی و مؤسسههای حقوقی کشورمان درآمد ثابت دارند و بهاصطلاح حقوقبگیر هستند که اگر کارکنان کارگاههای کوچک و داروخانهداران و مشاغل اینچنینی را هم به این جمعیت اضافه کنیم، حدود ده میلیون نفر از زنان و مردان شاغل ایران درآمد ثابت ماهانه دارند و با افراد تحت تکفل خود تقریبا نیمی از جمعیت کشور را شامل میشوند.
علاوهبر این جمعیت کثیری از قشرهای جامعه نیز اگر مشاغل فصلی و موردی خود را از دست بدهد تقریبا هیچگونه درآمدی نخواهند داشت که باید بررسی وضعیت معیشتی آنان جداگانه در دستور کار ژورنالیستی و محققان جامعهشناس قرار بگیرد.
نکته قابل تأمل بهویژه در نوشتار ما این است که قشرهای حقوقبگیر با درآمد ثابت و ماهانه خود هیچگونه اختیار و قدرت عملی در مقابل نوسانهای روزانه و بلکه لحظهای قیمتها ندارند و درحالیکه همواره بهصورت خزندهای قدرت خرید خود در مقابل افزایش نامتعارف قیمتها را از دست میدهند، هیچ شانسی هم برای بهبود زندگی یا پسانداز مالی و آیندهنگری برای خود و خانوادههایشان باقی نمیماند.
بدیهی است در چنین شرایطی بسیاری از برنامهریزیها و استراتژیهای اجتماعی نیز برای راهبرد جامعه تحتتأثیر قرار میگیرد که بر اثر آن هرگز نمیتوان به قوام و شکلگیری یک جامعه سالم و فرهنگی سازنده و هنجارساز امیدوار بود.
درحالحاضر و در شرایطی که اقتصاد جامعه بهصورت کج دار و مریز حفظ میشود و تمام هم و غمها بر این است تا وضعیت موجود بدتر از این نشود، هر کسی هم در چرخه کاروکسب و معیشتداری ساز خود را میزند و تقریبا هیچ کنترلی بر ارزشگذاریها در کاروکسبهای آزاد نیست.
بنابراین صاحبان حرفه و فن و قشرهایی که زندگی خود را براساس نوع خدماترسانی و موقعیت شغلی آزادی که دارند، مدیریت میکنند، از دغدغه گرانیها فارغ هستند، چون درآمد و مزد و نرخ تعرفه خدمات آنان تابع تغییر و هرگونه افزایش قیمت است و بهاصطلاح خیلی واضح، نان را به نرخ روز میخورند و هیچ باکی هم از گرانیها ندارند و نرخ روز را از مشتریان و ارباب رجوع مطالبه میکنند، بهنحوی که تمام دستمزدهای فعلی در مشاغل آزاد اصلا قابل مقایسه با مدت مشابه سال گذشته ندارد.
درصورتیکه حقوق ثابت و ماهانه کارکنان دولت و شاغلان شرکتها و مؤسسههای خدماترسان و بازنشستگان و مستمریبگیران با کمتر از 25 درصد افزایش ابتدای سال، همان مبلغ است و باید مدارا کرد.
حال اگر در این گیرودار و غایله گرانیها، مستمریبگیر سازمان تأمین اجتماعی و بیمهگذار تکمیلی آتیهسازان هم باشی که دیگر کلاه سوراخ و نیمدارت پس معرکه خواهد بود. به همه این واقعیتهای تلخ باید بازار بلبشوی شب عیدی و کیسه گشاد فروشندگان فرصتطلب و گرانیهای ساختگی و عنانگسیخته را هم اضافه کرد که میشود همان گل و سبزه و مصداق معروفی که با سه پلشت آید...، آغاز میشود و میهمان برسد تمام میشود!!!
|